یکی از مسائلی که به شدت ناراحتم میکنه اینه که استاد داره درس میده (فرقی هم نداره هر استادی) دانشجو ها تو گروه چت پشت سرش حرف میزنند.
•| مَلْجَأ |•
اُ بِلّا چاو بِلّا چاوْ بلّا چاوْ چاوْ چاوْ
توی یه فیلم یا کتابی دیدم و مدام تو ذهنم تکرار شد. نوشتمش تا به دام بندازم این فکر رو و محو بشه و انقدر پلی بک نشه.
وقتیکه مردم با آن همه زحمت از جنگ
برگشتند، پیغمبـر فرمــود شمـا از جهـاد
کوچکتر برگشـتید، حال مشـغول جهـاد
بـزرگ تر شوید
- کتاب ولایت و انسان سازی -
#یکفنجانواژه
در تظام اسلامی کار و پیشرفت است. اتفاق نمیافتد که یک زمان بگویند: دیگر
ِ تمام شد؛ حال بنشینیم استراحت کنیم!
- کتاب ولایت و انسان سازی -
#یکفنجانواژه
با دلسوزی گفت :
+چطور میشه که مومن امروز، اختلاسگرِ فردا میشه؟
نگاهش حرف ها داشت. رنج دوران دیده بود او :
_ به خودت غره نشی قیزیم؟! الذی فی قلوبهم مرض. این بیماری فقط و فقط در دل های منافقین نیست. گاهی در قلوب مومنین هم هست.
کنجکاوانه پرسید:
+ چیه این بیماری؟
و با ناراحتی و تاثر گفت:
_ غرور و خود خواهی، ضعف های اخلاقی که اگر در درون خود باهاشون مبارزه نشه، رشد میکنه و رخنه میکنه در وجود و جای ایمان رو میگیره. اون وقت چی میشه؟ ظاهر با ایمانه ولی باطن بی ایمان. درسته ؛ منافق !
مکثی کرد و تسبیحش را روی میز کوچک مکاتبه اش نهاد و دستانش را به چشمانش کشید و زمزمه کرد :
_ اللهم ثبت قلوبنا علی دینک.
[اندر احوالات]
از لحاظ روحی نیاز دارم امام حسین صدام کنه و بگه: بیا کربلا ببینم باز با خودت چیکار کردی :) 💔
https://eitaa.com/shabih_abr/10576
ولی یه کسایی هم بود که اومدند مواضع دشمنشونو بزنند، شصت پاشون رفت تو چشمشون.
اصلا هم اشاره خاصی نمیکنم 🐄