سر آغاز دین = خداشناسی ست.
و کمال شناخت خدا= باور داشتن او
و کمال باور داشتن خدا= شهادت بر یگانگی اوست.
و کمال توحید = اخلاص
و کمال اخلاص= خدا را از صفات مخلوقات جداکردن است.
[نهج البلاغه]
•| مَلْجَأ |•
سر آغاز دین = خداشناسی ست. و کمال شناخت خدا= باور داشتن او و کمال باور داشتن خدا= شهادت بر یگانگی ا
+چرا خدا را از صفات مخلوقات جدا کردن، زمینه ساز سرآغاز دینه؟
_ادامه همون مبحثی که داشتی میخوندی دلیلشو نوشته، نخوندی؟
+(لبخند زده و چانه بالا می اندازد)
_پس کسی که خدا را با صفات مخلوقات تعریف کند، او را به چیزی نزدیک کرده...
و با نزدیک کردن خدا به چیزی، دو خدا مطرح میشود...
و با طرح شدن دو خدا، اجزائی برای تور می شود...
و با تصور اجزا برای خدا، او را نشناخته است...
و کسی که خدا را نشناسد، به سوی او اشاره میکند....
و هرکس به سوی خدا اشاره کند، او را محدود کرده به شمارش آورد...
و آن کس که بگوید خدا در چیست؟، او را در چیز دیگری پنداشته است.
و کسی که بپرسد، خدا بر روی چیزی قرار دارد؟، به تحقیق جایی را خالی از او در نظر گرفته.
در صورتی که خدا همواره بوده و از چیزی به وجود نیامده.
با همه چیز هست... نه اینکه همنشین آنان باشد.
با همه چیز فرق دارد... نه اینکه از آنان جدا و بیگانه باشد.
انجام دهنده همه کار هاست... بدون حرکت و ابزار و وسیله.
بیناست...حتی در آن هنگام که پدیده ای وجود نداشت.
و تنهاست... زیرا کسی نبوده تا با او انس گیرد و یا از فقدانش وحشت کند...
[نهج البلاغه]
هفت آسمان را پدید آورد.
آسمان پایین را چون موجی رها شده و آسمان های بالا را مانند سقفی استوار و بلند قرار داد... بی آنکه نیازمند به ستونی باشد یا میخ هایی که آنها را استوار کند.
آنگاه فضای آسمان پایین را به وسیله نور ستارگان درخشنده زینت بخشید و در آن چراغی روشنایی بخش(خورشید)، و ماهی درخشان، در مدار فلکی گردان و برقرار و سقفی متحرک و صفحه ای بی قرار به جریان انداخت
[نهج البلاغه]
•| مَلْجَأ |•
هفت آسمان را پدید آورد. آسمان پایین را چون موجی رها شده و آسمان های بالا را مانند سقفی استوار و بلند
+ از وقتی که این خطبه رو خوندم، به هرجا نگاه میکنم یاد خدا می افتم.. شاید قبلا با این جدیت، اینطوری فکر نمیکردم.
_ اینطوری نگاه کردن به طبیعت ثوابه(':
خدا پیامبر اسلام را زمانی فرستاد که مردم در فتنه ها گرفتار شده، رشته های دین پاره شده و ستون های ایمان و یقین ناپایدار بود....... فتنه ها مردم را لگدمال کرده و با سم های محکم خود، نابودشان کرده و پابرجا ایستاده بود. اما مردم حیران و سرگردان، بی خبر و فریبخورده در کنار بهترین خانه (کعبه)، و بدترین همسایگان(بت پرستان) زندگانی میکردند. خواب آنها بیداری، و سرمه چشم آنها اشک بود؛ در سرزمینی که دانشمند آن لب فروبسته و جاهل گرامی بود.
[نهج البلاغه]
خدا به وسيله اهل بیت،
پشت خمیده دین را راست نمود و لرزش و اضطراب آن را از میان برداشت!
[نهج البلاغه]
+همیشه برام سوال بوده که یه قناری بغض میکنه و میمیره، به خاطر چی انقدر جدی بغض میکنه؟
از ساعت دو و پنجاه و چهار دقیقه ظهر جمعه نه خرداد تا شانزده و پنجاه دقیقه همان روز...
در خنکای هوای دلچسب... وقتی یاد خاطراتش میکند و می نویسد
امضاء: منتظرالمنتظر
_ خدا از کجا آمده!
+ او نیامده، خدا بود و زمان خلق شد و ما آمدیم، آفریده شدیم. همان طور که فکر می کنیم خورشید به دور ما می چرخد، در صورتی که او هست و ما به دور آن می چرخیم؛ خدا هم بود و ما آمدیم؛ خلق شدیم.
کلام ابوتراب :
_منجم و طبیب هر دو میگویند که قیامتی وجود ندارد
. به آنان میگویم:
" اگر قول و عقیدة شما صحیح باشد، ما زیانی نکردهایم،
و اگر قول و عقیدة من صحیح باشد، شما از زیانکاران خواهید بود."
#تأمل
#اثباتخدابرایکسانیکهاعتقاداتشانسستشده