eitaa logo
•| مَلْجَأ |•
292 دنبال‌کننده
948 عکس
126 ویدیو
3 فایل
﷽ • . دراندرونِ من، رزمندھ ا؎ برکلاشینکف‌ش تکیه داده وخیرۀ اࢪوند می‌بارد... ☕️📘 https://abzarek.ir/service-p/msg/2453239 @Man3I3 . - 99 / ‌2 / ‌4 - صرفا یه دفتر یادداشت
مشاهده در ایتا
دانلود
+ هرچی بلا تو دنیاست ریخته سر من... _ به قول یه بزرگواری : خدایا شکرت! که به مصیبت گرفتارم نه معصیت :)
_جمعه‌ها می‌رود... ای جمعـهِ دلخــوآه! بیا... ...
بر سیاهی ناامنی ها، کاروان نور قدم بر راه نهاده ...ماه و خورشید را در یک بعد میتوان دید... صبح است یا شام؟! صبح هشتم ذی حجه بود... افلاک و زمین مطیع او... اویی که در راس قافله منزل به منزل دل شب را می درید و نورش را می گسترانید... اویی که مردم کوفه خواهانش بودند... اما چه شد؟ شباهنگام در به روی فرستاده حسین بن علی ع بستند و بر بام دارالاماره... دست نگهدار! دل را هنوز حاجتی دارم... اندکی صبر... گویی باید بنویسم هنوز... بگذار بماند دل کمی... آن لحظه را که بازگو میکنم می سوزد و می افتد و می گرید و جان می‌دهد... بگذار برگردیم به کاروان و خنده های شیرین شش ماهه رباب بگذار برگردیم به کاروان و شیرین زبانی رقیه خاتون برای پدر... بگذار برگردیم به کاروان و عباس علیه السلامی که تکیه گاه زینب س بود...پا در رکاب اشتر پله می‌کرد تا بانویش پیاده شود و زینب س، تکیه بر ماه می داد و دیدگان، هلال ماه‌ای می دیدند در مشکی کهکشانی چادر خواهر... بگذار برگردیم به قافله و مشکی که آب دارد هنوز... چشمی که لبخند میزند به دلبری های قاسم بن الحسن...علی اکبر رعنایی که بر اسب نشسته است هنوز... بگذار منزل به منزل پیش رویم... آنجا که عده ای می پیوندند و دل ز دلفریبی های دنیا کَنده و به خدا سلام می دهند... آنجا که عده ای هم محض حفظ جان، دلسوزی را برچسب می کنند و بر او می گویند که مَرو... به خورشید می گویند نتاب! :) آنان که بر حرف ولی خود حرف آوردند... آنجا که زنی همسرش را فرستاد... آنجا که مردی تنومند، داسش را در مزرعه رهانید و دستارش را بر جبین بست... آنجا که مسیحی دعوت حسین ابن علی ع را لبیک گفت :')) قلم می گوید و دل می‌رود... دست او نیست... دل است...رسالتش این است...این حجمِ بارانزدهِ سوخته... دل می‌رود لخ لخ کنان... چه می‌بیند؟ پیکر شمس و قمر بر صحرا فتاده... آسمان؟ خونین زمین؟ رد سم اسبان هوا؟ آتش و دود می‌شنود یک آن _امشبی را شه دین در حرمش مهمان است... مکن ای صبح طلوع... می گرید و می سوزد و بر خاک و خون می نشیند... ضجه می زند و زمزمه میکند + کاش طلوع نمیکردی ای صبح! :)
_ روضه بعد نماز ما... تسبیحات حضرت زهرا سـ :)
فقط‌دِلداری‌دادنِ‌آقا‌وقتی‌که‌فرمودند: _ پس از این دولت هم، دولتی خواهد آمدکه کار ها را با جدیـتِ بیشتر دنبال کند
خدایا!... به من اجازه بده تا در جوارت قربانی شوم.... و بر خاک ریخته شوم و از وجود اشکم، غنچه‌ای بشکفد که نسیم عشق و عرفان و فداکاری از آن سرچشمه بگیرد. [شهیدچمران]
938.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خنده‌ات‌مرهمِ‌جآن‌است‌کمی‌بیش‌بخَند... غصه‌ام‌هجر‌زِیاراست... بیاپیش، بخند! :)
گفتند: _ازاوچیزی‌نماندجز؛ راهی‌ناتَمآم :)
آخه مهربونی آقا رو ببین: _ یکی از دلخوشی‌های بنده دیدارهای با مردم بوده است! :) [۱۰مرداد۹۹]
گفت _ ولی انگار دارن میگن :" فکر‌نکنید‌خوابیده‌ام‌... پستِ‌نگهبآنی‌اَم‌تمام‌شده‌. حالا‌نوبت‌شماهاست‌‌سلاحم‌را‌بردارید :)"