هیچ وقت ندیدم نمازش قضا شود. شبى
نبود که قرآن نخواند و حتى ندیدم که در
سخت ترین شرایط لبخند از چهره اش
رخت بربندد. هیچوقت ندیدم سختىِ کار
او را خسته کند و یا از پا درآورد. در طى
این ده سال مبارزه هیچ وقت ندیدم که
به خود ببالد, و یا برخوردى داشته باشد
که بخواهدخود را مطرح کند. یادمهست
که هرگاه دوستانش از سختى کار در
کردستان خسته مىشدند بروجردى به
عنوان سنگ صبور آنها بود. کم حرف بود
اما در نگاهش کتابى از حرفهاى نگفته
داشت. (به نقل از همسر ایشان )
من همه درد خودم را به تو گفتم جانا
اینکه درمان بکنی یا نکنی،مختاری . . .
_ محمدعلی بهمنی _
همش صدای حاج قاسم میپیچه تو گوشم : بیشهادت، مرگ با خُسران چه فرقی میکند؟!
چند دقیقه ای هم هست که مهدی رسولی داره میخونه : حالا منمُ چشمِ ترمُ... ای به قُربانِ اباعبدالله
دلبستهی امیدی در سنگلاخ گیتی ؛
رَه بیشکیب پویم ، دل بیقرار دارم
#سیدُنا امام خامنهای
#فکت بیست و یکم : در بحث و مناظره؛ مجذوبِ تشویقها نشو. افکارِ تو استقلال دارند فرزندِ آدمِ نبی!