eitaa logo
❤️اباالفضلی‌ام‌افتخارمه❤️
1.3هزار دنبال‌کننده
15.1هزار عکس
4.9هزار ویدیو
184 فایل
اَلسّلامُ عَلیک یاأبَاالْفَضْلِ الْعَبّاسَ یابْنَ أمِیرِالمُؤمِنِینَ 🌺اینستاگرام https://instagram.com/abalfazleeaam?igshid=je9syv0r6w83 ارتباط باادمین👇تبادل @yadeshbekheyrkarbala
مشاهده در ایتا
دانلود
📜 سیزدهم صفر 📜 🔘 #بخش_سوم ••• •••گریه کرد و فریاد زد••• - گفت: "ای وای بر من! وای برمن! او با زنان و کودکان خود به کارزار آمده بود،" "اما من با عذر نابجا، بهانه آوردم، تنهایی زن و فرزند را دستاویز خود کردم، به او پشت کردم." "حسین را تنها گذاشتم و یاری اش نکردم." "ای وای برمن! ای وای برمن!" ~ پرسیدم: "نامت چیست؟" - گفت: "هَرثَمه بن ابی مسلم! و آن زن، همسر من است." •••فریاد زد و گریست••• 🔹قلبم در التهاب و هراس از امتحان، بر دیوارۀ سینه ام می کوبید🔹 •••سرا پای وجودم می لرزید••• 🔺با او هم ناله شدم و گریستم، اما نه برای او، بر خود گریستم و بر آیندۀ خود!🔻 ✔️ ادامه دارد • • • ● ۷ روز مانده تا #اربعین ● #روایت_کاروان_عشق #روزشمار_محرم #مجتبی_فرآورده
📜 سیزدهم صفر 📜 🔘 #بخش_چهارم 🔰سخن زینب با کوفیان از خاطرم گذشت••• + که گفت: "ای مردمان حیله و نیرنگ،" "نه پیمان تان را بهایی است و نه سوگندتان را اعتباری." "جز لاف، جز خودستایی، جز دشمنی و دروغ،" "جز در عیان مانند کنیزکان تملق گویی و در نهان با دشمنان ساختن چه دارید؟!" 🔹و من در هراس و اضطراب، سراپای وجودم می لرزید🔹 •••زبانم بند آمده بود و می ترسیدم••• ○مباد که من هم در حیات دنیا این‌چنین باشم••• ○مباد که سرنوشتم چنین باشد••• ○مباد که من هم مدیحه سرای او باشم، فقط در لاف و تملق••• ○نه پیمانم را با او بهایی، نه سوگندم، نه اخلاقم، نه اخلاصم، نه رفتارم، نه فکرم، و نه دینم را اعتباری••• °°°مباد بر من چنین روزی!°°° °°°مباد بر من چنین روزی!°°° ○مباد که همچو طِرمّاح و عبیدالله بن حُر جعفی و هَرثَمه باشم••• ¤چقدر این دنیا پُر است از اینان و کوفیان و حاجیان بی عمل گِرد طواف••• ¤چقدر این دنیا پُر است از محبین بی معرفت••• 🔸و چه اندکند، افرادی همچو حبیب و بُریر و زهیر و عابس و انس، حُر و جناده و عمرو، حتی وهب!🔸 ● ۷ روز تا #اربعین ● #روایت_کاروان_عشق #روزشمار_محرم #مجتبی_فرآورده
Banifatemeh-Shab3Moharram1398[04].mp3
8.96M
●موهامو شونه کنید داره میاد بابام● ● بانوای: #حاج_سید_مجید_بنی_فاطمه #زمینه #محرم ۱۳۹۸
📜 سیزدهم صفر 📜 🔘 #بخش_دوم ~گفتم: "بر این مصیبت بایدخون گریست" ••گریه ومویه اش بیشتر شد•• ~گفتم: "تو برایم نا آشنایی،از خودت بگو" -گفت: "من از یاران امیرالمومنین علی بن ابی‌طالب در صفین بودم،در بازگشت از صفین" "در کربلا فرود آمدیم،پس از اقامۀ نماز،علی بن ابی‌طالب مُشتی از این خاک را برداشت و بویید" "*گفت: 《خوشا بحال تو ای خاک، گروهی از تو محشور می شوند که بدون حساب وارد بهشت خواهند شد》" ••مرد،جمله را به پایان نبرده بود،گریه امانش را بُرید•• ~گفتم: "تعزیت بر تمام شیعیان و محبین آل الله" ••سر بر خاک گذاشت•• 🔹گریه کرد ونالید🔹 -به آه وناله گفت: "خدایا توبه!خدایا توبه!" ~گفتم: "تو که در فراق او بی تابی،توبه ات از چه رو است؟" -گفت: "در روز عاشورا،در سپاه ابن سعد بودم" "حُر بن ریاحی که از سپاه جدا شد و به حسین پیوست" "خاطرۀ بازگشت از صفین،و کلام علی در خاطرم نشست" "بر شتر نشستم و اندکی بعد از حُر،سوی حسین آمدم" "آنچه را از علی شنیده بودم برایش بازگو کردم" "*حسین گفت: 《حال با ما هستی یا علیه ما؟》" 🔺باز گریه امانش را بُرید و مجال ادامۀ سخن نداد🔻 🔹لحظه ای گذشت و قدری آرام شد🔹 -گفت: "به حسین گفتم،نه با شمایم نه بر شما!" "دختران و همسرم در شهر تنهایند و من نگران حالشان" *حسین گفت: "پس به جایی برو که کشته شدن ما را نبینی و صدای دادخواهی ما را نشنوی" "سوگند به خدایی که جان حسین در دست اوست، هرکس استغاثه ما را بشنود و ما را یاری نکند" "خداوند او را به روی در آتش جهنم می افکند" ✔️ ادامه دارد • • • ● ۷ روز تا #اربعین ● #روایت_کاروان_عشق #روزشمار_محرم #مجتبی_فرآورده
Akbari-Zohr9Moharram1398[03].mp3
5.75M
●من پای شما میمونم حسین● ● بانوای: #حاج_مهدی_اکبری #شور #محرم ۱۳۹۸
Sibsorkhi-Shab5Moharram1398[03].mp3
4.91M
●هر کسی رو به تو آورد جهان آرا شد● ● بانوای: #حاج_حسین_سیب_سرخی #واحد #محرم ۱۳۹۸
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📜 چهاردهم صفر 📜 🔘 #بخش_اول 🔰آسمان دل گرفته بود و خورشید در غروب روی پوشانده بود••• 🔹کربلا در امتداد زمان گسترده بود🔹 🔰و خیل بسیار ملائک به طواف، گِرد قافله سالار کربلا، همگی در لباس رزم، آماده و در انتظار••• 🔹به انتظار رَجعت حسین لحظه شماری می کردند🔹 •••عده ای گریه و گروهی مویه می کردند••• •••عده ای در انتظار انتقام، تیغ خود تیز می کردند••• 🔸در غروبی سرخ، آسمان رخشنده تر از خورشید، یکباره درخشید🔸 •••و منِ سرگرشته و مات، حیران ماندم••• 🔺خدایا این چه نوری است؟🔻 🔰نوری زیبا و لطیف، از بلندای آسمان به کربلا تابید••• 🔰از دل پهنای آسمان، ملائک سر ریز شدند و فرود آمدند بر زمین••• 🔹پُر نشاط و در جنب و جوش گِرد حسین چرخیدند🔹 ~ از مَلک پرسیدم: "این نور بی مانند از چیست؟" + گفت: "نور حسین!" ~ گفتم: "نور حسین همیشگی است، فرق این نورِ دِلرُبا با آن در چیست؟" + گفت: "حسین در شب جمعه مهمان دارد." ~ گفتم: "مهمان اش کیست؟" + گفت: "خوبان و صالحان، از هر عصر و هر زمان." ~ گفتم: "من چه؟ می توانم بمانم؟" + گفت: "اینجا زمین برزخ است، برزخ اجازه می خواهد." ~ گفتم: "از کی؟" + گفت: "از صاحبُ الامر و مالکِ مطلق اش علی!" ✔️ ادامه دارد • • • ● ۶ روز مانده تا #اربعین ● #مجتبی_فرآورده #روایت_کاروان_عشق #روزشمار_محرم
Akbari-Shab2Moharram1398[04].mp3
6.62M
●همه زندگیم به فدای تو● ● بانوای: #حاج_مهدی_اکبری #واحد #محرم ۱۳۹۸
┄═❁๑🌺🍃๑🌺๑🍃🌺๑❁═┄ 📿ذکر توسل به حضرت عباس(ع): "يا كاشِفَ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَيْنِ اِكْشِفْ كَرْبى بِحَقِ اَخْيكَ الْحُسَيْن ┄═❁๑🌺🍃๑🌺๑🍃🌺๑❁═┄
📜 چهاردهم صفر 📜 🔘 #بخش_دوم ••• •••مَلک پُر کشید و رفت سوی آسمان••• •••و من ماندم تنها••• 🔰اندکی گذشت و ملائک دوباره فرود آمدند، تا منبری از نور بر زمین آورند••• 🔹منبر پُر نور را در مقتل حسین نهادند🔹 🔹دیگر ملائک فوج فوج، گِرد منبر چرخیدند🔹 🔰یکباره کربلا، پُر شد از ارواح خوبان و صالحان، از هر عصر و هر زمان••• 🔷شهدای اولین و آخرین، شهدای کربلا، بدر و احُد، خندق و خیبر و تبوک، جمل و صفین و نهروان••• 🔶و سپس انبیاء و مُرسَلین، آدم و شیث و ادریس، تا نوح و ابراهیم و موسی و عیسی••• •••صاحبان عهد و شریعت و صبر فرود آمدند••• 🔺محشری در کربلا برپا شد🔻 🔹صاحب نور فرود آمد🔹 🔰روشنی روی روشنی آمد، کربلا نور باران شد، و حسین بر منبری نشست از نور، به مهمانان خود مهربانی بخشید••• ● ۶ روز مانده تا #اربعین ● #روایت_کاروان_عشق #روزشمار_محرم #مجتبی_فرآورده