او سال ها روضه روزی را میخواند که هجده ماه در آسمان بود. قرآن بر روی ناقه بود و یاس هایِ خانه علی و فاطمه ساقه شکسته.
تمام این سال ها غروبش، او را یاد عاشورا میانداخت. او از زهرِ هشام نه از ویرانه شام جان داد . . .
امام غریب ما ، سرخیِ مرکب را مینگریست اما یادش به روزی بود که عمو عباس رجز میخواند. رجزی که در کرانه میدان، منعکس میشد و همگان مات و مبهوت میایستادند. عباس بن علی است یا علی بن ابی طالب؟ صلابت خطبه هایش تداعی گر طنینِ علی است در مسجد.
نگاهش به مرکب سرخ بود اما یادش به ظهر عاشورایی که آسمان سرخ بود.
در مرکب و دوات او ، آسمانی نهفته بود که هر قطره بارانش شد سطر به سطرِ زیارت عاشورا . . .
من از تمام اون چندین صفحه معطوفِ این دو دیالوگم.
+ حاجی. من شرمنده !
_ سرتو بگیر بالا جوون. شیعۀ مرتضی علی نباید سرش خم باشه.
واقعا چرا تو هر کانالی میری دارند از روحانی هایی میگن امثالِ پریزیدنت و یا کناره نشین های دینِ بدون سیاست؟
باید رو این قضیه فکر کنم و جوانبش رو بسنجم.
اینکه از این دسته گفته میشه و از روحانیون انقلابی چیزی نه، خب همین میشه ایجاد یه فضای یأس.
اینجا اصلا مهم نیست 'تو' داری برای اولین بار به این مبحث اشاره میکنی. اگرتویی فقط، خب اون کانال هم فقط اونه. همه این دیدگاهو داشته باشند، رسانه خودمون هم میشه انگشت اتهام به سمت روحانیت.
پ.ن : وقتی چند هفته است که در کانال ها چرخ میزند و با این مسئله روبه رو شده است و با لبخند و پلک زدنی طولانی بی هیچ کلامی تنها به صفحه خیره میشود.
پ.ن : من اصلا حرفم این نیست چرا میگن، حرفم اینه اگه میگن، چرا از اون دسته نمیگن؟
پ.ن : من امروز و هفته بعد و ماه بعد رو نمیبینم. دارم از دیدِ یک انسانِ پنج سال بعد به ادامه یافتن این روند نگاه میکنم.
پ.ن : از اون یادداشت های یک دفعه نوشته شده است که باید روش فکر کنم و صحت و سقمش رو بسنجم و چه جایی بهتر از برگ های سورمه ای تو دفتر یادداشت قشنگم.
•| مَلْجَأ |•
_اتفاقا حسین کشتی نجاته :) + زمزمهمیکندنامشرا...
گفت :
_ وظیفۀکِشتی نجات چیه، اونی که
غرق میشه کهنمیتونه به سمتِکِشتی
بره. کشتی نجات به سمتش میره . . .
امام علی'؏ :
_ هر کس بعد از نماز صبح ۱۱ مرتبه سوره توحید را قبل از طلوع آفتاب بخواند آن روز مرتکب گناه نمیشود حتی اگر شیطان به سوی او طمع کند.
وقتی میگید 'ما که عکس سربازان گمنام امامزمان رو نداریم پس عکس بازیگرا رو میزاریم تا قدردانی کنیم از نیروهای امنیتی' ، صحیح است های منو جدی نگیرید درحالی که سعی میکنم خندمو پنهان کنم !
پ.ن : بعلهه گاندو
پ.ن : ادیت کنید ولی نه هر ادیتی. ادیت های حماسی ! نه چکامه و غزل !
پ.ن : بازم میگم. درگیر حواشی نشید. اصل گاندو رو بچسبید.
#موقت
_ من میگم. مهم ایمانه. حالا این وسط یه کاری هم کردیم خدا میبخشه. مهم اینه به خدا و معاد ایمان داریم که همینم خیلی ها ندارند.
لبخند زدم و در دل بسمالله ای گفتم و زمزمه کردم:
_ یا ایها الذین آمنوا ! ارکَعوا واسجُدوا واعبُد ربَّکم و افعلوا الخَیر ، لعلَّکُم تُفلِحون. من نمیگم آ! خدا بهت گفت.
حالا اگر فقط میاومد یا ایها الذین آمنوا، و ارکعوا و اسجدوا واعبدربکم وافعلو الخیر نمیاومد، آیا رستگار و فلاح میشدید؟! جوابش با شما ! :)
[اندر احوالات]