eitaa logo
•| مَلْجَأ |•
292 دنبال‌کننده
948 عکس
126 ویدیو
3 فایل
﷽ • . دراندرونِ من، رزمندھ ا؎ برکلاشینکف‌ش تکیه داده وخیرۀ اࢪوند می‌بارد... ☕️📘 https://abzarek.ir/service-p/msg/2453239 @Man3I3 . - 99 / ‌2 / ‌4 - صرفا یه دفتر یادداشت
مشاهده در ایتا
دانلود
گفتم+ یه وقتایی آدم دوست داره بشینه یه گوشه و به ریز و درشت های زندگیش یه مدل دیگه نگاه کنه... اون وقت ته اون همه فکر کردن یه لبخند عمیق بنشونه کنج لبش و بگه خدایا خیلی غفّاری... خیلی ستّارالعیوبی... خیلی رحمانی... خیلی رازقی... خیلی(!) او ولی اشاره ای به کتاب در دستش کرد و شروع به ورق زدن به صفحات قبلش. دو روز تمام نکته برداری می‌کرد از آن کتاب _ تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری، تو ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت رحمانی و… . کار محبت همین است. خندیدم + کتابه خیلی روت تاثیر داشته ها؟! _ کار خدا بود که اون روزاون اتفاق بیفته و این کتاب به دستم برسه! +پس به قول آمیرزا اسماعیل دولابی کار محبت همین است! (: [ اندر احوالات ]
تکرار کار خوب ---> عادت ---> عبادت ---> معرفت ---> ملکات فاضله‌ --->ولایت
_ ما فَقَدَ مَن وَجَدَک و ما الّذی وَجَدَ مَن فَقَدک؟!(: کسی که تو را یافت، دگر چه چیزی را فاقد است؟ و کسی که تو را فاقد شد، دیگر چه چیزی دارد؟ 🌿💙☕
از ساعت یک و بیست دقیقه چهارشنبه دهم اردیبهشت نود و نه، تا شش و هشت دقیقه صبح در سکوت اتاق... هوای سورمه ای تیره... می نویسد با حس... امضاء: منتظرالمنتظر
بالطبع...
همیشه می گفت _ من آدم مذهبی ای نیستم ولی خدارو دوست دارم... اربعین دلم میخواد برم کربلا... برای ظهور امام زمان دعا میکنم... ایام فاطمیه و محرم هیئت رفتنو دوست دارم... ولی مذهبی نیستم... یه بار به روش لبخند زدم و همراه با پلک زدنی گفتم + اینا همه که تو گفتی یعنی مذهبی ای!(: مذهبی بودن عیب نیست عزیز من! قشنگه!
حسین نوری-ویلی ویلی علی شبلی.mp3
زمان: حجم: 1.1M
یکی از قشنگ ترین مداحی های تیک سبز خورده تو دفتریادداشت ذهنم! حزن خاصی داره
دلتنگ تو ام یکسره بی تاب تو این دل(": اللهم عجل لولیک الفرج [ اندر احوالات ]
از عارفی پرسیدند _اگر یقین کنید که بعد از چند دقیقه از دنیا خواهی رفت، چه عملی انجام میدهی؟ تبسمی کرد _ همین کاری که همین الان مشغول انجام آن هستم...ما مکلف به انجام وظیفه ایم پ. ن: (((((": []
بالطبع
بعد از نماز صبح تو هوای بنفشآبی غرق در سکوت اتاق طوری ک صدای هوا رو میتونی بشنوی حتی، دو رکعت نماز به دل میشینه...(:
خورده سال که بودم می دیدم مامان بعد از نماز چند دقیقه ای همون حالت میشینه. من ولی في الفور چادرمو گلوله میکردم تو کمد و مهرو حین رفتن میذاشتم رو میز و میدویدم حنآ رو از رو تاب بردارم...عروسک موحنایی ای که هدیه آقاجون بود. چند وقت بعدش می خواستم مثلا مثل مامان باشم، بعد از نماز دو زانو میشستم ولی تو افکار خودم غرق بودم... یه وقتایی که انقدر درگیر خاطراتم میشدم ک یادم میرفت چرا اصلا اینجا نشستم؟! یکی دو سال که بزرگتر شدم تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها رو به جای هر کدوم سی و سه تا صد تا می رفتم که بیشتر بشینم و بیشتر شبیه مامان باشم... شبیه بابا بشم... یه روز وسط نوجوونی یه جا شنیدم تو از یکی خوشت بیاد، بری دیدنش، یا اون بیاد دیدنت، دوست داری یکم بیشتر بشینه پیشت...بیشتر با هم حرف بزنید... خدا دوستت داره بنده... بعد نماز عجولانه سجاده و چادرو نذار کنار برا وعده بعد... یکم بشین حرف بزن... از اون روز تا حالا درد دلامو بردم به خلوت بعد از هر وعده نماز... تازه اونجا بود که نشستن های بعد از نماز حس دیگه ای گرفت(: