راهنوشتههای یک کفترِ آرمانجو
میخوام از آرمان بنویسم؛ و این همون موضوعیه که میتونم ساااااعتها درموردش حرف بزنم و خسته نشم. آرما
در نهایت همهی این حرفا، من میخوام شروع کنم این دوتا کتاب رو دوباره بخونم انشاءالله.
انتخاب کتابا هم همینطوری حین صحبت بود نه که از قبل تصميم گرفته باشم بعد بیام باهاتون طرح بحث کنم.
احتمالا هروقت که بخشی ازش رو خوندم، همینجا خودش یا خلاصهش رو بفرستم که با هم بخونیم.
اما اگر کسی میخواد خودش کتاب رو با سرعت بیشتر یا جور دیگهای بخونه، تو طاقچه هست و اگه اشتراک بینهایت داشته باشین در دسترسه و اگر نه هم، من میتونم نسخهی دیجیتالش رو به ۵ نفر هدیه بدم.
راهنوشتههای یک کفترِ آرمانجو
در نهایت همهی این حرفا، من میخوام شروع کنم این دوتا کتاب رو دوباره بخونم انشاءالله. انتخاب کتابا
بسم الله الرحمن الرحیم
میریم سراغ درس اول:
چیستی تمدّن اسلامی
#آرمانشهر
تمدّن یعنی چی؟
در زبان عربی همخانوادهی مدینه (شهر) و به معنای شهرنشینیه.
شهر هم جاییه که گروهی از انسانها تحت قوانین و نظم خاصی کنار هم زندگی میکنن.
این نوع زندگی در مقابل زندگی فردی و بیاباننشینی و غیر شهریه.
هرچی از روستا به سمت شهر حرکت کنیم قوانین و ساختارها بیشتر میشن و هرچی به سمت زندگی عشایری حرکت کنیم آزادی و خودمختاری بیشتر میشه.
یکی از بهترین تعاریف تمدّن از دیدگاه دانشمندان مختلف این میتونه باشه:
«مجموعهای از ساختارها و سیستمهای پایدار که نیازهای اصلی زندگی فردی و جمعی را تأمین مینماید.»
نکتهٔ١: هر زندگی شهری، سیستم و ساختار داره. اما گاهی این ساختارهای درونی با هم متناسب نیستن و این ناهماهنگی باعث ناپایداری و هرج و مرج میشه.
اما تمدّن، مجموعهای از ساختارهای سازگار و هماهنگه که ثبات همدیگه رو تضمین میکنن.
نکتهٔ٢: در پایینترین سطح تمدن، جوابگویی به نیازهای اولیه شرطه وگرنه پایداری نداره و از هم میپاشه.
نیازهای اصلی زندگی بشر یعنی دقیقاً چیا؟
نظرات مختلفی وجود داره.
مثلاً آبراهام مازلو که از دانشمندان روانشناسی و مدیریته، میگه انسان ۵ تا نیاز اصلی داره که سلسله مراتبش رو توی تصویر میبینید👆🏼
بعد از اون دانشمندان دیگهای گفتن این موارد کامل نیست و چیزای دیگهای هم بهش اضافه کردن مثل: شناخت و آموزش، زیباییشناسی، مدیریت و تفوق و ...
و البته!
از نظر ادیان الهی هیچکدوم از اینها کامل نیست، و یکی از کاستیهای مهمش نیاز انسان به معنویت و ارتباط با ملکوته که اساس تکامل و رشد حقیقیه و اینجا نادیده گرفته شده.
تفاوت مدل نیاز اسلامی و غیر اسلامی به تفاوت در مبانی جهانشناسی و انسانشناسیشون برمیگرده.
تمدّنها بر اساس میزان تأمین کردن نیازها و ثبات و پایداریشون در اونها ارزشگذاری میشن.
برترین تمدّن اونیه که نه تنها همهی نیازها رو رفع کنه، بلکه باعث رشد و ارتقاء انسانها بشه و استحکام هم داشته باشه.
همچین شبکهی پیچیدهای بهراحتی تشکیل نمیشه!
باید نظام اقتصادی، امنیتی، آموزشی، قضایی، خانواده، سیاسی، اخلاقی، معماری، حقوقی، و... وجود داشته باشن و سختتر از اون اینکه، بهینهسازیشون تنهایی و جزیرهای نیست و با هم در ارتباط متقابلن و اثرگذاری جدی روی همدیگه دارن...
حکومتی میتونه موفق باشه که برنامهریزان اون در همهٔ فنون متخصص باشن و همه رو با هم لحاظ کنن و با نگاه سیستمی، همه رو در یک شبکهٔ کلان در بیارن.
هر تمدّنی، مجموعهای از سختافزار و نرمافزاره.
سختافزار میشه ساختمون و خیابون و چیزایی که به حس در میان.
مثلاً میدون نقش جهان یا عالیقاپو، میشن از مظاهر تمدّن عصر صفوی در اصفهان.
سختافزار روی روح آدما بیتأثیر نیست، مثلاً معماری یه مسجد میتونه باعث افزایش معنویت در جان انسان بشه، اما اونی که اثر اصلی رو داره، نرمافزار تمدّنه!
نرمافزار اون چیزاییه که حضور داره و حتی منشأ سختافزارهاست ولی به حس در نمیاد...
نرمافزار حداقل سهتا لایه داره:
١. باورها و نگرشها نسبت به جهانشناسی، انسانشناسی، توحید، معاد، ولایت، و...
٢. قوانین و بایدهایی که مراعاتش در اون تمدّن لازمه.
٣. فرهنگها و آداب و رسوم و طرز رفتار افراد در جامعه در خوراک و پوشاک و مسکن و...
سعادت و هدفی که برای جامعه ترسیم میشه بر مبنای اون نگاه و نگرشه، و قوانین و فرهنگها هم نسبت به همین نگاه تنظیم میشن، چون قراره ما رو به اون هدف برسونن.
و این نرمافزار تمدّنه که به جامعه جهتدهی میکنه و اصلاً تعیین میکنه چه سختافزاری تولید بشه.
حالا با توجه به این تعریفات، تعریف تمدّن اسلامی رو میشه حدس زد:
«تمدّن اسلامی یعنی تمدّنی که نرمافزار آن بر اساس نظر اسلام به دست آمده باشد؛ یعنی بر مبانی دین استوار شده و در راستای اهداف دین تلاش مینماید و از راهکارهای توصیهشده در اسلام برای رسیدن به اهداف استفاده نماید.»
معلومه که اگر فقط مبانی و نگرشها اسلامی بشن، اون جامعه اسلامی نیست!
بلکه باید بر اساس اون مبانی، قانون و برنامه تولید بشه؛
بعد اون برنامه بیاد به عرصهٔ زندگی و مردم رو در مسیر سعادت حقیقی حرکت بده تا بشه به اون جامعه گفت اسلامی.