اینروزها که از هر طرف شهید میارند مدام دارم میشنوم "خیر نبینند حسودا قد و بالات نظر خورد" و من با تمام این نوحهها یاد امام شهیدم میوفتم...
هرچی تو پاییز و زمستونِ کمبارش زیر بارون قدم نزدم، امشب جبران شد؛ الحمدلله .
بعضیا هم خب بارون دوست ندارند دیگه، مثلا همون لحظه که من با لبخند افتادن قطرههای درشت بارون رو چادرم رو میدیدم، یکی دست روی سرش گذاشته بود و هرچه حرص و فریاد داشت برسر آمریکا کشید. خلاصه که مرگ بر آمریکا
آقای سیدعباس عراقچی! ممنونِ هوش و ذکاوتِ دیپلماتیکتان هستم. اینروزها در اخبار و رسانهها شاهد تلاشهای همهجانبهتان برای به کارگیری تمام ابزارهای دیپلماتیک بودم و دیدم تئوریهایی که در کتابها خواندهام را شما در این برهه حساس تاریخ در میدان به کار بستهاید. مقابل دوربینی که دیپلماتهای جهان نظارهگرش هستند، با یک تکان دیپلماتیک دست و اشاراتِ قهرآمیزِ ابرو، واژهها را به کار میبرید و محکومیت میخرید برای دشمن. کشورها را توجیه میکنید، همسو میکنید و مجاب! تا تصویر ایرانِ قوی را دستاوردسازی سیاسی کنید. ابزار جنگ دیپلماتیک واژه است، روایتسازی است. یا به قول معروف با پنبه سربریدن است. تلاشهایتان میماند در تاریخ، این اسنادِ محکومیتِ دشمن میماند در تاریخ و آیندگان خواهند فهمید که همسو با جنگ نظامی و ابزار سخت چگونه توانستیم جنگ دیپلماتیک را هم ببریم!
#خویشتَن
•| مَلْجَأ |•
هرچی تو پاییز و زمستونِ کمبارش زیر بارون قدم نزدم، امشب جبران شد؛ الحمدلله .
چهارشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۵
بیست و ششمین روز جنگِ رمضان // وعده صادقِ۴
•| مَلْجَأ |•
موج شصتُسومِ عملیات وعدهی صادقِ۴ است؛ یادِ شهدای ۶۳ساله بخیر :)
موج هشتادُ دوم عملیات وعدهی صادقِ۴ است با رمزِ یاعلیاکبر !
بعد از نماز که مهرم رو برداشتم و رفتم پیش مامان نشستم، مامان وسط تسبیحاتش با لبخندِ پر حسرتی گفت: اونجایی که نشستی همیشه عزیز مینشست :)
دلم برای چهرهی همیشه پرتبسمش تنگ شد.
•| مَلْجَأ |•
موج هشتادُ دوم عملیات وعدهی صادقِ۴ است با رمزِ یاعلیاکبر !
موج هشتادوچهارم عملیات وعده صادقِ۴
به نیابت از رزمندگان کف خیابان از طرف رزمندگان کف میدان [ بر بدنهی یک موشک نوشته بود ]