•| مَلْجَأ |•
http : لینک منسوخ شد خیلی وقته شعر نخوندیم . . .
_ جان رفت و ما به آرزوی دل نمیرسیم ....
هرچند میرویم به منزل نمیرسیم !
+ میرسیم یه روز؛ قول!
_ از گوشه بامی که پریدیم، پریدیم
+ ما هم همینطور همایتایی ؛
ما هم همینطور
_ پاسبان حرم دل شدهام شب همه شب تا در این پرده جز اندیشه او ننگارم ...
+ میگفت نگهبان دلت باش؛ خلاصه که آره!
_ زبانِ خامه ندارد سرِ بیان فِراق
وگرنهشرحدهمباتوداستانِ فراق
دریغمدتعمرم که برامیدِ وصال
بهسررسیدونیامدبهسرزمانِ فِراق
چگونه بازکنم بال درهوایِ وصال
کهریختمرغِدلمپَردرآشیانِ فِراق
+ اوجِ غمِ فراق از تکرار قافیه مشخصه دیگه.
_ نمیدانم چه شد در من
فقط دیدم پریشانم
+ پریشاااانمممم
_ قبل ما لاله به خونین جگری
شهرت داشت
بعد تو ، لاله به "دلداری" ما
میآمد ....
+ چه کرد او؟
_ ماه هم بیرون نیامد چونکه
میداند خودش
سبزه ی ما اعتبار از هر سفیدی میبرد..
+ با دو خط فیتیلهی آپارتاید رو پیچیدیم به هم^^
یک فلسطینی نوشته بود:
ما تصمیم گرفتهایم که یک بار بمیریم
به جای هر روز مردن؛
صادقانه و شجاعانه میجنگیم!