_وقتي بتواني گريه کني يعني هنوز اندک غيرتي برايت باقي مانده. پس ميتوانيم مثل دو مرد با هم صحبت کنيم....
[مختارنامه]
_کسي که به عالم ملکوت نظر دارد، عالم ناسوت در نظرش حقير است و ناچيز . حلقه فرشتگان آسماني کجا و حلقه ديوان و ددان کجا؟
[مختارنامه]
_ من با عِشق و عَقل،
شمشیر بسته ام...
برای باختن،
به میدان نیامده ام!
[مختارنامه]
_چی میخوای مسلم؟
+ دلتنگ همسرمم
_ مسلم، دلشو تو مشت حسین ع گذاشت
و رفت کوفه...
دلی نداشت که تو غربت کوفه بگیره
یا تنگ بشه!...
اگه مسلمی، چرا تسلیم نیستی؟!
اگه دل دادی ، چرا بی دل نیستی؟
[خداحافظ رفیق]
•| مَلْجَأ |•
_دلم آسمون میخواد مرتضی! باید چیکار کنم؟!... +چشمتو رو خودت بِبَند! :') [خداحافظ رفیق]
+دلم گرفته مرتضی... دلم گرفته...
این همه چراغ توی این شهر...
هیچ کدوم چشممو روشن نمیکنه!
این همه چشم توی این شهر... مرتضی
هیچ کدوم دلمو گرم نمیکنه...
مرتضی! اینجا همه میدوأند که زنده بمونند(!)
هیشکی نمیدوئه که زندگی کنه...
این شهر همش شده زمین(!)
دیگه آسمونی نداره این شهر...
من دلم آسمون میخواد مرتضی... آسمون...!!
_وقتی دلت آسمون داشته باشه،
چه تو چاه کنعان باشی،
چه تو زندان هارون،
آسمون بالا سرته
+آخه از کجا این آسمونو پیدا کنم!
_فقط چشماتو باز کن!...
تا آسمون چشمای صاحبتو بالا سرت ببینی...
زمین و آسمون از چشمای اون نور می گیرن ، پسر!
چشماتو رو خودت ببند ، مسلم ... ببند! :)
[خداحافظ رفیق]
_به بزرگترهات یادآوری کن فکر جاسوسی از این مملکت رو از ذهنشون بیرون کنند!
ما همیشه هستیم!!
[گاندو]
نامه ای به برادر باایمان و دوست رشید ما، أبو عبد اللّه محمد بن محمد بن نعمان شیخ مفید
که خداوند عزت وی را مستدام بدارد.
سلام خداوند بر تو!
ای کسی که در دوستی ما به زیور اخلاص آراسته ای
و در اعتقاد و ایمان به ما دارای امتیاز مخصوصی هستی.
ما در مورد نعمت وجود تو،
خداوند یکتا را سپاسگزاریم.
از پیشگاه مقدس خداوندی استدعا می کنیم که برسید و مولای ما حضرت محمد بن عبد اللّه(ص)و خاندان او درود و صلوات پیاپی و بی نهایت خویش را نازل فرماید.
از آن جا که در راه یاری حق
وبیان سخنان ونصایح ما
صادقانه کوشیدی،
خداوند این افتخار را به شما ارزانی داشته و به ما اجازه فرموده است که
با شما مکاتبه کنیم.
شما مکلف هستید که اوامر و دستورات ما را به دوستان ما برسانی.
خداوند عزت و توفیق اطاعتش را به آنان مرحمت فرماید
و مهمّات آنان را کفایت کرده،
در پناه لطف خویش محفوظشان دارد.
با یاری خداوند متعال،
در مقابل دشمنان ما که از دین خداوند روی برگردانده اند،
براساس تذکرات،
استقامت کن و با خواست الهی، دستورات ما را به آنان که از تو می پذیرند و گفتار ما را که موجب آرامش آن ها است، ابلاغ کن.
با این که ما براساس فرمان خداوند بزرگ و صلاح واقعی ما و شیعیانمان تا زمانی که حکومت در دنیا در اختیار ستمگران است در نقطه ای دور و پنهان از دیده ها به سر می بریم،
ولی از تمام حوادث و ماجراهایی که بر شما می گذرد کاملا مطلع هستیم و هیچ چیز از اخبار شما بر ما پوشیده نیست.
از خطاها و گناهانی که بندگان صالح خداوند از آن ها دوری می کردند ولی اکثر شما مرتکب آن شدید نیز باخبریم.
از عهدشکنی ها و پشت سرگذاشتن عهد و پیمان ها با اطلاعیم.
گویی این ها از لغزش های خود خبر ندارند. با همه این گناهان، ما هرگز امور شما را مهمل نگذاشته، شما را فراموش نمی کنیم
و اگر عنایات و توجهات ما نبود،
مصائب و حوادث زندگی،
شما را در بر می گرفت
و دشمنان،
شما را از بین می بردند.
پس از خداوند بترسید!
و تقوا پیشه کنید
و ما خاندان رسالت را مدد رسانید.
در برابر فتنه هایی که پیش می آید و البته عده ای در این آزمایش و برخورد با فتنه ها هلاک می شوند،
مقاومت کنید
و البته همه این ها از نشانه های حرکت و قیام ما هستند.
اوامر و نواهی ما را متروک نگذارید و بدانید که علی رغم کراهت و ناخشنودی کفار و مشرکان، خداوند نور خود را تمام خواهد کرد
[متن نامه روحافزای حضرت صاحب الزمان به شیخ مفید]
#فقَطترکیبلبخندواشک:)
حضرت مهدی عج:
_ما از سرپرستی و رسیدگی
به امور شما كوتاهی نورزیده
و یاد شما را
از صفحه خاطر خویش
نزدودهایم؛
كه اگر جز این بود،
موج سختیها بر شما فرود میآمد
و دشمنان بدخواه و كینهتوز،
شما را ریشه كن میساختند
تدریج!
یکی از بلاهای ما تدریج است...
یعنی بهتدریج دچار یک حالتی میشویم،
اما نمیفهمیم،
پیری خودمان را نمیفهمیم؛ تدریجی است.
کسی را که شما بیست سال است، بیستوپنج سال است ندیدهاید،
حالا میبینید،
پیری او را میفهمید،
اما پیری خودتان را که تدریجی است و پیری آن دوست همراهتان را که دائم با هم هستید، نمیفهمید.
حس نمیکنید.
چون تدریجی است.
ما سقوط خودمان،
عقبگرد خودمان را که تدریجی است،
درست نمیفهمیم،
خیلی باید دقت کنیم.
این خیلی مهم است.
البته یک راهی هم دارد، یعنی با وجود اینکه تدریج بر اعمال ما و حالات ما حاکم است و این مانع میشود که جایگاه و موقعیت خودمان را درست تشخیص بدهیم، لکن راه دارد،
معیار دارد؛
معیار این است که به عملهای خودمان نگاه کنیم.
مثلاً فرض بفرمایید جنابعالی نگاه کنید ببینید که قبلها -مثلاً بیست سال پیش، پانزده سال پیش- مقیّد بودید که حتماً این دو رکعت نشستهی نافلهی عشاء را بهجا بیاورید؛
حالا نمیکنید، حالا مقیّد نیستید -البته نافلهِی شب و نوافل دیگر را عرض نمیکنم، بلکه همین دو رکعت کوچک و کوتاه را بفهمید که عقب رفتهاید.
اگر دیدید که یک عمل خیری را در دههی ۶۰ یا دههی ۷۰ انجام میدادید،
حالا که دههی ۹۰ است،
آن را انجام نمیدهید
یا رغبت ندارید
یا اصلاً فراموش کردهاید،
یک دعایی بود که آن وقت میخواندید،
حالا اصلاً یادتان نیست،
یا یک عمل خلافی بود،
یک حرامی بود که آن وقت مقیّد بودید انجام ندهید،
حالا انجام میدهید راحت و بیدغدغه،
بفهمید که عقب رفتهاید؛ علامتش این است.
اعمال خودمان را میتوانیم بفهمیم، میتوانیم مشاهده کنیم؛
حالات و وضعیت دل خودمان را آسان نیست که بفهمیم، عادت کردهایم به آن
اما عمل را راحت میتوانید؛ نگاه کنید ببینید.
اینکه اساتید اخلاق دائماً ماها را توصیه میکنند به اینکه مراقبت داشته باشید مراقبه، یکی از کارهای اساسی مراقبه است
مراقبه برای همین است؛
مراقب خودمان باشیم.
[یکی از درس هایی که من دارم میگیرم]
#سیدنا