eitaa logo
🥀عکس نوشته ایتا🥀
3.4هزار دنبال‌کننده
20.1هزار عکس
5.2هزار ویدیو
48 فایل
😘همه چی تواین کانال هست😘 ⬅تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران➡ 💪تأسیس:1398/05/3💪 مدیر⤵️⤵️ @yazahra1084 @kamali220👈شنوای حرفاتونیم🎶🎶🎶 ادمین تبادلات⤵️⤵️ @Yare_mahdii313 تعرفه های کانالمون⤵️⤵️ https://eitaa.com/joinchat/4183359543C72fc8331a5
مشاهده در ایتا
دانلود
🌾🌾 مگه نگفتم بشقاب بذارین و نون و پنیر رو دستتون نگیرین سق بزنین ؟ سودابه فقط به من نگاه کرد ... گفتم : زیبده خانم چرا نگفتین سماور روشن کنن ؟ گفت : من نمی خواستم چایی درست کنم , قند و چای داره تموم می شه ... اقلا یک روز در میون چایی بخورن , نمی میرن که ... گفتم : منظورتون اینه که تا پای مرگ برن تا شما بهشون مواد غذایی برسونین ؟ ... نباید صبح یک استکان چایی بخورن که گلوشون باز بشه ؟ گفت : لیلا خانم بحث نکن با من ... دیگه نمی ذارم بچه ها هر روز چایی بخورن , همینه که هست ... دیگه طاقتم تموم شد ... فریاد زدم : زبیده با من بیا تو دفتر , کارِت دارم ... فکر می کردم مثل دفعه قبل بترسه ولی سینه سپر کرد و راه افتاد و گفت : بریم ببینم چیکار داری ؟ فکر کردی ... من منتر تو یک الف بچه نمی شم ... وارد دفتر که شدیم , درو محکم زدم به هم ... با غیظ و حرصی که تو وجودم شعله می کشید , طوری که خودمم ترسیده بودم , مچ دستشو گرفتم و فشار دادم و گفتم : خوب گوشِت رو باز کن ... من این دستی رو که روی بچه ها دراز بشه , می شکنم ... تو چه حقی داری این دخترا رو می زنی ؟ غلط می کنی اونا رو می ترسونی ... پدرتو در میارم , روزگارتو سیاه می کنم ... می خوای به آقا هاشم زنگ بزنم بیاد تکلیفت رو روشن کنه ؟ ... ببین زبیده خانم این بار آخره می گم , فقط یک بار دیگه , فقط یک بار , شنیدی ؟ اگر به بچه ها توهین کنی یا اونا رو بزنی یا از چیزی بترسونی , از اینجا بیرونت می کنم عوضی ... دستشو کشید و با دست دیگه اش مالید ... یکم سکوت کرد ... من همینطور عصبانی بودم ... نشستم رو صندلی و گفتم : بسه دیگه , تو فکر نمی کنی این بچه ها هیچ امیدی به زندگی ندارن ؟ چطور دلت میاد اذیتشون بکنی ؟ ... به جرم اینکه منو دوست دارن ؟  من در مورد تو چی فکر می کردم تو خودتو چی نشون دادی ... با بغض گفت : خودتو بذار جای من , اگر بیست ساله اینجا زحمت کشیده باشی بعد یک الف بچه بیاد  همه کارا رو تو دستش بگیره و بهت دستور بده چه حالی پیدا می کنی ؟ گفتم : منو میگی ؟ من اگر ببینم به نفع بچه ها کار می کنه , ازش حمایت می کنم ... به خدا این کارو می کنم ... اگرم ازش ناراحت باشم نمی رم تلافیشو سر این بچه های طفل معصوم در بیارم ... تو از من کینه داری ؟ بیا منو بزن , اگر اعتراض کردم ... من خطایی کردم ؟ کم کاری کردم ؟ جز اینکه می خوام زندگی این دخترا رو یکم فقط یکم , بهتر کنم , کار دیگه ای کردم ؟ ... تو هم اونا رو نزن و بهشون بد و بیراه نگو , تو رو هم دوست خواهند داشت ... زبیده خانم تو خودت بچه داری , اینا گناه دارن به خدا ... دارم تهدیدت می کنم , در مقابل هر ظلمی به این دخترا بکنی از من عکس العمل می بینی و هر بار شدیدتر ... اگر می خوای اینجا بمونی باید رفتارت رو درست کنی ... به آقا هاشم می گم ... شروع کرد به گریه کردن ... اشک هاشو با گوشه ی چارقدش پاک کرد و به پنجره خیره شد و گفت : بگو ... برو هر چی می خوای دروغ سر هم کن و بگو ...برام مهم نیست ... من خودم اونقدر تو زندگی زجر کشیدم که این چیزا برای من در مقابلش هیچی نیست ... 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 🌸به نیت فرج امام زمانمون اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌸 🦋 🌹🦋 🌹🌹🦋 🌹🌹🌹🦋 🌹🌹🌹🌹🦋                    @Aksneveshteheitaa                🌻❤️🌻