آقامحمودرضا
🔴 عشقِ #سپاه که می گویند "منم" 🍃🌸 #محمودرضا اوایلی که پاسدار شده بود می گفت: "عشقِ سپاه که می گوین
🔴میرفت می ایستاد کنار سیبل
🍃🌸محمودرضا پاسدار که شد خیلی زود شد مربی نیروهای مقاومت ،
بیشتر با بچه های عراق کار میکرد.
آن وقت ها آمریکایی ها با تانک هایشان آمده بودند تا وسط بغداد و #سربازان_آمریکایی وسط زندگی مردم راه می رفتند.
🍃🌸می گفت : بچه شیعه های عراقی به نیت زیارت امام رضا و حضرت معصومه می آیند ایران و بعد خودشان را به تهران می رسانند که از ما جنگیدن را یاد بگیرند و بروند با سربازان آمریکایی بجنگند .
چقدر هم محمودرضا برایشان مایه می گذاشت. بعد از شهادتش از کارهای عجیب و غریبی که در آمورزش انجام میداد شنیدم و البته از این محمودرضا که من میشناختم هیچ کاری بعید نبود.
مثلا بعید نبود اینکه شنیدم توی میدان تیر می رفت می ایستاد کنار سیبل و به نیروهای آموزشی می گفت: "سعی کن سیبل را بزنی، نه من را" جگرش را داشت.
🍃🌸 البته بعدها که پایش به سوریه باز شد این کارها برایش در حکم بازی بود . آنجا دیگر یه راست میرفت توی دهان خطر، عراقی ها در سوریه به او میگفتند "مجنون" یعنی "دیوانه" خودم از یکی از بچه ها عراق شنیدم که می گفت: محمودرضا، خیلی خونسرد، جلوی چشم دشمن میرفت و پیکرهای شهید را که روی زمین افتاده بودند، میکشید توی ماشین و دور میزد و برمیگشت پیش ما، در حالی که هر لحظه ممکن بود خودش را با ماشینش را هدف قرار بدهند.
#حق۴
🆔 @Agamahmoodreza