📜 سیزدهم صفر 📜
🔘 #بخش_سوم
•••
•••گریه کرد و فریاد زد•••
- گفت:
"ای وای بر من! وای برمن! او با زنان و کودکان خود به کارزار آمده بود،"
"اما من با عذر نابجا، بهانه آوردم، تنهایی زن و فرزند را دستاویز خود کردم، به او پشت کردم."
"حسین را تنها گذاشتم و یاری اش نکردم."
"ای وای برمن! ای وای برمن!"
~ پرسیدم:
"نامت چیست؟"
- گفت:
"هَرثَمه بن ابی مسلم! و آن زن، همسر من است."
•••فریاد زد و گریست•••
🔹قلبم در التهاب و هراس از امتحان، بر دیوارۀ سینه ام می کوبید🔹
•••سرا پای وجودم می لرزید•••
🔺با او هم ناله شدم و گریستم، اما نه برای او، بر خود گریستم و بر آیندۀ خود!🔻
✔️ ادامه دارد • • •
● ۷ روز مانده تا #اربعین ●
#روایت_کاروان_عشق
#روزشمار_محرم
#مجتبی_فرآورده
📜 سیزدهم صفر 📜
🔘 #بخش_چهارم
🔰سخن زینب با کوفیان از خاطرم گذشت•••
+ که گفت:
"ای مردمان حیله و نیرنگ،"
"نه پیمان تان را بهایی است و نه سوگندتان را اعتباری."
"جز لاف، جز خودستایی، جز دشمنی و دروغ،"
"جز در عیان مانند کنیزکان تملق گویی و در نهان با دشمنان ساختن چه دارید؟!"
🔹و من در هراس و اضطراب، سراپای وجودم می لرزید🔹
•••زبانم بند آمده بود و می ترسیدم•••
○مباد که من هم در حیات دنیا اینچنین باشم•••
○مباد که سرنوشتم چنین باشد•••
○مباد که من هم مدیحه سرای او باشم، فقط در لاف و تملق•••
○نه پیمانم را با او بهایی، نه سوگندم، نه اخلاقم، نه اخلاصم، نه رفتارم، نه فکرم، و نه دینم را اعتباری•••
°°°مباد بر من چنین روزی!°°°
°°°مباد بر من چنین روزی!°°°
○مباد که همچو طِرمّاح و عبیدالله بن حُر جعفی و هَرثَمه باشم•••
¤چقدر این دنیا پُر است از اینان و کوفیان و حاجیان بی عمل گِرد طواف•••
¤چقدر این دنیا پُر است از محبین بی معرفت•••
🔸و چه اندکند، افرادی همچو حبیب و بُریر و زهیر و عابس و انس، حُر و جناده و عمرو، حتی وهب!🔸
● ۷ روز تا #اربعین ●
#روایت_کاروان_عشق
#روزشمار_محرم
#مجتبی_فرآورده
Banifatemeh-Shab3Moharram1398[04].mp3
8.96M
●موهامو شونه کنید داره میاد بابام●
● بانوای: #حاج_سید_مجید_بنی_فاطمه
#زمینه
#محرم ۱۳۹۸
📜 سیزدهم صفر 📜
🔘 #بخش_دوم
~گفتم:
"بر این مصیبت بایدخون گریست"
••گریه ومویه اش بیشتر شد••
~گفتم:
"تو برایم نا آشنایی،از خودت بگو"
-گفت:
"من از یاران امیرالمومنین علی بن ابیطالب در صفین بودم،در بازگشت از صفین"
"در کربلا فرود آمدیم،پس از اقامۀ نماز،علی بن ابیطالب مُشتی از این خاک را برداشت و بویید"
"*گفت:
《خوشا بحال تو ای خاک، گروهی از تو محشور می شوند که بدون حساب وارد بهشت خواهند شد》"
••مرد،جمله را به پایان نبرده بود،گریه امانش را بُرید••
~گفتم:
"تعزیت بر تمام شیعیان و محبین آل الله"
••سر بر خاک گذاشت••
🔹گریه کرد ونالید🔹
-به آه وناله گفت:
"خدایا توبه!خدایا توبه!"
~گفتم:
"تو که در فراق او بی تابی،توبه ات از چه رو است؟"
-گفت:
"در روز عاشورا،در سپاه ابن سعد بودم"
"حُر بن ریاحی که از سپاه جدا شد و به حسین پیوست"
"خاطرۀ بازگشت از صفین،و کلام علی در خاطرم نشست"
"بر شتر نشستم و اندکی بعد از حُر،سوی حسین آمدم"
"آنچه را از علی شنیده بودم برایش بازگو کردم"
"*حسین گفت:
《حال با ما هستی یا علیه ما؟》"
🔺باز گریه امانش را بُرید و مجال ادامۀ سخن نداد🔻
🔹لحظه ای گذشت و قدری آرام شد🔹
-گفت:
"به حسین گفتم،نه با شمایم نه بر شما!"
"دختران و همسرم در شهر تنهایند و من نگران حالشان"
*حسین گفت:
"پس به جایی برو که کشته شدن ما را نبینی و صدای دادخواهی ما را نشنوی"
"سوگند به خدایی که جان حسین در دست اوست، هرکس استغاثه ما را بشنود و ما را یاری نکند"
"خداوند او را به روی در آتش جهنم می افکند"
✔️ ادامه دارد • • •
● ۷ روز تا #اربعین ●
#روایت_کاروان_عشق
#روزشمار_محرم
#مجتبی_فرآورده
Akbari-Zohr9Moharram1398[03].mp3
5.75M
●من پای شما میمونم حسین●
● بانوای: #حاج_مهدی_اکبری
#شور
#محرم ۱۳۹۸
Sibsorkhi-Shab5Moharram1398[03].mp3
4.91M
●هر کسی رو به تو آورد جهان آرا شد●
● بانوای: #حاج_حسین_سیب_سرخی
#واحد
#محرم ۱۳۹۸
📜 چهاردهم صفر 📜
🔘 #بخش_اول
🔰آسمان دل گرفته بود و خورشید در غروب روی پوشانده بود•••
🔹کربلا در امتداد زمان گسترده بود🔹
🔰و خیل بسیار ملائک به طواف، گِرد قافله سالار کربلا، همگی در لباس رزم، آماده و در انتظار•••
🔹به انتظار رَجعت حسین لحظه شماری می کردند🔹
•••عده ای گریه و گروهی مویه می کردند•••
•••عده ای در انتظار انتقام، تیغ خود تیز می کردند•••
🔸در غروبی سرخ، آسمان رخشنده تر از خورشید، یکباره درخشید🔸
•••و منِ سرگرشته و مات، حیران ماندم•••
🔺خدایا این چه نوری است؟🔻
🔰نوری زیبا و لطیف، از بلندای آسمان به کربلا تابید•••
🔰از دل پهنای آسمان، ملائک سر ریز شدند و فرود آمدند بر زمین•••
🔹پُر نشاط و در جنب و جوش گِرد حسین چرخیدند🔹
~ از مَلک پرسیدم:
"این نور بی مانند از چیست؟"
+ گفت:
"نور حسین!"
~ گفتم:
"نور حسین همیشگی است، فرق این نورِ دِلرُبا با آن در چیست؟"
+ گفت:
"حسین در شب جمعه مهمان دارد."
~ گفتم:
"مهمان اش کیست؟"
+ گفت:
"خوبان و صالحان، از هر عصر و هر زمان."
~ گفتم:
"من چه؟ می توانم بمانم؟"
+ گفت:
"اینجا زمین برزخ است، برزخ اجازه می خواهد."
~ گفتم:
"از کی؟"
+ گفت:
"از صاحبُ الامر و مالکِ مطلق اش علی!"
✔️ ادامه دارد • • •
● ۶ روز مانده تا #اربعین ●
#مجتبی_فرآورده
#روایت_کاروان_عشق
#روزشمار_محرم
Akbari-Shab2Moharram1398[04].mp3
6.62M
●همه زندگیم به فدای تو●
● بانوای: #حاج_مهدی_اکبری
#واحد
#محرم ۱۳۹۸
📜 چهاردهم صفر 📜
🔘 #بخش_دوم
•••
•••مَلک پُر کشید و رفت سوی آسمان•••
•••و من ماندم تنها•••
🔰اندکی گذشت و ملائک دوباره فرود آمدند، تا منبری از نور بر زمین آورند•••
🔹منبر پُر نور را در مقتل حسین نهادند🔹
🔹دیگر ملائک فوج فوج، گِرد منبر چرخیدند🔹
🔰یکباره کربلا، پُر شد از ارواح خوبان و صالحان، از هر عصر و هر زمان•••
🔷شهدای اولین و آخرین، شهدای کربلا، بدر و احُد، خندق و خیبر و تبوک، جمل و صفین و نهروان•••
🔶و سپس انبیاء و مُرسَلین، آدم و شیث و ادریس، تا نوح و ابراهیم و موسی و عیسی•••
•••صاحبان عهد و شریعت و صبر فرود آمدند•••
🔺محشری در کربلا برپا شد🔻
🔹صاحب نور فرود آمد🔹
🔰روشنی روی روشنی آمد، کربلا نور باران شد، و حسین بر منبری نشست از نور، به مهمانان خود مهربانی بخشید•••
● ۶ روز مانده تا #اربعین ●
#روایت_کاروان_عشق
#روزشمار_محرم
#مجتبی_فرآورده