ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
🎲 چالش سوم نگاهم را از چهره گروگانها میگیرم و به پنجره میدوزم. شاخههای درخت با وزش باد آرامی تک
چیزهایی که بیشتر از همه دربارهشون مینویسیم همونهایی هستن که کمتر جرئت میکنیم اسمشون رو بیاریم!
https://eitaa.com/HashieyeKetab/854 تو لف بده دوباره بیا است کنمم
هدایت شده از Helios⅖.
هالووین ساعت ۷ صبح تو مدرسه با کاستوم فرم و حضور افتخاری معلما و امتحان. عجب هالووین به یاد موندنی داریم امسال.
هدایت شده از حاشیههای یک کتاب باز
https://eitaa.com/Young_Writer/3261
پیام را روی صفحه میخوانم. لبخند آرامی زیر ماسک شکل میگیرد. گوشی را روی میز میگذارم و نگاهی به آلفرد میاندازم.
یقه کتم را مرتب میکنم.
ـ با کمال میل، آلفرد.
نگاهم را به پروانه میدوزم و لبخند کجی میزنم.
ـ تو هم میای؟
مکث میکنم.
+با کمال میل، باعت افتخاره
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
https://eitaa.com/Young_Writer/3261 پیام را روی صفحه میخوانم. لبخند آرامی زیر ماسک شکل میگیرد. گوش
آلفرد در حال فریاد زدن و دویدن از اتاق
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
آلفرد در حال فریاد زدن و دویدن از اتاق
ولی جدی تصور کنید اینو یهو شوکه میشید من اینو سرکلاس به یه نفر گفتم بعد خودم داشتم از خنده نابود میشدم
https://eitaa.com/106766177/5731 نه ندیدم میخواستم ببینم چیه و خب ماشالا ۱۵۵ قسمت داشت
خوبه ها ولی من یه فلش میخوام همه ی فیلم سریالا بدون دیدن بره تو مغزم