اگر یه جا اسکناس دویستی پیدا بشه اونم کیف پول منه. نمیدونم چرا نگهش داشتم اصلا؟!
سالی که با ولادت حضرت رقیه'س شروع بشه و حروف ابجد سال بشه حضرت علی اصغر'ع انشاءالله که ظهوره :))
بالاسر تابوت پسر شهیدش وایستاد. دستاشو بلند کرد گفت : خدایا امانتی که به من دادی رو بهت تحویل دادم. این راهی بود که خودش انتخاب کرد و افتخار من شد.
[پدرِ شهید جعفریزدی]
ونیز، پُر از توریستهاییست که به
کبوتر های ایتالیایی غذا می دهند،
ولی به ڪبوتر های شهرِ خـودشان
محل نمیگذارند!
جزء از کل | استیو تولتز
#یکفنجانواژه
خواهرش میگفت:
_ هر وقت از حسن میپرسیدم کجا کار میکنی؟ اون جواب میداد : دیگه چه خبر؟! :) هیچ وقت نمیگفت کجا کار میکنه تا اینکه یه روز تو خبرها دیدم عکس داداشمو زدند روش تیتر زدن 'سربازگمنامامامزمانبهشهادترسید'
پ.ن : شهید حسن عشوری
همانا بهسوی تو گریختم و درحال
درماندگی و زاری در برابرت ایستادم
[واگویه : من همون بنده ی هزارباره
خطاکار و هزار و یک باره پشیمونم.
همون که روش نمیشه سرشو بلند کنه
و می ترسه از اینکه چشماش گریزانه]
معبودم! اگر محرومم کنی پس کیست
آنکه به من روزی دهد؟ و اگر خوارم
سازی پس کیست آنکه به من یاری
رساند؟
خدایا به تو پناه میآورم از خشمت
و از فرود آمدن غضبت.