5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴اتفاق عجیب در والیبال ایران - استرالیا: بازیکن ایرانی روی تماشاگران افتاد
🔹 حاجیپور، ملیپوش والیبال ایران برای نجات توپ، تا لحظه آخر تلاش کرد و نهایتا این صحنه عجیب خلق شد.
▹ ·————— ·𔘓· —————· ◃
°•°#عجایب🌎
https://eitaa.com/joinchat/2571174621Cc4db5079fd
ایستگاه راهآهن کوالالامپور در مالزی بیش از اینکه شبیه به ایستگاه راهآهن باشد، شبیه به کاخی مجلل است که بازدیدکنندگان و مسافران این ایستگاه را شگفت زده میکند. با افتتاح ایستگاه مرکزی جدید کوالالامپور، این ایستگاه از نظر مسافرتی استفادهی چندانی ندارد، ولی سالانه هزاران گردشگر را به دلیل زیبایی و معماری خاص به خود جذب میکند.
▹ ·————— ·𔘓· —————· ◃
°•°#عجایب🌎
https://eitaa.com/joinchat/2571174621Cc4db5079fd
هدایت شده از باران | پند و حکایت 📚
توی محل بدنام شده بودم همه می گفتن دختر کوچیکه ی حاج خانم جلسه ی با مستاجر جوانش رو هم ریخته و بی آبرو شده منم به خاطر آبروی مادرم دست به خودکشی زدم اما صد تا جون داشتم متاسفانه زنده موندم حالا وضع بدتر شده بود چون از بیمارستان مرخص شده بدم حالا همه می گفتن دختر حاج خانم بچه پس انداخته راه چاره ی نداشتم شب و روز کارم گریه بود اما همه ی محل وقتی انگشت به دهن موندن که محمد مذهبی ترین پسر محله که همه آرزوشون بود داماد شون بشه به خواستگاریم اومد شوکه شده بودم اما شب خواستگاری وقتی تو اتاق تنها شدیم چیزی بهم گفت که .......
https://eitaa.com/joinchat/183174308Cde94edfd23
هدایت شده از باران | پند و حکایت 📚
من پریسام دختری که به خاطر اولین قرارش با یه پسر بی آبرو شد و همون شب رگش و زد اما از شانس بد عمرش به دنیا بود که ای کاش میمرد
حالا که از بیمارستان برگشته بودم چو افتاده بود که آره پریسا بچه سقط کرده محمد مذهبی ترین پسر محله و متولی مسجد همون که من با مسخرگی همیشه پسر بسیجی صداش میزدم از سر غیرت عقدم کرد
بعد عقد هم بی سرو صدا من و برد خونه اش که تنها دو تا اتاق تو در تو بود از خجالت نمی تونستم تو روش نگاه کنم آخه چند باری مچ ام و با دوست پسرم تو خرابه ی انتهای کوچه گرفته بود ...
ادامه ی این داستان مهیج در لینک زیر 👇
https://eitaa.com/joinchat/2743140653Cd7a72a6a99