هدایت شده از آموزش عروض و قافیه و...
#ادامهی_درسنامهی_جناس:
جناس ناقص افزایشی یا زائد :
جناسی است که تعداد حروف به کار رفته در یکی از ارکان جناس، یک واحد بیشتر از رکن دیگر باشد. گاه میتواند این افزایش در ابتدا کلمه باشد، مثل «تاب» و «عتاب» و گاه میتواند در انتهای واژه باشد، مثل «نام» و «نامه». گاهی نیز میتواند میان واژه باشد، مثل «قامت» و «قیامت». نکتهی قابل توجه این است که میبایست فقط یک حرف اضافهتر از تعداد حروف واژهی دیگر باشد.
مینمود آن مرغ را هر گون شگفت
تا که باشد کاندر آید او به گفت
مولانا
در بیت بالا، دو واژهی #شگفت و #گفت با یکدیگر در حرف «ش» اختلاف دارند و معنی متفاوتی هم دارند پس جناس ناقص افزایشی هستند.
اگر پای در دامن آری چو کوه
سرت ز آسمان بگذرد در شکوه
سعدی
در بیت بالا، میان واژگان «کوه» و «شکوه» #جناس_زاید هست.
جناس ناقص حرکتی
جناسیاست که در آن دو واژه از لحاظ نوشتار کاملاً برابر هستند اما در حرکت واژگان (مصوتها) با هم اختلاف دارند. مثل #خَلق و #خُلق در بیت زیر :
زَبونِ خَلق ز خُلق نکوی خویشتنم
چو غنچه، تنگدل از رنگ و بوی خویشتنم
رهی معیری
شکر کند چرخ فلک، از مَلِک و مُلک و مَلَک
کز کرم و بخشش او، روشن و بخشنده شدم
مولانا
در بیت بالا، سه واژهی «مَلِک، مُلک، مَلَک» به کار رفتهاند، صامتهای هر سه واژه یکساناند اما مصوتهای کوتاه آنان و همچنان معنی شان با هم متفاوت است.
ای مِهر تو بر دلها، ای مُهر تو بر لبها
وی شور تو در سَرها وی سِر تو در جانها
سعدی
در بیت بالا دو واژهی #مِهر و #مُهر املای یکسانی دارند، اما در هنگام خواندن در حرکت اولین حرف تفاوت دارند پس «جناس ناقص حرکتی» هستند. البته در این بیت بین #سَر و #سِر نیز همین حالت جناس برقرار است.
کانال آموزش عروض و قافیه و...
سید محمدرضا شمس (ساقی)
https://eitaa.com/arozghafie
هدایت شده از آموزش عروض و قافیه و...
#سجع_چیست ؟
در اصطلاح ادبی میتوان گفت سجع در نثر همانند قافیه در نظم است؛ یعنی، وزن یا آهنگ کلمات پایانی جمله با هم یکسان باشند. در اینصورت به آن واژهها، واژهی مسجع و به آهنگ برخاسته از واژهها سجع میگویند.
در گلستان سعدی و آثار خواجه عبدالله انصاری، نمونههای شاخصی از نثر مسجع را میتوان یافت.
#انواع_سجع
سجع به سه نوع متوازی، مطرف و متوازن تقسیم میشود. علت این تقسیمبندی، تفاوت در وزن و یا طول هجاها در نظر گرفته شده است.
#سجع_متوازی
در این نوع از سجع باید تعداد هجاها و یا بلندی و کوتاهی واژگان، با هم برابر باشند.
سلاح از تن بگشادند و رخت و غنیمت بنهادند.
باران رحمت بیحسابش همه جا رسیده و خوان نعمت بیدریغش همه جا کشیده.
هر که دست از جان بشوید هر چه در دل دارد بگوید.
چند نکته درباره سجع متوازی
۱- از آنجایی که سجع، یک آرایهی لفظی است بنابراین تلفظ واژگان در تشخیص آن بسیار اهمیت دارد.
۲- گاهی اوقات کلمهای شرایط مسجع بودن را ندارد اما از لحاظ لفظی مورد تأیید است؛ پس میتوان آن را بهعنوان سجع متوازی در نظر گرفت.
3- اگر دو واژه که دارای سجع متوازی هستند در جمله پشت سر هم بیایند، آنگاه صنعت ازدواج رخ میدهد.
#سجع_مطرف
در حالت کلی کلماتی که وزن مختلف و حرف رَوی متفاوت دارند، با عنوان سجع مطرف شناخته میشوند. سجع مطرف دو قسم دارد؛
1- تعداد هجاها برابر هستند ولی کلمه از نظر کوتاهی یا بلندی هجاهای حروف #رَوی متفاوت است. برای مثال دو واژهی خدا و گویا، هر یک دو هجا دارند، اما در واژهی خدا، هجای اول کوتاه است و هجای اول واژهی گویا بلند است.
2- تعداد هجاها در دو واژهی متفاوت است؛ بهطور معمول، یک واژهی تکهجایی و یک واژهی دوهجاییست و صامت ابتدایی قافیه متغیر است. مثل واژگان شانه و نشانه یا کار و شکار.
دوستی را که به عمری فرا چنگ آرند، نشاید که به یک دَم بیازارند.
#سجع_متوازن
سجع متوازن سجعی است که واژگان تنها در وزن یکی هستند. مانند واژهی زیر؛
شریف و کریم
بهار و نهال
برای درک بهتر این نوع از سجع، به مثالهای زیر توجه کنید:
فلان را اصلی است پاک و طینتی است صاف
بحری است مواج و شخصی نقاد
دقت کنید که در مثال بالا، دو سجع وجود دارد؛ یکی میان بحری و شخصی و دیگر میان مواج و نقاد.
چطور سجع را در کلمات بیابیم؟
از آنجایی که آرایهی سجع، آرایهای لفظی است، یافتن آن در جمله، بسیار بستگی به شیوهی خواندن آن دارد. برای آنکه تشخیص سجع برای شما راحتتر باشد، میتوانید از فرمول سهگانهی سجع هم استفاده کنید:
#سجع_در_جملات
وقتی در جملات یک نثر تعداد سجع زیاد شود، میتواند باعث پدیدار شدن آرایههای دیگری مانند ترصیع، موازنه، تضمینالامزدوج و مزدوج نیز باشد که مختصر اشارهای به آن هم خواهیم داشت.
1- ترصیع
زمانی ترصیع در نثر رخ میدهد که بین واژگان دو جمله به صورت نظیر به نظیر سجع متوازی برقرار شده باشد و به کلامی که در آن آرایهی ترصیع بهکار رفته باشد، مرصّع میگویند.
شد مزین به تو مقام و محل
شد مبین به تو حرام و حلال
#نکته: اگر واژگان آخر مصراع یک بیت به جای سجع متوازی ، سجع متوازن به وجود آمده بود، باز هم آرایهی ترصیع داریم.
2- موازنه
وقتی در بین واژگان نظیر به نظیر جملات، سجع متوازن برقرار باشد، آرایهی موازنه خواهیم داشت.
#نکته: گاه در موازنه، بهجای سجع متوازن از سجع متوازی استفاده میشود و حتی استفاده از ترکیب دو سجع متوازن و متوازی در واژگان نیز مجاز است. نام دیگر این آرایه، ممالثه است.
ای اژدهای چرخ دلم بیشتر بخور
وی آسیای نحس تنم نیکتر بسای
جالب است بدانید، موازنه از سبکهای شخصی و بارز مسعود سعد سلمان است.
3- تضمین المزدوج
وقتی در انتهای دو جمله، از سجع متوازی یا مطرف استفاده شود و همینطور در اواسط جملات نیز انواع سجع بهکار رفته شده باشد، تضمین المزدوج یا اعنات القرینه اتفاق میافتد. باید توجه داشت که در این حالت نیازی نیست که دو بخش قرینه مساوی باشند.
فلان به سیرت گزیده و عادت پسندیده، معروف است و بهخدمتکاری دولت و طاعتداری حضرت موصوف است.
4- مزدوج
مزدوج یا قرینه به حالتی میگویند که نوعی سجع در بین جملات برقرار است که فقط با یک یا دو مورد اختلاف هجایی جزئی، توصیف میشود.
هر که بر زیردستان نبخشاید
به جور زبردستان گرفتار آید
کانال آموزش عروض و قافیه و...
سید محمدرضا شمس (ساقی)
https://eitaa.com/arozghafie
#شاه_بیت ۱۳۷
قایقی وارونه ام در بندری بی اسکله
حال و روزم را فقط از بغض پاروها بپرس
#بندر_عباس 🏴
علی اصغر شیری(معاصر)
@adabkhane
@arozghafie
20.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#واکاوی_واژه ۲۲
واژه #کیومرث
کامل فیلم 👇
https://youtu.be/nxOyM1yNC0E
کیومرث؛ نخستین انسان، نخستین شاه 👑🌍
در اوستا و شاهنامه، کیومرث آغازگر تاریخ انسان است؛
بنیانگذار شهرنشینی 🏙️، آورندهی دین 🕊️، و سازندهی دماوند 🏔️.
از وجود او، نخستین زن و مرد — مَشیه و مَشیانه — پدید آمدند. 👩❤️👨
او نخستین پادشاه جهان بود:
«نخستین خدیوی که کشور گشود
سر پادشاهان کیومرث بود» ✨👑
نامش، گیومرت، به معنای «زندگانی میرا»ست؛
یادآور آغاز و گذر انسان بر زمین 🌱.
اما دوران فرمانروایی کیومرث خالی از نبرد نبود ⚔️;
فرزندش، سیامک، برای پاسداری از راستی، با فرزند اهریمن به نبرد برخاست. 🏹👹
در این جنگ تلخ، سیامک به دست اهریمن کشته شد ☠️،
اما این پایان کار نبود... امید در نسل او ادامه یافت 🌟 و پس از آن، هوشنگ پادشاه شد 👑💪.
کامل فیلم 👇
https://youtu.be/nxOyM1yNC0E
هدایت شده از ادبخانه
20.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#واکاوی_واژه ۲۲
واژه #کیومرث
کامل فیلم 👇
https://youtu.be/nxOyM1yNC0E
کیومرث؛ نخستین انسان، نخستین شاه 👑🌍
در اوستا و شاهنامه، کیومرث آغازگر تاریخ انسان است؛
بنیانگذار شهرنشینی 🏙️، آورندهی دین 🕊️، و سازندهی دماوند 🏔️.
از وجود او، نخستین زن و مرد — مَشیه و مَشیانه — پدید آمدند. 👩❤️👨
او نخستین پادشاه جهان بود:
«نخستین خدیوی که کشور گشود
سر پادشاهان کیومرث بود» ✨👑
نامش، گیومرت، به معنای «زندگانی میرا»ست؛
یادآور آغاز و گذر انسان بر زمین 🌱.
اما دوران فرمانروایی کیومرث خالی از نبرد نبود ⚔️;
فرزندش، سیامک، برای پاسداری از راستی، با فرزند اهریمن به نبرد برخاست. 🏹👹
در این جنگ تلخ، سیامک به دست اهریمن کشته شد ☠️،
اما این پایان کار نبود... امید در نسل او ادامه یافت 🌟 و پس از آن، هوشنگ پادشاه شد 👑💪.
کامل فیلم 👇
https://youtu.be/nxOyM1yNC0E
هدایت شده از آموزش عروض و قافیه و...
#آرایهی_موازنه_چیست؟
آرایهی موازنه در علم بدیع، آوردن #واژگان_هموزن در دو مصراع از شعر یا دو پاره از نثر است، بهگونهای که همهی واژگان قرینه یا اکثر آنها با یکدیگر #هموزن باشند.
به عبارتی دیگر اگر انواع #سجع (متوازی، مطرف، متوازن) بهویژه سجعهای متوازن در دو مصراع در مقابل هم قرار گیرند، #موازنه ایجاد میشود:
مانند بیت زیر که #واژگان_قرینه در دو مصراع با یکدیگر #هموزن هستند که در زیر بیت قابل مشاهده است.:
ای درد تواَم درمان، در بستر ناکامی
وی یاد تواَم مونس، در گوشهی تنهایی
[ای، وی] ، [درد، یاد] ، [تواَم، تواَم] ، [درمان، مونس] ، [در، در] ، [بستر، گوشه] ، [ناکامی، تنهایی]
#نمونههایی_دیگر :
این لطایف کز لب لعل تو من گفتم که گفت؟
وین تطاول کز سر زلف تو من دیدم که دید؟
(حافظ)
نکتهی دوشیزهی من حرز روح است، از صفت
خاطر آبستن من نور عقل است، از صفا
رشک نظم من خورَد حسّان ثابت را جگر
دست نثر من زند سحبان وابل را قفا
بر سر همت، بلا فخر، از اَزل دارم کلاه
بر تن عزلت، بلا بَغی، از اَبد بُرّم قبا
(خاقانی)
ای اژدهای دهر، دلم بیشتر بخور
وی آسیای چرخ، تنم تنگتر بِسای
(مسعود سعد)
کُحلی چرخ از سحاب گشت مسلسل به شکل
عودی خاک از نبات گشت مُهَلهَل به تاب
(خاقانی)
به بزم و رزم تو ماند همی خزان و بهار
به تیغ و کِلک تو ماند همی قضا و قدر
(شمس الدین رازی)
گشایندهی بند هاماوران
ستانندهی مرز مازندران
(فردوسی)
ز گرز تو خورشید گریان شود
ز تیغ تو ناهید بریان شود
(فردوسی)
مسعود سعد سلمان در اکثر قصاید خود از آرایهی موازنه استفاد کرده است. برای نمونه به ابیات زیر توجه کنید:
نظمی به کامم اندر چون بادهی لطیف
خطی به دستم اندر چون زلف دلربای
از رنج تن، تمام نیارم نهاد پی
وز درد دل، بلند نیارم کشید وای
گردون چه خواهد از من بیچارهی ضعیف؟
گیتی چه خواهد از من درماندهی گدای؟
گر شیر شَرزه نیستی، ای فضل، کم شِکَر
ور مار گَرزه نیستی، ای عقل، کم گَزای
ای محنت، ار نه کوه شدی، ساعتی برو
وی دولت، ار نه باد شدی، لحظهای بپای
ای تن جزع مکن که مجازی است این جهان
وی دل، غمین مشو که سپنجی است این سرای
ای بی هنر زمانه مرا پاک درنورد
وی کوردل سپهر، مرا نیک بَرگرای
از بهر زخم، گاه چو سیمم فروگذار
وز بهر حبس، گاه چو مارم همی فسای
ای اژدهای چرخ، دلم بیشتر بخورخ
وی آسیای چرخ، تنم تنگتر بسای
(مسعود سعد سلمان)
#آرایهی_موازنه در #نثر :
قدمی در راهِ خدا ننهند و دِرَمی بی مَنّ و اَذیٰ ندهند.
(گلستان سعدی)
[قدمی، درمی] ، [در، بی] ، [راهِ، مَنّ] ، [خدا، اذیٰ] ، [ننهند، ندهند]
کانال آموزش عروض و قافیه و...
سید محمدرضا شمس (ساقی)
https://eitaa.com/arozghafie