گفت : سال ها نذاشتند که پیشرفت کنیم. همه قدرت های جهان جمع شده بودند تو اتاق سری تا درباره جمهوری اسلامی ایران چاره اندیشی کنند و مانع پیشرفتش بشند ولی الآن کجای جهان ایستادیم؟ علمی رو تولید کردیم که ما رو محروم کرده بودند ازش.
تامل برانگیز سکوت کرد و زمزمه کردم : والله یختص برحمته من یشاء :)
[اندر احوالات]
سری به دفتریادداشتم زدم و تعجب کردم. فکر کنم بزرگواری یکی از پست ها رو فور کردند. تشکر از ایشون و خوش آمد به شما.🌱
یه توضیحی بدم در این باره که این کانال دفتریادداشتی بیش نیست.
دفتریادداشتی از تصاویر و نوشتهجاتی که در طول روز به چشمم میاد و به نظرم جالبه.
هر شـهرىکه توسط اسرائیلىها
محاصره شده، آزاد خواهیمکرد
واسرائیلرابهسقوط مىکشانیم.
روزى اسرائیل چنان بترسدو در
فکرباشدکهمبادا ازلولهسلاحمان
بهجاىگلوله، پاسدار بیرونبیاید
- حاجاحمَدمتوسّلیان -
_ سنّی از ما گذشته دیگه پیر شدیم باباجان.
+ این چه حرفیه؟ اصلا شیر هرچی پیر تر، ابهتش بیشتر :)
هدایت شده از - صَبـورا -
بزرگوارمیگفتجوریروشخصیتتون
کاربکنیدکههرکسیباهاتونحرفزد ؛
بعدشحداقلیهدقیقهبهفکرفروبره :))
میگفت : یه چیزی میگم که از بچگی از مادرم یاد گرفتم. سر سفره افطار اولین لقمه رو میخوای بزاری دهنت، چند ثانیه نگه دار و با خدا حرف بزن، دعا کن، استغفار کن و بگو تا قبول نکنی نمیخورم خدا :)
[اندر احوالات]
با خانواده به کرمان میرود و خود را به سردار عشق میرساند. بعد از زیارت بلند به اطرافیانش میگوید : ما که شهادت مون رو گرفتیم دیگه بریم مشهد.
#شهید_اصلانی
•| مَلْجَأ |•
با خانواده به کرمان میرود و خود را به سردار عشق میرساند. بعد از زیارت بلند به اطرافیانش میگوید :
تشنه لب در جوار حضرتِامامرضا'ع
کسی چه میداند او سر بر زانوی حضرت گذاشت و با نفسی گرفته گفت : اَوَفَیْتُ یَابنَ رَسول اللّٰه ؟
•| مَلْجَأ |•
با خانواده به کرمان میرود و خود را به سردار عشق میرساند. بعد از زیارت بلند به اطرافیانش میگوید :
بگـو : بـھ خـادمِ آقـا'ع، مـرا صـدا نڪند !
کهخوابِراحتِمنرویفرشهایرضا'عست
کهخوابِراحتِمنرویفرشهایرضا'عست
کهخوابِراحتِمنرویفرشهایرضا'عست