هر شش پاراگرافِ نامهی جناب آقای لاریجانی شش موجِ قوی از عملیات وعدهی صادقِ۴ است. خدا حفظتان کند.
در سرم میپیچد شعری که چندی پیش خوانده بودم "رَقصی چنین میانهی میدانم آرزوست." پلک میبندم و کلماتی در پشتِ پلکهای بستهام نقش میبندند: شجاع، بیادعا، مقاوم، نترس، دلسوز. پلک میگشایم و نگاهم به کلیپی که از یکی از کانالها دانلود شده میافتد: جناب آقای پزشکیان است و بدون ذرهای ترس قدم زدن میان مردم در روز قُدس. خدا حفظتان کند مرد.
نگاهم به تصویرِ حاجباقر است و طنینِ دلآرای امام خامنهایِ شهید در سرم میپیچید "در لگدکوبِ حوادث جانِ دیگر یافتم" نگاهم به پیراهنِ سبزِ نظامیِ حاجباقر است، به محاسن سفیدش، به نگاهِ پر عطوفتش که نثار مردم میشود و به چینهای فتاده بر پیشانیاش که در واژهنامهی عمید نامش را نهاده اند آژنگ؛ یعنی چین و شکن که بر وی آید چه از غضب چه از پیری! او سالهاست که در رزم است، از همان اولِ جوانی که لباسِ رزم بر تن کرد تا کنون در جهاد است. حاج باقرِ جبهههای دفاع مقدس است، حاجباقرِ جبهههای لبنان است، حاجباقرِ جنگِ ۱۲ روزه ست، حاجباقرِ جنگِ رمضان است. در جهادِ در راه خدا روز و شب نمیشناسد و پلکهای خستهاش شبیه رفیقِ قدیمیاش حاجقاسم خواب ندارد. خدا حفظتان کند "حاجباقر"
هدایت شده از مَهجور
اگر میخواهید تاثیرگذار باشید،
اگر میخواهید به عمر و خدمت
و جایـگاهتون ظلم نکرده باشید؛
ما راهی به جز این که یک "شهیدِ
زنده" در این عصر باشیم، نداریم.
- شهید احمد کاظمی
صدای انفجار به قدری بلند بود که دلکنده از تمام دنیا گفت : دلم نمیخواد تو خونه شهید شم... میخوام تو میدون باشم، الآن و در این لحظه و اینجوری نمیخوام..
با خنده گفتم : خیالت راحت ما هیچیمون نمیشه. چون کنارِ منی و منم که شهادت ازم فراریه.
خندید و همین را میخواستم.
[ اندر احوالات ]
•| مَلْجَأ |•
هر شش پاراگرافِ نامهی جناب آقای لاریجانی شش موجِ قوی از عملیات وعدهی صادقِ۴ است. خدا حفظتان کند.
چقدر این چند روز جور دیگر دلم شورتان را میزد. به مامان میگفتم انگار قانون این دنیاست هرکه به اوج محبوبیت میرسد شهید میشود.. بندهی خدا بودید و به خدا پیوستید. خدانگهدارتان؟ نه! به امید دیدار :)
•| مَلْجَأ |•
موجِ پنجاهویکمِ عملیات وعدهی صادقِ۴
موج شصتُمِ عملیات وعدهی صادقِ۴ یا قمرِ بنی هاشم !
حواستان باشد ما به شهیدانمان نمیگوییم خداحافظ؛ بلکه می گوییم به امید دیدار! میآیند، ظهور نزدیک است ..
بارها نوشتم، بارها پاک کردم. بارها فکر کردم جمله ها را در سرم نظم دادم و تمام حرفهای تلنبار شدهام را در یک کلمه یافتم: "بصیرت!" پنج بار نوشتم که آدمِ بصیر اهلِ تخریب نیست، آدمِ بصیر هوچیگر نیست، آدم بصیر خطِ صحیح را مییابد، اهل تقلید کورکورانه و ضبطِ صوتِ چهرهی بُلدکرده نیست! صادقانه بگویم، دلم برای خیلیها سوخت.. برخی در این راه نامشان را دادند و شهید شدند و برخی آبرویشان را دادند و شهید شدند. گذشته از اینها لاکن یک چیز را خوب دریافتهام که هرچه بیشتر برای این انقلاب از خودت بگذری، محبوبتر میشوی و خُب ادامهاش هم همان حدیث قدسیِ "من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته" است. راستش اینها را پنج بار نوشتم و چهار بار پاک کردم. آخرین بار را نتوانستم پاک کنم، بماند اینجا؛ باید بماند اینجا تا یادآور درسِ بصیرت باشد.
#خویشتَن
اصابت موشکهای ایرانی به راس لفان، مهم ترین مجموعه گازی جهان در قطر (31 درصد گاز جهان رو این جا تامین میکنه)
+ حمله به زیرساخت ها رو ما آغاز نکرده بودیم، چشم در برابر چشم است!