eitaa logo
قلم‌نَورد
379 دنبال‌کننده
833 عکس
83 ویدیو
3 فایل
از گذران زندگانی می‌نویسم و عکس می‌گیرم. + http://nskhat.ir/send?public_token=zy2008-5243e4 + https://abzarek.ir/service-p/msg/4117744 + https://eitaa.com/joinchat/560596573Cf4fff730f1 لطفاً کپی نکنید. 23.06.1404
مشاهده در ایتا
دانلود
Various Artists06.黄昏 Huáng Hūn.mp3
زمان: حجم: 13.1M
- می‌دونی رفیق... ما خیلی از هم دوریم. خیلی دور. شاید مثل دوتا کوه که هرگز نتونن بهم برسن؟ تو یه آدم موفقی. خیلی موفق. هدف داری. می‌جنگی. تلاش میکنی و قهرمانِ زندگی خودتی. اما من؟ نمی‌دونم هدفم از نفس کشیدن، ادامه دادن، دویدن، شناکردن تو اقیانوس در به دری، تحمل بارشیشه‌های غم، زندگی و خوب بودن... چی می‌تونه باشه؟ اصلا چیزی وجود داره که بخوام فکرمو به سمتش سوق بدم تا اون فکر، منو به سمت رویاهای نیمه شب‌هام هدایت کنه؟ می‌دونی رفیق؟ صدای رعدوبرق رو می‌شنوم و بارون که میزنه به در و دیوار و خیابون. منم همینم. خودمو به هر جا رسوندم و خواستم تو گذرِ دنیا فراموش نشم... اما دنیا آبِ سرد ریخت رو گرمای وجودم. خاموشم کرد. ساکت و خاکستر. می‌بینی حالا؟ می‌بینی منو؟ میتونی پیدام کنی؟ خاکستری رو که هر ذره‌ش تو یه جای جهان پخش و پلا شده. با هر نسیم به سمتی سفر کرده و با هر قاصدک همراه شده... اما بدون مقصد. بدون دلیل. بی‌خیال. شاید من خودم یه خیال باشم... یه خیالِ پوچ؟
هدایت شده از قلم‌نَورد
آنها در لابه‌لای قطرات باران از هم خداحافظی کردند و هرگز آن دیده های تر در یاد نماند
کاش بودی داداش. کاش بودی. کاش نمیرفتی. کاش برای نبودنت گریه نمی‌کردم.. کاش هنوزم داداش بزرگتر داشتم... کاش خدا سرطانو خلق نمی‌کرد. کاش سرطان وجود نداشت. کاش از پسش برمیومدی. کاش از روی تخت بیمارستان بلند می‌شدی و باز راه می‌رفتی. کاش خدا خوبت می‌کرد. کاش دوباره برمی‌گشتی خونه. کاش بودی داداش. کاش بودی :) تو قهرمانِ زندگی منی... حتی از توی آسمونا؟ الان که بارون می‌باره تو کجایی...؟ تو کجایی داداشم :)؟ آبجیت داره از دلتنگی برات میمیره... میبینی اشکامو؟ میشنوی صدامو؟ می‌دونی دردامو؟ میگیری دستامو؟ لطفاً :)؟
وای دلتنگی وای. میکُشی منو. پس چرا میترسم؟ مگه نبودنش نهایتِ دلتنگی نیست؟ پی چرا هنوز میترسم؟ از دوباره از دست دادن؟ از بیشتر دلتنگ شدن؟ از دلتنگی مُردن؟ از توی دلتنگی غرق و غرق و محو شدن؟ دروغه دروغه دروغه. من مُردم. قلبم مُرد. همون موقع که دور قبرت شلوغ بود و تو آروم ترین جسمِ این دنیا بودی. جدا از روحت... کاش میدویدم. کاش فقط با گریه نبودنتو جبران نمی‌کردم. کاش می‌دویدم وسط جاده. کاش انقدر می‌دویدم تا سیلیِ رد شدن یه ماشین از روم، متوقفم میکرد. کاش خورد میشد شیشه‌ی یکی از ماشینا تو وجودم. کاش می‌مُردم روزِ مرگِ تو. داداشم... لطفا.. برگرد... میشه؟ میشه برگردی؟ میشه منو با خودت ببری؟
این گریه ها برای نبودن تو گریه نیست... اشک نیست... این قطره ها، ذره‌ذره‌ی وجود منه که بعد از رفتنت آب شدم... جون دادم... لِه شدم. سوختم. خاکستر شدم.. رها شدم. از بغض، دریا شدم... پر از رنج های درونم.. من غرق شدم. غرق در دریای دلتنگی.
دلم برات تنگ شده داداشم :) خیلی زیاد. می‌دونی حتی چقدر از قبرت فاصله دارم؟ ببر منو پیش خودت. خستم. بخدا که خسته‌م. بریده ام. بخدا بریدم ام. لطفا جوابمو بده. نامه هامو بخون. بیا به خوابم. دستامو بگیر. بگو بهم باور داری. بگو هنوز دوسم داری. بگو هنوزم داداش بزرگتر دارم. بگو کنارمی. بگو قلبمو در آغوش گرفتی. بگو لطفا بگو. باهام حرف بزن. چرا رفتی؟ چرا؟
اگه بودی الان بیست‌ودو سالت میشد :) مَرد بودی. بزرگ مردِ کوچکِ زندگی من. امید من. پناه من. برادر من. زندگی من. قلب من. آینده ی من. آرزوی من. تا ابد آرزوی من میمونی. دوباره دیدنت. شنیدن صدات. چشمات. آغوشت. حرفات :) چرا رفتی؟
کاش نمی‌رفتی داداشم.
کاش بودی.
کاش بودی و اشکای نیمه شبم یه پناه داشت... کاش بجای آهنگ صدای تو آرومم می‌کرد.
کاش بودی. امشب. هرشب. وقتی بیصدا گریه میکنم و گلوم میسوزه از غم نبودنت و پنهون کردن دلتنگیام برای تو. تو. تو. تو. تویی ک رفتی و تنهامون گذاشتی. چرا آخه؟ چرا رفتیییی چرااا