هدایت شده از شِیخ .
دوست دارم ساعتها از چیزهایی که توی ذهنم میگذره حرف بزنم. اما این روزها بیشتر به فکر نیاز دارم.
دیروز در کانال یکی از خبرنگارهای فلسطینی پستی ارسال شد با مضمونِ :"خبرها حاکی از آن است که صالح در دسترس نیست یا ربوده شده یا شهید شده است" به همراه چند خط فاصله میان جملات که خبر از هولناکیِ قضیه میدهد. ساعاتی بعد هم پست بعدی گذاشته شد : "شهید شد" این بار بدون هیچ نقطه و علامت تعجبی که خبر از هولزدگی و اندوهِ فراوانِ رفیقِ روزهای جنگش میدهد که حتی حال تایپ کلمهای بیشتر از آن را ندارد. طبق معمول من در حال تماشا بودم و نهایت کارم هم آن بود که در قسمت ریاکتها آیکون پرچم ایران را پیدا کنم و عددی به آن بیفزایم تا بگویم ما در کنار شما هستیم. صالح لبخندِ غزه بود و هست. او خودش وعده الهی را بارها و بارها مقابل دوربین میخواند که أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ
•| مَلْجَأ |•
دیروز در کانال یکی از خبرنگارهای فلسطینی پستی ارسال شد با مضمونِ :"خبرها حاکی از آن است که صالح در
به قول گروس عبدالملکیان : جنگ تمام شده بود و حالا صلح داشت آدم میکشت...
ولی به نظرِ من روستا بوی چوبِ سوخته و آبِ روان و برگهای خیس و قالیِ اصیلِ قدیمی میده.
•| مَلْجَأ |•
ولی به نظرِ من روستا بوی چوبِ سوخته و آبِ روان و برگهای خیس و قالیِ اصیلِ قدیمی میده.
قالیِ کرمان همینقدر ظریف و خوشرنگه.
گفتم : دستتوندردنکنه خیلی زحمت دادیم این چند روز
گفت : زمین برای خداست دنیا برای خداست ما صاحب نیستیم که. خوش اومدید.
[ اندر احوالات ]
خوبه قبل از شروعِ هرکاری نیّت این باشه :
با نامِ خدا با یادِ خدا برایِ خدا در راهِ خدا