انبوه جمعیتی که از پله برقیِ مجاور به سمت پایین میرفت رو دید و گفت : اونورو ببین چه شلوغه . خوش به حالشون تازه دارند میرند و میتونند چند ساعت تو اون حال و هوا باشند ..
گفتم : دنیا هم همینه آ .. یه سری دارند میاند یه سری دارند میرند..
[ اندر احوالات ]
•| مَلْجَأ |•
• روایتِ اقتدار
تیتر این متن باشد : شکوهِ غم
اشک بودیم، غلتان بر گونه، سیل بر زمین، بنیانکن و خانمانسوزِ دشمن، گرمابخش و قوتقلب بهر دوست. سیلِ خروشان بودیم، پرچمِ سرخ به دست و طغیانگرِ نظمِ استعماریِ رو به انحطاطِ نظام بین الملل. این روزها چشم دنیا به ایران است، اگر در تمامی این سالها ایران و افتخارآفرینیهایش، ایستادگیاش، دیپلماسیِ مقاومتیاش، بانوان قهرمانش، همبستگیِ ملتش، کوه صلابتِ قلوبِ با ایمانش، قدرت ملیاش، صدای رسا و فریاد حقطلبیاش، توسط جریانهای استعماری رسانهای بایکوت میشد، امروز چشم دنیا به ایران و خیابان های تهران و قم و مشهدش است. به این شکوه و شوکتِ اندوهِ حماسهساز، به آن تابوتی که کوه صلابت است در میان سیلِ حماسهساز و نورآفرینِ جمعیت. امروز دنیا فهمیده ایران چیست و ایرانی کیست. احوال این روزهایمان را میخواهی بشنوی؟ این روزها اشک بر گونهمان نمیچکد، اشک از چشمهایمان سیل میشود و جهانی را به لرزه میاندازد. این روزها قلب جهان به تپش افتاده. حقیقتا خون بر شمشیر پیروز است چرا که خونِ شهید بر رگهای زمین به جریان میافتد و جانی دوباره بر تنِ بیجانِ جهان میدمد. این روزها زمین به تپش افتاده و باید برخاست ..
پ.ن: سومین
#روایت_اقتدار
مراسم تشییع میلیون امامِ شهید InShot_۲۰۲۶۰۷۰۷_۱۵۳۷۲۶۴۲۶_۰۷۰۷۲۰۲۶.mp3
زمان:
حجم:
4M
پن: از نظر ضبط کیفیت خوبی نداره ولی باکیفیتترینه .. روضه ست مراقبش باشیم :)
•| مَلْجَأ |•
اما دارد میرسد اولین محرمِ ما بدونِ شما ای عزیزِ رفته از دیارِ ما..
هرجا به یادش افتادی، وسط روز، بین جزوات و اوراق کتب درسی، قبل نماز، دمِ غروب، میون زمزمهی دعا، وقت پیاده روی، یا نیمه شبها، بین الطلوعین، هرجا به یادش افتادی و بغض کردی جلوی اشکاتو نگیر .. این اشکها رحمته :)
همش مداحیِ "بابا به موهای دخترش حساسه، الآن میاد اینجا منو نمیشناسه" تو ذهنم پخش میشه و یاد زهراکوچولو میوفتم..
•| مَلْجَأ |•
ای از ما به ما آگاهتر ای مولایما ، ابانا ، پناها در حسرت دیدارتان عمر است که به سر میآید و جان
ای پناه تمامِ بیپناهانِ دنیا .. در رویای دیدارتان جانمان به لب رسید و قلبمان آب شد و از چشمهایمان سرازیر شد. ای تمام حسرتِ ما دیدارتان، پناها، ابانا! ما را ببخشید که لایق دیدارتان نیستیم.. ببخشید که نمیدانیم در کجای این کرهی خاکی خیمهتان را برپا کردهاید، ببخشید که در ظواهر دنیوی خود را گم کردهایم، ببخشید اگر عادت کردهایم به این بیخبری ... یابن طه یابن یاسین یابن نور .