eitaa logo
•| مَلْجَأ |•
292 دنبال‌کننده
948 عکس
126 ویدیو
3 فایل
﷽ • . دراندرونِ من، رزمندھ ا؎ برکلاشینکف‌ش تکیه داده وخیرۀ اࢪوند می‌بارد... ☕️📘 https://abzarek.ir/service-p/msg/2453239 @Man3I3 . - 99 / ‌2 / ‌4 - صرفا یه دفتر یادداشت
مشاهده در ایتا
دانلود
در توئیتر : تحلیلگر اوضاع سیاسی و اقتصادی روزِ جهان در واقعیت : دانشجوی ترم اول علوم سیاسی و همانا بدرود ! (لبخند ملیح و نگاهی خیره)
شاعری دیدم هنگام خطاب به گل سوسن می گفت شما :) - سهراب‌سپهری -
قُمی ها هرگاه دلشان می‌گیره چادر بر سر می‌اندازند و می‌روند گلزار شهدا همان ردیف های اول سر مزار شهید زین‌الدین زیارت عاشورا می‌خوانند و از در خارج می‌شوند و همان خیابون را مستقیم جلو می‌روند و می‌رسند به حرم و بغضشان می‌شکند . . .
در هیاهوۍ زمین در فراسوۍ زمان به‌چه‌می‌اندیشی؟
گروه سایبری "عصای موسی" نخست وزیر اسرائیل را تهدید کرد * متن تهدید فرستاده شده : آقای بنت، اگر شرارت های شما علیه ما ادامه پیدا کند، متوجه خواهید شد که اقدامات ما در داخل اسرائیل، تازه در ابتدای راه قرار دارد.* نکته مهم اما ساعت نمایش داده شده در تصویر گوشی می‌باشد. ساعت به وقت ۱:۲۰ دقیقه (ساعت شهادت حاج قاسم سلیمانی)
•| مَلْجَأ |•
گروه سایبری "عصای موسی" نخست وزیر اسرائیل را تهدید کرد * متن تهدید فرستاده شده : آقای بنت، اگر شرا
این جنگ را شما شروع می‌کنید اما پایانش را ما ترسیم می‌کنیم ! پ.ن : حاج‌قاسم‌خط‌دا‌د‌ه‌به‌سربازانش :)
اطلاعات‌تون رو گم کردید یه سر به کانال عصای موسی بزنید؛ حتما یک نسخه‌ش اونجا موجوده +خطاب‌به‌افسران‌صهیونیست
روزی مردی بینوا که بر اثر فشار زندگی جانش به لب رسیده و دستش از همه جا کوتاه شده بود به امید رسیدن به نوایی به مدینه آمد . او در آنجا از کریم ترین و سخی ترین فرد سؤال کرد . به او گفته شد: حسین بن علی علیه السلام شریف ترین و سخی ترین فرد مدینه است . مرد بینوا در جستجوی آن امام بزرگوار به مسجد آمد و حضرت را در حال نماز دید . او در همان جا با خواندن ابیاتی خواسته اش را مطرح نمود: «لم یخب الان من رجاک و من حرک من دون بابک الحلقة » تا به حال ناامید و مایوس نشده هر کسی که به تو امید بسته و درب خانه ات را کوبیده است . «انت جواد وانت معتمد ابوک قد کان قاتل الفسقة » تو بخشنده ای و تو مورد اعتمادی و پدرت نابود کننده افراد فاسق و تبهکار بود . امام حسین علیه السلام بعد از شنیدن سخنان وی رو به قنبر کرد و فرمود: _ «آیا از مال حجاز چیزی بجای مانده است؟» قنبر گفت: _ «بلی، چهار هزار دینار داریم .» امام فرمود: _ «قنبر! آنها را حاضر کن که این شخص در مصرف آنها از ما سزاوارتر و نیازمندتر است .» سپس امام به منزل رفت و ردای خود را از تن در آورد و دینارها را در آن پیچید و از لای در به آن مرد نیازمند داد و اشعار او را نیز با ابیاتی چنین پاسخ فرمود: «خذها فانی الیک معتذر واعلم بانی علیک ذوشفقة » اینها را از من قبول کن، من از تو عذر می خواهم و بدان که من برای تو مهربان هستم . «لو کان فی سیرنا الغداة عصا امست سمانا علیک مندفعة » اگر امروز قدرت و حکومتی داشتیم و دست ما بازتر بود، مطمئنا آسمان جود و رحمت ما بر تو ریزش می کرد . «لکن ریب الزمان ذوغیر والکف منی قلیلة النفقة » ولی حوادث روزگار در حال دگرگونی و تغییر است و بخشش من اندک شده است . مرد نیازمند هدایای امام را از لای در گرفت و گریست . امام پرسید: _ «آیا عطای ما را کم شمردی؟» گفت: _ «نه، هرگز بلکه به این نکته می اندیشم که این دستان پرمهر و با سخاوت چگونه در زیر خاک پنهان خواهد شد !» + بحارالانوار | ج 44 | ص 190 .
دلم میخواد یه کتاب شصت و سه صفحه ای درباره مقاومت بنویسم. دقیقا به اندازه سن حاج قاسم :) اما شصت و سه جلد هم خیلی کمه برای وصف بزرگمردی چون او. باید فقط نام مناطقی که رد قدم های او بر آن است رو نام برد . . .
اما همیشه دوست داشتم یه رمان منسجم درباره بوکمال بنویسم . . .