حاج حسین یکتا:
_ هرکی چشم سرشو ببنده،
چشمِ دلش باز میشه...
پ. ن: به رفیقش به شوخی میگفت ببین بند کفشتو بستی؟! :)
اساساً روح که بزرگ شد تن به زحمت میافتد وروح که کوچک شد تن آسایش پیدا میکند. یعنی وقتی که روح بزرگ شد، جسم و تن چارهای ندارد جز آنکه بهدنبالِ روح بیاید، به زحمت بیفتد
و ناراحت شود؛ اما روحِ کوچک
بهدنبالِ خواهشهای تن میرود...!
[شهید مطهری]
روزی کسی به علامه امینی گفت:
_هزار و چهارصد سال پیش، یک جنگی شد و حسین شهید شد.
چرا اینقدر شلوغش میکنید؟
عزاداری میکنید؟
تمام شده رفته! عزاداری ندارد که!
پاسخ شنید:
_یک بار غدیر را شلوغش نکردیم
ازمان گرفتند...
حقمان را خوردند...
همانیکباربساست!
#غدیررادریابیم
•| مَلْجَأ |•
خندهاتمرهمِجآناستکمیبیشبخَند... غصهامهجرزِیاراست... بیاپیش، بخند! #همینالآننوشت:) #خویشت
شهیدحاجقآسِم،گریهکننمیخواد!
مردِعملمیخواد!!!
خب؟!#باخودمم
+چهلفظِغریبی:شهیدحاجقآسِم:')
•| مَلْجَأ |•
خندهاتمرهمِجآناستکمیبیشبخَند... غصهامهجرزِیاراست... بیاپیش، بخند! #همینالآننوشت:) #خویشت
چرا من حس می کنم آخر کلیپ، سردار میگه
_ دارم میام!
؟؟؟؟!!! :)
[کاملا اتفاقی بعد از اینکه بیت رو سرودم، لبخونی کردم :)]
دیدی ایران فروشگاه زده تو ونزوئلا؟!
داره رسما میگه منو تحریم میکنید؟ :/
من محصولاتمو آوردم خونه شما
[+عینکِدودیاشرابهچشممیزند]
اگر کرونا خوردنی بود
ما بچه هیئتیها
بسیجیها
راهیان نوریها
خادمها
حاضر بودیم بخوریم،
ولی یک خَش روی مردممون نیفته :)
[حاجحسینیکتا]
+آره دیگه! نه؟! :)
_ تا حالا کهف الشهدا رفتی؟
+ ببین دیدی گاهی وقتا آدما یه جایی رو تصور میکنند؟ من همیشه تو خیالاتم یه کوه رو در نظر میگرفتم که تو غارش یه شهید گمنام خونه داره...منم نشستم دارم دعای ابوحمزهثومالی میخونم و یه فلاسک چای هم کنارمه... ترجیحا نیمه شب هم هست... یه نوای آروم مداحی هم داره از پلی لیست گوشیم پخش میشه...
_ یعنی تاحالا نرفتی؟
+ هزاران بار... تو خیالاتم! :)
[اَندَر اَحوآلآت]
_ اسم کتابتو چی میذاری؟
+ نخوان! که مبتلا نشوی...
_ یکم طولانی نیست؟
+ شایدم گذاشتم مُبتلآ...
پ. ن : چرا من این پیج رو ندیده بودم :)
دنبال یه اسم جدید میگردم (خندهههه)
پ.ن: شاید هم گذاشتم +مپرس!
علیالحساب باشه نزد تو دفتریادداشتم برای بعدها