•| مَلْجَأ |•
عطرِ آزادی قُدس میآید...
کجایید دیپلماتِ خوشقامتِ تاریخِ ایران :)
•| مَلْجَأ |•
اصلا خبر داری که از دوری دارم دق میکنم؟ :))
دیگه داره میره یادم بوی سیبُ
گاهی دلگیر میشوم از زمانهای که در آن زیست میکنم. که چرا جهان مرزهای وستفالیایی دارد تا پای پر کشیدم به غزه را ببندد؟! که چرا نمیتوانم اوراق و دواتم را در کوله پشتیام بگذارم و روایت را از نقطهی آغازِ محلِ زیستم شروع کنم و پا در رکاب راهیِ سرزمینهای دور شوم تا قلم بزنم تاثیرِ طنینِ دلآرای حق را تا ثبت شود و بماند در تاریخ، که تاریخِ آینده را رقم بزند! بنویسم از ظلمِ سفاکان، از مظلومیتِ بشر، از بیداری و جهالت، از حمله و دفاع، از فریاد و سکوت، از هقهقها و قهقههها، از آوارگی و اِشغال، از مقاومت و تزویر. زمانهی نامردی ست، الآن باید در سفر میبودم و از تاثیرات اسلامِ ناب می نوشتم...
#خویشتَن
•| مَلْجَأ |•
اینجوری، تشکیلاتی باش !
چطور میشه خسته نشد؟ ناامید نشد؟ ادامه داد؟
•| مَلْجَأ |•
کاش به اون نقطه ای برسم که ساعت ها پی درس و پژوهش باشم و وقتی از شدت خستگی پلکام نای باز موندن نداره
کاش به اون نقطه ای برسم که مثل شهید هادی مقام ولایت فقیه رو درک کنم و بگم: ما رهبر را برای دیدن و مشاهده کردن نمی خواهیم. ما رهبر را میخواهیم برای اطاعت کردن. من اگه نتوانستم رهبرم را ببینم مهم نیست بلکه مهم این است که مطیع فرمانش باشم و او از من راضی باشد.
حاج قاسم در بغداد شهید میشود، سردار موسوی در دمشق و اسماعیل هنیه در تهران و میلاد بیدی در لبنان و عماد مغنیه در سوریه. نظم خطکشی شدهی خاورمیانهی پیشین برهم خورده و نظمِ جدیدی بر غرب آسیا حاکم است، نظمی که بر پایه مقاومت در برابر ظلم بنا شده است و خبر از آیندهای میدهد که کرامت انسان حقیقی تر از شعارهای پوشالی لیبرالیستی محقق میشود. برویم و بیندیشیم به آیندهی بشریت در این نظمِ اسلامساز!