_ جهان پر شده از قدرت هایی که میخواند با زر و زور خودشونو تثبیت کنند. ما چه فرقی داریم؟ ما هم داریم میگیم صدور انقلاب.
تکخنده ای حاکی از تعجب سر دادم و با مکث پلک زدم و گفتم :
+ واقعا باورت اینه؟ ما چه فرقی داریم؟ ما زمین تا آسمون فرق داریم عیزم. بعد از جنگ جهانی دوم لیبرالیسم وارد فاز دیگه میشه و با سرکردگی آمریکا ایدئولوژی لیبرالیسم رو میزنه سر اسلحه و راه میوفته تو کشورها و نیابتی جنگ راه میندازه. آمریکا با چکمه های نظامیش فرهنگشو میبره و لابه لای دو سه تا آپشنِ خوبش، نقاط منفی رو هم میده به ملتهای جهان سومی تا بشند بازار مصرفِ انقلابِ صنعیتیِ اونا! مارکسیست هم همینطور؛ پا میشند میرند کشور های دیگه بعضی مردم اونا رو سازماندهی میکنند. جزوه حزبی میفرستند براشون. تجربه تشکیلاتیشون رو با پول پیش میبرند تا یه حرکتی بزنند و کودتایی بکنند. در صورتی که انقلاب اسلامی ما یه حرکت عظیم بود برای بشریت! ما انقلاب کردیم و ذات انقلاب اینطوره که خودش میجوشه و میره جلو ، خودش صادر میشه، من و تو خیلی هنر کنیم خودمونو بچسبونیم به انقلاب تا با این موج پیش بریم. انقلاب ما صادر میشه اما نه با زر و زور. صدور انقلاب یعنی ما این فکر رو به سر ملتهای مستقل انداختیم که میتونند روی پای خودشون وایستند و حرف زور نشنوند.
[ اندر احوالات ]
•| مَلْجَأ |•
http : لینک منسوخ شد خیلی وقته شعر نخوندیم . . .
_ جان رفت و ما به آرزوی دل نمیرسیم ....
هرچند میرویم به منزل نمیرسیم !
+ میرسیم یه روز؛ قول!
_ از گوشه بامی که پریدیم، پریدیم
+ ما هم همینطور همایتایی ؛
ما هم همینطور
_ پاسبان حرم دل شدهام شب همه شب تا در این پرده جز اندیشه او ننگارم ...
+ میگفت نگهبان دلت باش؛ خلاصه که آره!
_ زبانِ خامه ندارد سرِ بیان فِراق
وگرنهشرحدهمباتوداستانِ فراق
دریغمدتعمرم که برامیدِ وصال
بهسررسیدونیامدبهسرزمانِ فِراق
چگونه بازکنم بال درهوایِ وصال
کهریختمرغِدلمپَردرآشیانِ فِراق
+ اوجِ غمِ فراق از تکرار قافیه مشخصه دیگه.
_ نمیدانم چه شد در من
فقط دیدم پریشانم
+ پریشاااانمممم
_ قبل ما لاله به خونین جگری
شهرت داشت
بعد تو ، لاله به "دلداری" ما
میآمد ....
+ چه کرد او؟
_ ماه هم بیرون نیامد چونکه
میداند خودش
سبزه ی ما اعتبار از هر سفیدی میبرد..
+ با دو خط فیتیلهی آپارتاید رو پیچیدیم به هم^^