eitaa logo
ادبخانه
3.5هزار دنبال‌کننده
849 عکس
343 ویدیو
67 فایل
🌍ادبخانه موسسه فرهنگی هنری ایلیا ترنج 🔶ادبخانه، دانشخانه مجازی ادبیات و آیین است. در این سرای دانش، بُن مایه های شعر وادبیات ، پژوهش های ادبی، آیینی و....را می توان یافت. 🔷آیدی مدیر (صادق خیری) جهت تبلیغات: @Sadeghkheyri
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
@Maddahionlinyeknet.ir_-motiee-shab_11_moharram1398-003_2.mp3
زمان: حجم: 8.6M
ای گل لب تشنه افتاده به صحرا🎙 ۳۷🏴 این پست را به اشتراک بگذارید @adabkhane 🚩
🦋اَلْحَمْدُ لِلَّهِ کَمَا هُوَ أَهْلُهُ پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله وسلم: کسی که دوست دارد عمرش طولانی و روزیش زیاد شود نسبت به پدر و مادرش نیکی کند و صله رحم بجای آورد. 📚 کنز العمال ، ج ۱۶ ، ص ۴۷۵ @adabkhane 💌
محفل شعر پروانه ها 🦋 ✍منتقدان: استاد دکتر مجاهدی🦋 دکتر محمدی مبارز 📆 زمان:سه شنبه 28مرداد 1404 ⏰ساعت ۱۷الی ۱۹ مکان:قم،میدان روح الله،مجتمع فرهنگی هنری یادگار امام (ره)جنب بیت امام @adabkhane 💌
👆 درخواست ظهور 👆 🦋برای دوستان هم بفرستید🦋 @adabkhane 💌
شعر و مفهومی ۶🎨 از مردمک دیده بباید آموخت دیدن همه کس را و ندیدن خود را ✍ (قرن ۴-۵ ه.ق) @adabkhane💌
۱۲ ✍تو را من در راهم @adabkhane💌
«السّلامُ عَلیكِ یا اُمّ المَصائِبِ یا زَینَب» زبان در غم، قلم هم خَم، چه‌سان از او توان زد دم که زینب اُسوه‌ی صبر است و سازد با غمی مُعْظَم اگر خواهم نظیرش را کنم تصویر در شعرم نیابم همچو او را بعدِ زهرا (س) در بنی آدم خدا او را عطا فرمود چون بر حضرت مولا ندا آمد برایت «زینِ اَب» چون کوثر آوردم نه تنها زینتِ «اَب» باشد این دختر که می‌باشد برای عرشیان و فرشیان هم، زینتِ اعظم انیس و یار و غمخوار برادر در تمام عمر... که چون او کس نباشد بر حسین بن علی مَحرم درختان گر قلم گردند و دریاها شود جوهر ز دریای کراماتش چه بنویسند جز شبنم ؟ به غیر از فاطمه (س) هرگز نیارد دختری چون او که خم هرگز نگردد زیر بارِ غصه و ماتم مصیبت‌دیدگان هرچند بسیارند در دنیا ولیکن همچو او، هرگز ندیده دیده‌ی عالَم که می‌باشد شکیبا همچو کوه آن بانوی عضما چنان که صبر از او، ایّوب آموزد به وقت غم نسیمی می‌بَرد با خود خس و خاشاک صحرا را درختی که تنومند است از طوفان نگردد خَم چگونه می‌توانی یافت چون او را که با رأفت شود بر روی زخم سینه‌ی اهل حرم، مَرهم به بذل و جود او هرگز نیابی تالی دیگر که می‌باشد گدایی بینوا در نزد او حاتم زهازه بر چنین بانو که در بزم یزیدِ دون به نطقی حیدری پیچید طومار ستم در هم نه تنها (ساقی) کوثر ببالد بر چنین دختر که می‌بالد به او حتی به عالم حضرت خاتم حریمش را زیارت کن به خاکِ شام تا بینی... ببخشد جان به روح مُرده‌ات چون عیسیِ مریم سید محمدرضا شمس (ساقی) eitaa.com/shamssaghi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از ادبخانه
۱ شعر امام حسن(ع) كه چشم وصال را بينا كرد میرزا محمّد شفیع شیرازی متخلص به «وصال شیرازی» متوفّی سال 1262 هـ. ق در شیراز از بزرگان شعرا و ادبا و عرفای عصر فتحعلی شاه قاجار بود. علاوه بر مراتب علمی، به تمام خطوط هفت گانه مهارتی به سزا داشته و کتابهای فراوانی نیز با خطوط مختلف نگاشته است. از جمله، اینکه 67 قرآن به خط زیبای خود نوشته است. بر اثر نوشتن زیاد چشمش آب می آورد و به پزشک مراجعه می کند، دکتر می گوید: من چشمت را درمان می کنم، به شرطی که دیگر با او نخوانی و خط ننویسی. پس از معالجه و بهبودی چشم، دوباره شروع به خواندن و نوشتن می کند تا این که به کلّی نابینا می شود. سرانجام با حالت اضطرار متوسل به حضرت محمّد(ص) و آل او (صلوات‌الله علیهم) می شود. شبی در عالم رؤیا پیغمبر اکرم (ص) را در خواب می بیند، حضرت به او می فرماید: چرا در مصائب حسین (و حسن) مرثیه نمی گویی تا خدای متعال چشمانت را شفاء دهد. در همان حال حضرت فاطمه زهرا (س) حاضر گردیده می فرماید: وصال! اگر شعر مصیبت گفتی اوّل از حسنم شروع کن؛ زیرا او خیلی مظلوم است. صبح آن روز وصال شروع کرد در خانه قدم زدن و دست به دیوار گرفتن و این شعر را سرودن: از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد آن طشت راز خون جگر باغ لاله کرد نیمه دوّم شعر را که گفت، ناگهان چشمانش روشن و بینا شد. آن گاه اضافه کرد: خونی که خورد در همه عمر، از گلو بریخت دل را تهی زخون دل چند ساله کرد نبود عجب که خون جگر گر شدش بجام عمریش روزگار همین در پیاله کرد نتوان نوشت قصه درد و مصیبتش ور می توان ز غصه هزاران رساله کرد زینب درید معجر و آه از جگر کشید کلثوم زد به سینه و از درد ناله کرد هر خواهری که بود روان کرد سیل خون هر دختری که بود پریشان کُلاله کرد یا رب به اهل بیت ندانم چه سان گذشت آن روز شد عیان که رسول از جهان گذشت @adabkhane
هدایت شده از ادبخانه
۲۶ به خاک پای کریم اهلبیت(ع) ردیف شد غزلم باز با ردیف حسن میان اهل کرم نیست همردیف حسن نهان نموده خدا نور خویش در قرآن گذاشت در دل هر آیه‌ی شریفه حسن حدیث مهر و وفا می‌شود هزار کتاب که با طلا شده حک روی هر صحیفه حسن خدا جمال خودش را در او تجلی داد هنر گذاشته در خلقت ظریف حسن جمل نشانه خوبیست بر شجاعت او که زخم زد به تن مکتب سقیفه حسن به صلح داد رضایت،صلاح کار این بود وگرنه بوده به میدان کسی حریف حسن؟! آهای زائر ارباب یاد ما هم باش عمود یکصد و هجده؛ دم مضیف حسن @adabkhane