گفت : تو چیزی نمیخوای بگی؟
گفتم : تو این شرایط آدم باید اول فکر کنه، فکر کنه ، فکر کنه و یک سوم آنچه فکر میکنه رو حرف بزنه. اگه همه حرف بزنیم میشه تشویش.
گریه کردم برایت؛ در راه حرم، بعد از نماز صبح، قبل از سحرهای رمضان، ظهرها که تشنهلب بودم، با اولین خرمای افطارها، شبها میان تجمع، در زمزمهشعرِ خدایا خدایا تا انقلاب مهدی که در مسجد میخواندیم، هر شب برایت گریه گردم، وقتی شعار میدادم، وقتی مشت بلند میکردم، وقتی پرچم میهن را بالا میبردم، وقتی عکست را نگاه میکردم، ساعتها برایت گریه کردم، وقتی از تو میشنیدم، وقتی از تو میگفتم. غمت سنگین است تصدقت شوم.
میگویند در کودکی هرچه بیاموزی در ذهنت میماند. معلم کلاس سومم میگفت درختها زنده اند، حیات و ممات دارند. صادقانه بگویم؛ رشک میبرم بر درختهای حیاط بیتتان که تا لحظهی آخرِ حیاتشان کنار شما بودند اماما :)
•| مَلْجَأ |•
حزبالله در "ان معی ربی سیهدی" ترین حالت ممکنشه.
و کل محور مقاومت نیز ... تنها خدا، حافظ ماست !
•| مَلْجَأ |•
و کل محور مقاومت نیز ... تنها خدا، حافظ ماست !
و همین کافی ست !