نوحو علی الحسین که این کار فاطمه است
این اشک دیدهها همگی یار فاطمه است
نوحو علی الحسین که جدم غریب بود
گودال قتلگاه پُر از بوی سیب بود
نوحو علی الحسین که لب تشنه جان سپُرد
بیش از هزار و نهصد و پنجاه ضربه خورد
نوحو علی الحسین درخاک وخون نشست
هرکه رسید دربدنش نیزه را شکست
نوحو علی الحسین که مویش کشیده شد
جان داشت جدِ من که گلویش بریده شد
نوحو علی الحسین که در بین ازدحام
با ضربه دوازدهم کار شد تمام
نوحو علی الحسین که ذبحش حرام بود
چشمان او هنوز به سوی خیام بود
نوحو علی الحسین که می دید خواهرش
تاراج میشود همه هستش برابرش
نوحو علی الحسین که با صورتی کبود
چشم ِ سرِ بریده او باز مانده بود
نوحو علی الحسین که با ضجر کُشتَنَش
چیزی نمانده بود ز رگهای گردنش...
/ قاسم نعمتی
هیچی .
فقط امیدوارم هیچ وقت تب و لرزُ باهم تجربه نکنید که وقتی چشمتون رفت روی هم،اونم نه به اختیار به اجبار،
خواب هایی ببینید که وقتی بیدارشدید
حتی قدرت نفس کشیدن نداشته باشید؛
همین
خورشید باش،
که من دیده ام
شبِ تاریک ، شتاب ناک می گریخت
از غریوِ بلندِ سپیده دمان،
و تنِ گنگِ خویش
در پسِ غباری مه آلود
پنهان می ساخت ، ازِ ترسِ آفتاب
خورشید باش
-عارفاخوان
آبِ دریا مواج است و غم را درون تلاطم هایش حل میکند،
گویا بندرِ عشقش آتش گرفته...
بندر در آتش می سوزد و
دریا از این که نمیتواند خاموش کند این حرارت را...؛
#خودنویس