هدایت شده از یک طاقچهٔ غبار گرفته!
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زبان حال دختر شهید عباس آلویی:
شبی من مثل هرشب خواب بودم
تو هم مثل همیشه رفته بودی
به من میگفت مادر وقت رفتن
به آرامی مرا بوسیده بودی
مبادا اینکه بیدارم کنی، نه!
به آرامی سرم را شانه کردی
دو چشمت خیس بود و این دعایت
که امشب کاش دیگر بر نگردی
تو رفتی و غبار غصه آمد
پریدم نیمه شب از خواب با بغض
سراسیمه به بالین من آمد
هراسان مادر بیتاب با بغض
نمیدانم چرا حالم چنان بود
چه پنهان از تو آن شب گریه کردم
تمام ترس من این بود بابا
به آغوش تو دیگر بر نگردم
به بالای سرم مادر نشسته
به روی گیسوانم میکشد دست
ولی در این میان این شد سوالم
چرا چشمان مادر غرق گریه است؟
به من میگفت حتما خواب دیدی
بخواب ای دخترم ای درّ نابم
همین که خواب چشمان مرا برد
سه ساله دختری آمد به خوابم
ادامه دارد...
🖊️ط.ر.غبار
#شهید_عباس_آلویی
#ما_از_حسینیم_به_حسین_بر_میگردیم
#چهارپاره
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من با عشقت،
نجات پیدا کردم...❤️🩹
#حسینیات
•✾•❀﴾@mtganjali﴿❀•✾•
هدایت شده از آوارگیها
کِی شود حُر شَوَم و توبهی مردانه کنم؟
سینه ام را ز چه مَنزلگهِ بیگانه کنم؟
سینه ویران شدهی توست به والله حسین
گنج را من طلب از سینهی ویرانه کنم
ای تو مستانگی من! چه لزومی دارد
عشقِ تو باشد و من باده به پیمانه کنم
میروَم هیئت و در بَدو ورودَم زین پَس
مشکلی نیست اگر نیّت میخانه کنم
آه اگر شمع تویی تا به اَبد شرمَم باد
خنده بَر حالِ پُراز گریهی پروانه کنم
ای سَرِ نیزه نشین کاش نسیمی بودم
تا که گیسویِ پریشانِ تو را شانه کنم
بارها توبه شکستَم تو، ولی بخشیدی
کِی شَوَد حُر شَوَم و توبهی مردانه کنم؟!
#شعر
#حسینیات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
هدایت شده از آوارگیها
ذَهَبَ العُمرُ ضیاعًا و انْقَضَی
باطِلاً إذ لَم أفُزْ مِنکم بشَیء
عمر من ضایع شد و به باطل گذشت،
چرا که از شناخت شما هیچ چیز به من نرسیده است.
غَیرَ ما اُولِیتُ مِن عِقدِی و لا
عِترَة المَبعُوثِ حَقًّا مِن قُصَی
غیر از وابستگی و عشقی که به من عنایت شده است، عشقی به عترتی از اولاد نبی که مبعوث بر حقند.
🌱ابن فارض، یائیة
#شعر
#حسینیات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•