از پنجره به پیادهرویِ مملو از جمعیت نگاه کرد؛ گفت میبینی؟ لباس هایی هستند که راه میروند، دروغ میگویند، عاشق میشوند و در نهایت میمیرند؛ کمتر لباسی آن بیرون هست که درونش ‹انسان› باشد؛ به راستی که دنیا رختکنِ بزرگیست.
°•
هیچ چیز بهتر از آن نیست که یک نفر احساست را بفهمد بدون آنکه مجبورش کنی!
°•A promise of hope°•
در هوای بارانی که از زنندگی رنگها و بیحیایی خطوط اشیاء میکاهد، من یک نوع آزادی و راحتی حس میکردم و مثل این بود که باران افکار تاریکِ مرا میشست. 𓍯