برعکس همیشه که با آقایون میرفت، برای اولینبار تو این مدت دستِ محمدحسینِ شیش ساله رو گرفتم با خودم بردم رزمِ شب (راهپیمایی). یکم که رفتیم نگاه کردم دیدم بچه سرش پایینه داره با دقت زمین رو میبینه و با احتیاط قدم برمیداره یه وقت چادر خانوما رو له نکنه.. آخه خاله جونی تصدقت فسقلی .
هر دفعه که به محور مقاومت فکر میکنم به ایدهش، به ساختارش، به چهرههای تاثیرگذارش؛ یاد ظهورِ مولا عجلالله میوفتم. ایدهای تو ذهنمه که بنویسم. این روزها فکر میکنم بیشتر از هروقت باید نوشت . بنویسیم، قلم بزنیم و علم بزنیم .
•| مَلْجَأ |•
آقای قالیباف در جمع دانشجویان ونزوئلایی: من از کشوری آمدهام که ۴۷ سال پیش، در میانۀ هیاهوی قدرته
آقای قالیباف خطاب به مخاطبان جهانی : اگر میخواهید بفهمید که چرا ایران برای انسانیت میجنگد و چرا اسرائیل تهدیدی جدی برای تمدن بشری به شمار میرود، این سه گزارش سازمان ملل را بخوانید... [ در کانال ایشان ببینید ]
چقدر شبیه حاج قاسم هستید، آگاهی بخش و مجاهد. خدا حفظتان کند .
عکس به یاد مجتبیِ سه روزه گرفته شده
کنار ماشین حمل تابوت شهداء وایستاده بودم. یعنی اتفاقی شد اونجا ایستادنم، قرار نبود از اون صحن برگردم، رفتم و دیدم تابوت مادر رو گذاشتند تو ماشین و بعد تابوت فرزندِ سه سالهش رو در آغوشش .. روضه بود، روضهی مصور !
دلم برای ورق زدن و نوتبرداری کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن تنگ شده. احساس میکنم اگه تورقش کنم خاطرات سال نودو هشت تا شیش ماه پیشم از بین صفحههاش میریزه .