برگشته با عصبانیت میگه چرا راه به راه میگی محب علی(ع)،چرا نمیگی شیعهی علی(ع) و برام منبر میره و..!
شاید شما شیعهی آقا امیرالمومنین مرتضی علی باشی،اما من یادگرفتم شیعهی واقعی به کسی میگن که مثل جناب مالک اشتر مشایعت کنندهی عملی مولا باشه،قدم هاشو رو جای قدم های قبلی مولا برداره!
شیعهی واقعی یعنی این،نه من و شما که از شیعه بودن اسمشو داریم نه رسمشو!
اَدنا؛
نگاهم به جادهایست که مبدا اش قم و مقصدش نور است و منی که راهی نورم، هدف اصلی صیقل روح و جلا دادنش
وای بر ما که ادعای شیعه بودنمان میشود..!
_امیرالمومنین مرتضی علی(ع) از دست مردم کوفه به چاه پناه میبردن و هم نوا با یتیم هایی که هر شب سفره شونو پر میکردن تا با شکم گرسنه نخوابن برای فرا رسیدن هرچه زودتر مرگ حیدر دعا میکردن...
مردمی که..!
خدایا مارو از نسلی قرار نده که مولا و اماممون از ما به شما پناه ببره و ما بشیم دلیل فشرده شدن قلبش!
هدایت شده از رویای یک دیدار
+ آقا؟
- بله؟
+ شما بابای من را ندیدی؟
او یک رَدای سبز دارد، همیشه برای ما غذا میآورد و یک کوله روی پشتش است.
- اسمش چیست؟
+ نمیدانم، هربار پرسیدم، نگفت!
- چه کارش داری؟
+ میخواهم خبر خوشی به او بدهم، خبر کشتهشدنِ علی را.
- از این خبر خوشحال میشود؟
+ آری مطمئنم او از خوشحالیِ من، خوشحال میشود.
- مرگِ علی را جلوی او آرزو میکردی؟
+ آری، همیشه غذا که میآورد جلویش علی را نفرین میکردم، او هم دستهایش را بالا میبرد و میگفت: خدایا مرگ علی را برسان...
_یکی از توفیقات امشب؟!
شروع"ترجمه الغارات"میان چندین طفل(کتاب)نصفه نیمه و درحال اتمام.
یهویی یادم اومد چندسال پیش یه استادی بدون مقدمه عرض کردن که"اگه اسم علی(ع) رو شنیدی و قلبت پرواز کرد و پرشد از حس خوب تو آدم خوشبختی هستی که عشق مقدس و تو قلبت داری،نیاز نیست به کسی چیزی بگی و ثابتش کنی،فقط تو دل خودت دنبالش کن که عاقبت بخیر میشه هرکسی تو این دنیا محبت علیِ(ع)"