•| مَلْجَأ |•
دلم بیشتر از هربار، آتیش میگیره به حال اشکهای امامزمان، تو این ایام...
صدای گریهتان پیر کرده عالم را
فرزند جانبازی میگه :
_تركش به سر بابام خورده بود،
در بیماریكسیرو نمیشناخت
از منِ فرزند،
تا مادرم كه همسرش بود،
تا حتی آدرس خونه...
فقط یه چیز یادش مونده بود،
تا جلوش میگم حسینع،
میبینم داره سینه میزنه :'))))
#ما_ملت_امام_حسینیم
_ من هستم که یاری اش کنم؟
_ نه فاطمه جان!
_ پدرش هست که یاری اش کند؟
_ نه فاطمه جان!
_ حسن هست که یاری اش کند؟
_ نه فاطمه جان...
حضرت مادر نشست به گریه
_ پس چه کسی یاری اش میکند اَبا؟
_ فاطمه جان روزی می آید که عده ای دور هم جمع میشوند و همچون مادر فرزندمرده برایش عزاداری میکنند...
پ. ن :')))
_بچه مذهبیا الان حکم اونایی رو دارند که ظهر عاشورا وقت نماز، سپر شدند مقابل دشمن برای امام حسینع
که ماسک میزنند و فاصله رو رعایت میکنند، تا حرف دشمنان و منافقین، به هیئت نخوره... به پرچم اباعبدالله توهین نشه!
4_6021498695353106872.mp3
زمان:
حجم:
8.7M
میشنویم تو روضه ها یه زمزمهست
گوش کنیم!
شاید صدای فاطمهست
_ به مجلس عزای حسینم اومدی...
خدا خیرت بده مادر :)
[باهاش زمزمه کنیم... محاله اشکمون طغیان نکنه]
پ. ن: باشه برات به یادگار از شب اولِ محرمِ نود و نه...