پسچونمشکلاتازبالاوپایینآمدندو چشمهایتازوحشتفروریختندوقلبت تویگلویتآمدوتمامِوجودتلرزید
گفتمکمکهایمدرراهاستوچشمدوختم ببینمکهباورمیکنی؛امابهمنگمانبردی
چهگمانهایی!
_احزاب10
_ ما عیسی را پسر خدا میدونیم!
+ چرا؟
_ چون پدر نداشت!
+ مثل عیسی مثل آدم است که او هم پدر نداشت و اولین بود اما پسر خدا نیست!
[گوشه ای از مباهله]
پ. ن: چرا تا حالا از این دید ندیده بودم :)))
_مرا به یاد میآوری؟
من همانم که بادها را
میفرستمتا ابرها را
در آسمان پهن کنند...
و ابرها را پاره پارهبر
هم فشرده میکنم،تا
قطره هـای بـاران از
خلال آن بیرون آیند.
و به خواست من به،
تو اصابت کنند؛ تا تو
فقط لبخند بزنی! :))
و این در حالی بودکه
پـیش از فـرو افتـادن
قطره باران،نا امیدی
تو را پوشیده بود.....
[روم؛چهلُهشتتاچهلُنه]