eitaa logo
•| مَلْجَأ |•
299 دنبال‌کننده
1هزار عکس
168 ویدیو
5 فایل
﷽ • . دراندرونِ من، رزمندھ ا؎ برکلاشینکف‌ش تکیه داده وخیرۀ اࢪوند می‌بارد... ☕️📘 @Man3I3 . - 99 / ‌2 / ‌4 - صرفا یه دفتر یادداشت
مشاهده در ایتا
دانلود
در جنگِ روایت‌ها و در جنگِ اراده‌ها سلاح، قلم است و واژه‌ها، فشنگ‌. تصویری که یک ملت از خود ارائه می‌دهد بر رفتارِ رقبا در قبال آن تاثیر دارد‌. چرا که سیاستِ خارجی ادامه‌ی سیاست داخلی ست‌ و اتحاد و انسجام درونی تاثیر بر کنشمندی‌ و دستِ برتر کشور در مناسبات خارجی دارد‌. سرّ اتحاد در آن است که پدافندی برای ماجراجویی‌ های دشمن در جنگ نرم می‌شود‌.
حاضرم از صبح تا شب و از شب تا صبح درباره جنگ سخت و جنگ نرم صحبت کنم‌ .
•| مَلْجَأ |•
در جنگِ روایت‌ها و در جنگِ اراده‌ها سلاح، قلم است و واژه‌ها، فشنگ‌. تصویری که یک ملت از خود ارائه می
تئوری‌ها از واقعیت‌ها پردازش می‌شوند‌. البته این یک بحث مفصل است که اول تئوری بوده و بعد واقعیت شکل گرفته یا اول بسترِ تاریخی بوده و بعد تئوری از آن پردازش شده‌، از جنس همان بحث‌هایی ست که اول مرغ بوده یا تخم مرغ؛ اما مهم نیست، حداقل الآن مهم نیست‌. اگر اصل را بر این بگیریم که تئوری‌ها در یک بسترِ واقعیت تاریخی به وجود می‌آیند‌، شاید بتوان گفت هیچ کشوری به اندازه ایران آماج حملات دشمن در جنگ نرم قرار نگرفته‌. از ذکر مصادیقش فعلا گذر می‌کنیم چرا که در عصر سرعت اطلاعات سخن هرچه کوتاه‌تر باشد، تاثیرگذاری‌اش بیشتر‌ است. مخلص کلام آنکه مقاومتِ ملت‌ ایران در این جنگ نرم، حفظ اتحاد و بنیان‌مرصوص شدن در این راه، پشتیبانی داخلی و تصویر سازی منسجم از ایران در مناسبات خارجی، بستری ست برای خلقِ تئوری‌های آینده‌؛ وَ کار علمی یعنی همین!
التماس دعا
روزهای مانده به محرم مبهوتم، حیرانم، شبیه رویای مختار ثقفی در صحرایی بی آب و علف فقط می‌دوم به دنبال یک پناه. محرم که از راه می‌رسد آرام می‌شوم، نه آرام شدنی از جنسِ قرار یافتن. که آرام شدنی از جنسِ آرامش یافتن. آرامش از اینکه حالا دیگر در پناهی. محرم ماه که از راه می‌رسد در عین بی‌قراریِ ناشی از آن اندوهِ سنگین، آرامم؛ چون پناهم حُسینِ فاطمه است ..
پناه است او ، یاری‌ رسان است، یاری‌رسانِ هرکس که صدایش کند. یاری کننده‌ای ست بدون یار‌. و با همین عبارت می‌توان تا عصرِ روز دهم اشک ریخت .. ‌
می‌دانستم آخر یک روز می‌رسد که دلتنگ‌ احوالِ هیئت‌های شلوغِ قُم می‌شوم‌، رسید آن روز. اللهِ من؛ محتاجم به کَرَم و جود و رحمتت‌ ؛ دریابم ای‌ بنده‌نواز ..
تمامی واژه‌ها را اگر به صف کنم، باز هم کم است برای وصف شما‌ ای مِهرِ مطلق !
گفتند اینجا کجاست؟‌ فرمود : کرب‌و‌بلا
•| مَلْجَأ |•
پناه است او ، یاری‌ رسان است، یاری‌رسانِ هرکس که صدایش کند. یاری کننده‌ای ست بدون یار‌. و با همین عب
در سرم می‌پیچد صدای خنده‌های علی‌اصغرِ‌ شش‌ماهه، صدای شیرین‌زبانیِ رقیه‌خاتونِ‌ سه‌ساله،‌ طنین آرام و محکم گام‌های عمو‌عباسِ کودکانِ حرم، لحنِ قرائت دل‌آرای حضرت سجاد علیه السلام، صدای اصحاب می‌آید، اصحابِ حسین بن علی علیه السلام‌. حبیب است، حبیب‌بن مظاهر. وهب است، وهبِ نصرانی. ظهیر است، عابس است، جُون‌ است. مرکز زمین آن خیمه‌ی سبزِ هاشمی ست، آن که خورشید بی اذن چرخش پرچمش‌ در فراز آسمان، طلوع و غروب نمی‌کند‌، آنکه علَمِ خیمه‌اش ستون عرش است بر زمین‌. مرکز زمین است آن خیمه و مرکز زمان است آن ندا‌، آن ندای ملکوتی در ظهرِ روز دهم‌. دیگر صدای خنده‌ی شش‌ماهه به گوش نمی‌رسد، کوبشِ امنِ گام‌های عموعباس به گوش نمی‌رسد، صدای رفت و آمد اصحاب به گوش نمی‌رسد‌ حتی صدای امواجِ فُرات هم به گوش نمی‌رسد، تنها صدای یاری‌کننده‌ای ست بی یاور که بر فراز گودال ایستاده و می‌گوید: هل من ناصر ینصرنی؟!‌ زمین می‌چرخد و زمان می‌گذرد اما آن صدا می‌ماند و آن خیمه پا بر جاست ..