•| مَلْجَأ |•
• روایتِ اقتدار
تیتر این متن باشد : شکوهِ غم
اشک بودیم، غلتان بر گونه، سیل بر زمین، بنیانکن و خانمانسوزِ دشمن، گرمابخش و قوتقلب بهر دوست. سیلِ خروشان بودیم، پرچمِ سرخ به دست و طغیانگرِ نظمِ استعماریِ رو به انحطاطِ نظام بین الملل. این روزها چشم دنیا به ایران است، اگر در تمامی این سالها ایران و افتخارآفرینیهایش، ایستادگیاش، دیپلماسیِ مقاومتیاش، بانوان قهرمانش، همبستگیِ ملتش، کوه صلابتِ قلوبِ با ایمانش، قدرت ملیاش، صدای رسا و فریاد حقطلبیاش، توسط جریانهای استعماری رسانهای بایکوت میشد، امروز چشم دنیا به ایران و خیابان های تهران و قم و مشهدش است. به این شکوه و شوکتِ اندوهِ حماسهساز، به آن تابوتی که کوه صلابت است در میان سیلِ حماسهساز و نورآفرینِ جمعیت. امروز دنیا فهمیده ایران چیست و ایرانی کیست. احوال این روزهایمان را میخواهی بشنوی؟ این روزها اشک بر گونهمان نمیچکد، اشک از چشمهایمان سیل میشود و جهانی را به لرزه میاندازد. این روزها قلب جهان به تپش افتاده. حقیقتا خون بر شمشیر پیروز است چرا که خونِ شهید بر رگهای زمین به جریان میافتد و جانی دوباره بر تنِ بیجانِ جهان میدمد. این روزها زمین به تپش افتاده و باید برخاست ..
پ.ن: سومین
#روایت_اقتدار
مراسم تشییع میلیون امامِ شهید InShot_۲۰۲۶۰۷۰۷_۱۵۳۷۲۶۴۲۶_۰۷۰۷۲۰۲۶.mp3
زمان:
حجم:
4M
پن: از نظر ضبط کیفیت خوبی نداره ولی باکیفیتترینه .. روضه ست مراقبش باشیم :)
•| مَلْجَأ |•
اما دارد میرسد اولین محرمِ ما بدونِ شما ای عزیزِ رفته از دیارِ ما..
هرجا به یادش افتادی، وسط روز، بین جزوات و اوراق کتب درسی، قبل نماز، دمِ غروب، میون زمزمهی دعا، وقت پیاده روی، یا نیمه شبها، بین الطلوعین، هرجا به یادش افتادی و بغض کردی جلوی اشکاتو نگیر .. این اشکها رحمته :)
همش مداحیِ "بابا به موهای دخترش حساسه، الآن میاد اینجا منو نمیشناسه" تو ذهنم پخش میشه و یاد زهراکوچولو میوفتم..
•| مَلْجَأ |•
ای از ما به ما آگاهتر ای مولایما ، ابانا ، پناها در حسرت دیدارتان عمر است که به سر میآید و جان
ای پناه تمامِ بیپناهانِ دنیا .. در رویای دیدارتان جانمان به لب رسید و قلبمان آب شد و از چشمهایمان سرازیر شد. ای تمام حسرتِ ما دیدارتان، پناها، ابانا! ما را ببخشید که لایق دیدارتان نیستیم.. ببخشید که نمیدانیم در کجای این کرهی خاکی خیمهتان را برپا کردهاید، ببخشید که در ظواهر دنیوی خود را گم کردهایم، ببخشید اگر عادت کردهایم به این بیخبری ... یابن طه یابن یاسین یابن نور .
•| مَلْجَأ |•
• روایتِ اقتدار
تیتر این متن باشد : جوانگرایی
فیلمبردارها، عکاسها، خادمین آبرسانی، انتظامات، بازرسی؛ وسط مصلی اگر میایستادی و نگاهی به آنها میانداختی غالبا جوان بودند. جوانانِ تشکیلاتی که خوب بلدند اگر جایی صفِ جمعیت قفل کرد دست به دست هم دهند و سریع یک صف میانی ایجاد کنند و فشارها و ضربه های شلوغی را به جان شانههایشان بخرند و خم به ابرو نیاورند و قد بکشند. نکته ای که در آن سه روز به چشم آمد و کمتر به آن اشاره شد، حضور طیفِ جوانِ حاضر در بدنهی اجرایی مراسم بود. مراسمی چنان شکوهمند و میلیونی و مدیریتی چنین جهادی و تشکیلاتی فقط از نسلِ تربیت یافته توسط امامِ شهید سیدعلی حسینی خامنهای برمیآمد؛ همان نسل جوان که ثابت کردند فرزندانِ جوانانِ دههی پنجاه اند و در کارزارها درس پس میدهند. همان نسل جوان که در اولِ جوانی چنین داغ سنگینی را دیدند و شانه خم نکردند و ایستادند و مسئولیتی چنین سنگین بر دوش کشیدند. همان نسل جوانی که امامِ شهیدمان فرمود بر جبینشان ستاره میدرخشد. همان نسلِ جوانی که در میانِ جنگها و فتنههای نرم و رسانهای اما مغلوبِ دشمن نشد و با فراگیری آرمانهای انقلاب اسلامیِ۵۷، حماسهسازی کرد؛ الحمدلله و ماشاءالله.
پ.ن : چهارمین
#روایت_اقتدار