وقتی چشمان مبارک حضرت نبی ص،
به جهاز مختصر آنها افتاد، سرش
را به جانب آسمان بلند کرد
و فرمود:
_خداوندا!
زندگی را بر کسانی که بیشتر ظروفشان،
ساده و وسایلشان گلی و سفالین است
مبارک گردان
توی مريوان،خانم ها را به مسجد راه نمیدادند.
متوسليان به خانم ها ميگفت«بريد طبقه دوم.
اگر اومدن دنبالتون، از اون جا بپريد پايين.»
توقع داشت چريک باشند :)))
+ حاج احمد متوسلیان
[تینو]
میگفت:
_جنگ معامله با خداست
خدا: خریدار
ما: فروشنده
سند: قرآن
بهاء: بهشت
#شهــیدحسینخرازی
_دلم آسمون میخواد مرتضی!
باید چیکار کنم؟!...
+چشمتو رو خودت بِبَند! :')
[خداحافظ رفیق]
_قرآن... نامه ایست از جانبِ دوست...
در پاکَت آن را هم باز گذاشته است...
همه می توانند آن را ببینند
و بخوانند...!
[طوبای محبت]
_وقتي بتواني گريه کني يعني هنوز اندک غيرتي برايت باقي مانده. پس ميتوانيم مثل دو مرد با هم صحبت کنيم....
[مختارنامه]
_کسي که به عالم ملکوت نظر دارد، عالم ناسوت در نظرش حقير است و ناچيز . حلقه فرشتگان آسماني کجا و حلقه ديوان و ددان کجا؟
[مختارنامه]
_ من با عِشق و عَقل،
شمشیر بسته ام...
برای باختن،
به میدان نیامده ام!
[مختارنامه]
_چی میخوای مسلم؟
+ دلتنگ همسرمم
_ مسلم، دلشو تو مشت حسین ع گذاشت
و رفت کوفه...
دلی نداشت که تو غربت کوفه بگیره
یا تنگ بشه!...
اگه مسلمی، چرا تسلیم نیستی؟!
اگه دل دادی ، چرا بی دل نیستی؟
[خداحافظ رفیق]
•| مَلْجَأ |•
_دلم آسمون میخواد مرتضی! باید چیکار کنم؟!... +چشمتو رو خودت بِبَند! :') [خداحافظ رفیق]
+دلم گرفته مرتضی... دلم گرفته...
این همه چراغ توی این شهر...
هیچ کدوم چشممو روشن نمیکنه!
این همه چشم توی این شهر... مرتضی
هیچ کدوم دلمو گرم نمیکنه...
مرتضی! اینجا همه میدوأند که زنده بمونند(!)
هیشکی نمیدوئه که زندگی کنه...
این شهر همش شده زمین(!)
دیگه آسمونی نداره این شهر...
من دلم آسمون میخواد مرتضی... آسمون...!!
_وقتی دلت آسمون داشته باشه،
چه تو چاه کنعان باشی،
چه تو زندان هارون،
آسمون بالا سرته
+آخه از کجا این آسمونو پیدا کنم!
_فقط چشماتو باز کن!...
تا آسمون چشمای صاحبتو بالا سرت ببینی...
زمین و آسمون از چشمای اون نور می گیرن ، پسر!
چشماتو رو خودت ببند ، مسلم ... ببند! :)
[خداحافظ رفیق]