𝒂 𝒑𝒓𝒐𝒎𝒊𝒔𝒆𝒅 𝒐𝒇 𝐻𝒐𝒑𝒆
°•A promise of hope °•
به کسی نگیم :
چقد بد میخندی
چقد صدات بده
چقد افسرده ای
چقد اندامت بد فرمه
چقد لباسات بد رنگه
ೇ
ممکنه اینا از نظر شما
حرفای ساده ای باشن
اما دل اون شخص رو میشکونن
و اون شخص حرفاتونو تا مدتها
توی ذهنش یادآوری میکنه
و خودخوری میکنه...
از او پرسید که چرا انقدر کتاب دارد.
در جواب گفت کتاب ها منبعی بی نهایت برای فرار از واقعیت هستند.
<به اُمید دلبستم>
خاطرات در یکدیگر پیچیدند،نه مانند نوار های فیلم،بیشتر شبیه صفحات یک کتاب که در هم ذوب میشوند.این تمام چیزی است که هر آدمی در پایان راهش دارد.استخوان ، خون و زیبایی ای که به خاطراتش پیوند میخورد.
<به اُمید دلبستم>
°•
جالب است !
یک سیب افتاد و جهان از قانون جاذبه با خبر شد و میلیون ها جسد افتاد ولی هیچکس از انسانیت بویی نبرد:)
°•A promise of hope °•