هدایت شده از 静寂の嵐
اما هنوزنم جواب سوالام رو نگرفتم. واقعاًِ واقعاً یعنی چی ؟ وقتی میگیم دوست منظورم چیه. چی توی اون کلمهس و یا چه دیدی ازش داریم.
شاید یه آدم کم اجتماعی و یا دونگرا برای همینه دوست های زیادی نداره..
به عنوان آدمی که برونگراس و همش با اینو اون عادت داشت دوست بشه، اولین باریه که اینقدر عمیق دارم با روابط اجتماعی فکر می کنم و سوال شده برام.سردرگمم💔
هدایت شده از 静寂の嵐
چرا باید آهنگ از پادکست برتری داشته باشه وقتی اینقدر میشه دنیا و کلمات رو ملموسانه حس کرد و درش غرق شد ؟
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
چرا باید آهنگ از پادکست برتری داشته باشه وقتی اینقدر میشه دنیا و کلمات رو ملموسانه حس کرد و درش غرق
جدیدا هر چی میخونم یاد پادکست های اریانفر میفتم
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
اما هنوزنم جواب سوالام رو نگرفتم. واقعاًِ واقعاً یعنی چی ؟ وقتی میگیم دوست منظورم چیه. چی توی اون کل
میدونی درونگرا و کم اجتماعی بودن واقعا چیز بزرگ و سختیه، میخوام داستانم رو بگم اما کلمات رو پیدا نمیکنم، دستام رو حروف پیاده نمیشن و اره جملهها نوشته نمیشن، میدونی دوست یه واژهی مقدسه، باید بهش احترام گذاشت حتی جلوش سر خم کرد اره اینو من میگم کسی که دوست های زیادی نداره اما دروغ چرا بیا با واقعیت روبهرو شیم شاید من اصلا دوستی نداشته باشم، من با کسی بیرون نمیرم، بخاطر هیچکس گوشی رو تند تند چک نمیکنم به اینکه یه حرف رو به کسی بگم و یادم نره فکر نمیکنم.
اما گذشته از اون دوست چیز خوبیه، شاید دردسر بیاره اما همراه با اون خاطره میاره، باعث میشه فردا روز وقتی تعریفش میکنی چشمهات برق بزنه و با شوق ذوق اون رو بگی ولی من درونگرا شاید دوستهای کمی داشته باشم شاید با کسی حرف نزنم اما هیچکدوم دلیل نمیشن چون درونگرام اینطوره، من از ارتباط گرفتن ها خسته شدم دیگه روابط پیچیده نیستن، انگار ته راه رو میدونم درحالی که راهی نبوده که من اصلا بخوام تهش رو بدونم.
من هم دچارش شدم میخوام کمک کنم ولی آخرش رو نگاه میکنم و میگم چرا من؟ فردا کی میخواد به من کمک کنه؟ و اره شاید تقصیر من باشه شاید هم نه، انگار اعتقادات و باورهام به بازی گرفته شدن تغییر میکنن جوری که اصلا باورم نمیشه اما کسی چه میدونه شاید زمانش که برسه من هم سمتی قرار بگیرم که همیشه میخواستمش ولی فراموشش کردم/ شاید من کسی باشم که هیچکس ازش اسم نبرد اما قهرمان رو نجات دادم وقتی میخواست خودش رو از پنجره پرت کنه پایین یا من کسی بودم که شرور رو نجات دادم وقتی زیر پیانویی وایساده بود که قهرمان داشت پرت میکرد پایین/