گوشیِ اینجانب دارد با بحران فقر حافظه دست و پنجه نرم میکند.
• روندِشارژ : لاکپشتِکهنسال
شور تغییر و تحولی که در وجودم است ، در کش مکش با روند روتین و کسل کننده این روز ها شده است.
•| مَلْجَأ |•
به شدت دلم میخواد یا این روزا بگذره یا برگرده به دوسال پیش !
برنگشت به دو سال پیش. ولی گذشت. طوری گذشت که اصلا یادم نمیاد اون برهه از چی ناراحت بودم.
رگ های دستی که در تمنای چیدن زیتون بر آسمان برافراشته است، بسان شاخه هایی است که عصفوران هر سحرگاه ایستاده بر آن، نغمه آزادی سر میدهند.
.
طلوع، انعکاس امید در نگاهش است و آسمان ، آیینه ی رو به وسعت دلش و اندک هاله ی ابر ها نیز بسان اندوهش.
.
و گنجشککان باخبر اند که الله روزی شان را در جیب جلیقه ی او میان شاهدونه ها و فندوق ها نهاده.
.
چه کرده است که حتی سنگ هم، همصدا با نسیم، نغمه آزادی سر میدهد و در تکاپوی ستادن حق آنان است؟
.
سالیان دراز است که نبض او به هوای آسمان میتپد. اما بی گمان این روز ها قدری هواخواه تر از کودکی می تپد که رگ های نازک دستش هم میل به آسمان دارند. گویی که بال پریدنش توانند بود.
.