@aarmaanjooنماهنگ روح حیدر.mp3
زمان:
حجم:
4M
2:52 یک نخ از چادر تو ما را بس...
احساسِ درد و اندوه ما را فرا گرفته،
ولی امامحسين علیهالسلام نمیپذيرد
که اين درد و اندوهِ ما، از سرِ احساس باشد،
بلکه درد و اندوهی تربيتی از ما میطلبد.
ما در پرتو اين احساسِ درد و اندوه
میآموزيم که انسان چگونه بايد بميرد،
همچنانکه میآموزيم چگونه بايد زندگی کند.
- کتاب «سفر شهادت»
دعوا، دعوای اولویتهاست؛ دعوای دغدغه!
خیلیها حسین را دوست داشتند، امّا حسین اولویتشان نبود!
محبّتِ حسین با دغدغهی کار و زندگی جمع میشود، اما بودن با حسین، نه...
برای بودن با حسین، باید به تمام زندگیات رنگ جدید بزنی، رنگ خدا...
“کجدار و مریز”ها میگویند دوستت داریم؛ دروغ هم نمیگویند!
اما محبّتشان، دهم محرّم ۶۱ هجری، روی طاقچهایست تا اگر فرصت شد، بعدترها، توّاب شوند...!
“یکدله”ها اما میگویند: نمیشود او را دید و تمامِ جان را نداد...
- نور خدا، روضهی بیستودوم
راهنوشتههای یک کفترِ آرمانجو
سوار اتوبوس که شدیم، قرآن رو باز کردیم و این صفحه اومد :)
زهرا درمورد نرگسها اینطور نوشته:
«با کلی احساساتِ عجیب غریب و دلتنگی اومدیم سوار شیم بریم، دیدیم با گلِ مورد علاقهمون زودتر از ما اومده واسه بدرقه.
بهترین هدیهای که قم بهم داد، رفقایی بودن که هیچجا مثلشون نیست و هرکدومشون واسهم یه دنیان...
پ.ن: میگن خیلی مهمه که اولین نرگس هرسال رو از کی و به خاطر چی میگیری!»
راهنوشتههای یک کفترِ آرمانجو
«قَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِیعَةُ وَ أُخِذَتِ الرَّهِینَةُ وَ أُخْلِسَتِ الزَّهْرَاءُ» بمیرم... - "آ
لَعَنَ اللهُ قَاتلِیکِ وَ ضَارِبیِکِ و ظَالِمِیکِ وَ غَاصِبی حقِّکِ یا مُولاتِی یا فاطمَة الزهراء...
زمان:
حجم:
130.8K
آخرین نوای «اشهد ان علی ولی الله» که از مأذنهها به گوشمون میرسه تا ده روز آینده.
«حجّ عوام دیگر است و حجّ خواص دیگر.
حجّ عوام قصد کوی دوست است و
حجّ خواص، قصد روی اوست.
آن، رفتن به سرای دوست و
این رفتن برای دوست.
عوام، به نفْس رفتند، در و دیوار دیدند؛
خواص، به جانْ رفتند، گفتار و دیدار یافتند.»
- تفسیر کشفالأسرار، میبدی
راهنوشتههای یک کفترِ آرمانجو
دقیقاً یکماهِ پیش، همچین روز و ساعتی.
بعضی کلمات رو نمیشه فهمید تا وقتی که خودت بری و ببینی...
مثل «غربت»!