eitaa logo
🥀عکس نوشته ایتا🥀
3.4هزار دنبال‌کننده
20.1هزار عکس
5.2هزار ویدیو
48 فایل
😘همه چی تواین کانال هست😘 ⬅تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران➡ 💪تأسیس:1398/05/3💪 مدیر⤵️⤵️ @yazahra1084 @kamali220👈شنوای حرفاتونیم🎶🎶🎶 ادمین تبادلات⤵️⤵️ @Yare_mahdii313 تعرفه های کانالمون⤵️⤵️ https://eitaa.com/joinchat/4183359543C72fc8331a5
مشاهده در ایتا
دانلود
🪴 ♻️ 🌿﷽🌿 سردرگمم. حرف ھای فرھاد. اتمام حجتی که باید با او بکنم. کارھای گیج کننده امیریل. حس و حال مامان. ھمه چیز به ھم گره خورده و ریشه خیلی ھاشان خودم ھستم. برای اینکه از فکر و خیال راحت شوم می روم سراغ لپ تاپم. وبلاگ را باز می کنم. پیامی از امریکا دارم. بازش می کنم و شروع می کنم به خواندن. Dear Leili, I’m John Tailor. A psychotherapist at the University of Stanford. I read your daily notes... لیلی عزیز. رمان از بام تا آسمان/اثر مریم موسیوند 192 من جان تیلور، روان درمانگر از دانشگاه استنفورد ھستم. یادداشت ھای تو را خواندم و جذب قسمت نحوه ی گروه درمانی تان شدم. من، خودم، با بیماران سرطانی سروکار دارم و کار شما برایم جالب و ارزشمند آمد. گروه ھای روان درمانی سال ھاست که در اروپا برای بیماران با بیماری ھای لاعلاج انجام می شود. برایم جالب است این روش در ایران ھنوز راه نیفتاده است. در ھر صورت بنده حاضرم تجربیات خود را با گروه کوچک شما درمیان بگذارم. اگر شما ھم تمایلی به این تبادل دارید لطفا به من اطلاع دھید. منتظر جواب شما ھستم. با احترام، جان تیلور. to your respond as soon as possible. I’m looking forward Sincerely yours, John Tailor. از خوشحالی دیدن پیام، دست روی دھانم می گذارم و جیغ خفه ای می کشم. این ارتباط می تواند جانی تازه به گروه ما تزریق کند. پیام را برای عمو فرید و دکتر ھاشمی می فرستم. **** تا برسیم نه من نه فرھاد کلامی نمی گوییم. می پیچد توی کوچه ای پھن. دو طرف خیابان دو ردیف درختان قطور با شاخه ھای آویزان قد کشیده اند به سمت آسمان. جانی و کافکا را می بینم که کناری منتظرمان ایستاده اند. پیاده که می شویم و حال و احوال پرسی مان تمام می شود می رویم به سمت خانه ای ته کوچه بن بست که تا نرسی، درش از پشت درختی تنومند پیدا نیست. بلیط ھایمان را فرھاد به دو مرد درشت ھیکل که جلوی در ایستاده اند نشان می دھد. راه را برایمان باز می کنند. وارد که می شویم ھمه چیز در ظلمات فرو رفته. ترس و ھیجان ضربان قلبم را بالا می برد. ھیچ صدایی نمی آید. من و فرھاد جلو می رویم و روژین و حسین پشت سر ما و بعد کافکا و جانی. خواننده را نمی شناسم ولی این جور که از حرفھای آنھا فھمیده ام اجازه خواندن ندارد. درختان زیر نور ماه مثل این می ماند که کاکل شان را سفید کرده اند. سنگ ھای درشت و ریز راه باریک بین درختان را زیر کفشم حس می کنم. 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 🌸به نیت فرج امام زمانمون اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌸 🦋 🌹🦋 🌹🌹🦋 🌹🌹🌹🦋 🌹🌹🌹🌹🦋                    @Aksneveshteheitaa                🌻❤️🌻