#ازبامتاآسمان 🪴
#قسمتصدهفتم♻️
🌿﷽🌿
دستانم را روی زانوھایم مشت می کنم. توی گوشم می گوید:
-در مورد رفتنت ھم حرف می زنیم.
مردی با سری کچل می آید تو. ھمه بلند می شوند و دست می زنند. فرھاد ھم بلند می
شود و من نفس حبس شده ام را می دھم بیرون. مرد روی سن می رود و دست روی سینه
اش می گذارد و خم می شود. فرھاد سرش را طرف من می آورد.
-بھترین متالیست ایرانه. آھنگ ھای اعتراضیش حرف نداره.
سه نفر دیگر ھم در یک ردیف می آیند تو و پشت سرمرد قرار می گیرند. تشویق ھا که تمام
می شود و می نشینیم. مرد با نوک انگشت چند بار روی میکروفون می زند و وقتی اکوی
صدایش را می شنود، می گوید:
-سلام.
ھمه یک صدا جواب می دھیم:
-سلام.
مرد لبخند می زند. ھیکل پری دارد و تیشرتی مشکی پوشیده که عکس مردی با موھای بلند
رویش چاپ شده.
-ممنونم که اومدید اینجا با وجود اینکه می دونید چقدر خطرناکه. خوشحالم که ھنوز ھستن
کسایی که موسیقی راک و متال رو دوست دارند. خودتون می دونید که ما زیرزمین خون ھا
ھیچ منبع درآمدی نداریم و ھمین کنسرت ھای کوچیک می تونه کمک مالی خوبی برامون
باشه. بازم تشکر می کنم از حضورتون.
دوباره خودش و اعضای گروھش جلوی ما خم می شوند. تشویقش می کنیم. بند گیتار
الکترونیکش را روی دوشش می اندازد و شروع می کند ساز زدن. صدای جاز و گیتار می پیچد
توی اتاق. وقتی می خواند انگار چاقوی تیزی در دستش گرفته و روی قلب ما می کشد.
صدایش گرم و زخمی است. عجیب به دل می نشیند. آھنگ اولش اعتراض است یه عشق.
به عشق ھایی که مادی شده. عشق ھای جنسی. گیتارھایشان را که خشن می نوازند.
مرد ھای گروه گاھی حین نواختن سرھای خود را به جلو و عقب تکان می دھند و با پا ریتم
می گیرند روی زمین.
محو آھنگ چھارمش ھستیم که اعتراضی و تھاجمی و خشن است. خواننده با ترانه اش
شکایت می کند از وضعیت جامعه. از سقوط انسان. انگار دارد می رود به جنگ مردم. جامعه.
-کشوری که تو اون ستاره میشن
با دوتا فیلم بند تنبونی
آدماش برگزیده میشن با
قاشق داغ روی پیشونی
فرھاد آرام می گوید:
-خوب دقت کن! ریتم ھای درامش عین مارش نظامیه.
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🌸به نیت فرج امام زمانمون
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌸
🦋
🌹🦋
🌹🌹🦋
🌹🌹🌹🦋
🌹🌹🌹🌹🦋
#کانالعکسنوشتهایتا
@Aksneveshteheitaa
🌻❤️🌻