و امآن از واژه ها ..
آنهـا میتوانند مثل اشعه ایکس عمل کنند و
اگر به درستی از آن استفاده کنیم از هرچیزی
عبور میکند ؛
و شاید بهترین لحظه هنگام خواندن ِ یک کتاب
زمانیست که به چیزی برخورد میکنیم مثل
نوعی طرز فکر ، یک احساس و یا نگاهی خآص
به دُنیـا که برایمان منحصر به فرد است ؛
اینجاست که انگار توسط کسی که هرگز ندیدهاید
و حتی کسی که مدتها پیش مرده
دعوت میشویم به همراه قهوهی تلخِ زندگی که
کنار او بنشینید و گویا دستی از کتاب بیرون آمده
و دست تو را نیز گرفته است ..
وقتی میخوانم، در واقع تمامِ غمو اندوهِ من
از تنِ بی جآن و خسته ام بیرون میرود.
[ستایش]
هدایت شده از - Atomospher -
آدم همیشه فکر میکنه تموم شدن یک رفاقت عمیق و طولانی حتما قراره با دعوا و توهین باشه ولی یکدفعه میبینی با یک حرف ساده و مسخره هردو کمرنگ شدین و یک سینه پر از حرف باقی مونده که تو پیاده روی ها هی داری با خودت تکرارشون میکنی