•| مَلْجَأ |•
تو نیویورک بارون شدید بود، رئیس جمهور رئیسی هنگام پیاده شدن از هواپیما چتر دست گرفت! موقع مصاحبه به احترام خبرنگار ها چتر کنار گذاشت ،حتی وقتی که تیم حفاظتی خواستن بالاسرش چتر نگه دارن ممانعت کرد تا منش واقعی رئیس جمهور ایران اسلامی رو به رخ جهانیان بکشه
دلم میخواد الآن یه روزی از روزای پائیزِ متمایل به زمستانِ سال ۵۶ باشه شاید هم ۴۹ یا هم ۵۳
دلم میخواد بشینم نوار کاست سخنرانی امام رو گوش بدم و کاربن بندازم زیر ورق و نت برداری کنم
•| مَلْجَأ |•
ساعت شیش و نیم بود که کلاس تموم شد. تند تند پله ها رو میرفتیم پایین که یه لحظه نگاه گذرام، عمیق شد و با ذوق گفتم : عههههه آقااا *-*
کامپیوترِآقایتوکّلیِدانشکدهمون
میگفت : جمعتون رو مومنانه نگه دارید و با همدیگه خیلی بیشتر از همیشه حرف بزنید.
+ ولی همین آمریکایی که میگی ملت ما رو تحریم کرد!
_ دعوای قدیمی رو پیش نکش! ایران زد تو کار هسته ای، آمریکا گفت خطرناکه مبادا ایران بمب هسته ای بسازه پس باید جلوش گرفته بشه. اما ایران لج کرد آمریکا هم تحریمش کرد!
+ همه درک سیاسی شما از این مسئله همینه؟
نگاهم کرد، از اون نگاه هایی که چیزی جز تکرار مکررات رسانهها نمیدونه ولی میخواد خودشو دستبالا بگیره.
لبخند زدم و به جای تحلیل تاریخی اتفاقات گفتم:
+ فکر کردی آمریکا از موشک و چرخه سوخت هستهای و غنی سازی میترسه؟ ترس آمریکا از اینه که ایران به عنوان یک الگو داره خودش رو در ذهنیت جهانِ مقاومت پررنگ میکنه! به خاطر همین میخواد مانع بشه برای پیشرفت جمهوریاسلامیایران. آندرستند؟
[ اندر احوالات ]