eitaa logo
•| مَلْجَأ |•
299 دنبال‌کننده
1هزار عکس
168 ویدیو
6 فایل
﷽ • . دراندرونِ من، رزمندھ ا؎ برکلاشینکف‌ش تکیه داده وخیرۀ اࢪوند می‌بارد... ☕️📘 @Man3I3 . - 99 / ‌2 / ‌4 - صرفا یه دفتر یادداشت
مشاهده در ایتا
دانلود
محبوبِ سفر‌ رفته ام ؛ عکاس‌های بیت‌تان پارسال سر از پا نمی‌شناختند تا قابِ ورود ناگهانی‌تان را عکس بگیرند‌. دیشب اما با دست‌های لرزان و چشم‌هایی گریان ورود ناگهانی‌تان را عکس گرفتند‌. می‌بینید اوضاعمان را؟‌ تماما بغضیم، تماما حسرت ...
•| مَلْجَأ |•
بمیرم برای قلبِ داغدارتان‌ اماما ..
این چند روز بیشتر از اشک‌ها و عزاداری، روایت است که مهم است‌. با همان اشک‌های غلتان بر گونه، بایستید و عکس بگیرید، فیلم‌ بگیرید، بنویسید، ضبط کنید‌. این روزها را باید به هر نحوی که می‌توانیم ماندگار کنیم برای جهانیان، برای آیندگان. دنیا باید بفهمد قیام لله یعنی چه! باید برخاست، بسم‌الله !
• روایتِ اقتدار
•| مَلْجَأ |•
• روایتِ اقتدار
تیتر این متن باشد : میزبانِ اندوه یک نیمه شب بود یا سرِ شب؟ نمی‌دانم! فقط خیابان‌هایی را می‌دیدم که دسته دسته جمعیت می‌رفت و می‌آمد. تِهران این روزها و شب‌ها شبیه اربعین شده است. حتی میان وزشِ نسیم شبانه حوالی میدان انقلاب عطرِ حرم را هم استشمام کردم،‌ همان عطری که رایحه‌ی انتهایی‌اش بوی سیبِ سُرخ می‌دهد. پرچم‌ها در هوا یکه‌تازی می‌کردند و مشت‌های الله اکبر ستون آسمان می‌شد. اشک‌ها غلتان بر گونه بود و دل‌ها بی تاب در سینه می‌تپید. شهر می‌رفت تا آماده میزبانی از شرکت کنندگانِ بزرگترین تشییع تاریخ شود. اینجا همه خادم اند، خادمی به خادمی دیگر خدمت می‌کند و این است مدیریت جهادی! در کدام مکتب جز اسلام می‌توان یافت این همدلی را؟! پ.ن : اولین
درباره این پیام نیاز بود که عمومی جواب بدم چی از این بهتر که ما هم یه قطره‌ای باشیم تو اقیانوس عشاقِ اباعبدالله در تشییع رهبر شهیدمون؟ نگرانی‌ها رو درک می‌کنم اما سختی ها رو باید به جون بخریم‌ و هرطور شده خودمونو بکشونیم‌.. به قول حاج‌مهدی تو اون نوحه‌ی اربعینی‌ بیابان گردمان‌ کردی ولی زینب پشیمان نیست :)
•| مَلْجَأ |•
• روایتِ اقتدار
تیتر این متن باشد "مدیریتِ جهادی‌" مراسمِ وداع با امامِ شهید، نمایشِ اقتدار جمهوری اسلامی ایران در تمامیِ ابعاد است. آن روز که فرمود: "با روحیه‌ی جهادی میشود کوه‌های مشکل را از جا کَند. کار جهادی یعنی خستگی‌ناپذیری، بی‌‌مزد و بی‌منّت کار کردن، هدف را انجام وظیفه‌ی انسانی و خدایی قرار دادن، و پیش رفتن" این روزها را می‌دید‌. این روزها که اندوه و غم چون کوه بر شانه‌هایمان آوار شده اما با همان اشک‌های غلتان بر گونه با همان شانه‌های لرزان، فیلمبردار و عکاس دست‌هایشان را به دور دوربین محکم می‌کنند تا هیچ لرزشی بر کادربندی‌شان خط نیندازد‌. خدام با چشم‌های اشک‌بار و لبخندی حزین از زائرینِ حضرتِ دوست پذیرایی می‌کنند، خوشامد می گویند و یکی یکی جمعیت را سامان می‌دهند تا هیچ گوشه‌‌ای خالی‌ نماند و هیچ عزیزی دور‌تر. اهلِ مدیریت می‌دانند که مدیریت جمعیت میلیونی سخت است، طاقت‌فرسا است؛ اما اینجا هرکس مدیرانه و مدبرانه با رعایت حالِ عزادارِ بغل‌دستی رفتار می‌کند‌. اگر بچه‌ای تشنه میشد همه دست به دست هم می‌دادند تا آب به او برسانند، اگر آفتاب بر رخِ کسی می‌تازاند رفیقان با دست و چفیهه سایه‌بان برایش می‌ساختند تا اخم بر چهره‌ی به خواب رفته‌‌ی رفیقشان نیاید‌. اگر جایی در شلوغی‌ها جمعیت قفل میشد مردان دست به دست هم می‌دادند و کوچه‌ای باز می‌کردند تا خانم‌ها با احترام بگذرند‌. اگر طفلی چند ماهه گریه می‌کرد، همه دست به دست هم می‌دادند تا اگر گرمش شده از شلوغی اذیت است، آرامش کنند تا لبخند بر لب‌های کوچکش‌ بنشیند‌ و اشک از چشم‌هایش پاک شود. روضه نخوانم بیش از این، اینجا عزادار محترم است‌، اینجا اشک‌ نشان مشترک انسان‌ها ست‌. اینجا مشت‌ گره کرده‌ نشان غیرت است، اینجا قلب‌ها بی‌قرار می‌تپند، بی‌قرار اما صبورانه با این امید که مهدیِ موعود می‌آیند، صاحب‌الزمان در نماز بر پیکر نائبشان شرکت می‌کنند‌. حضرت مهدی جانم به قربانشان اینجا هستند. خلاصه کنم، اینجا عرصه‌ی نمایاندنِ تمدن اسلامی است‌، همانگونه که او دوست داشت. همانگونه که او پرورشمان داد. پ.ن : دومین