فوق العاده زیبا دعای سلامتی امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف .mp3
2.58M
🌸 دعا ی سلامتی امام زمان
عج الله تعالی فرجه الشریف
✨بسیار عالی
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
😍😭😍😭😍😭😍😭
🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
@ala_allah
حَیَّ عَلَی الله
🔰صبر و تحمل در برابر جاهلان در سیره امام حسن مجتبی (ع) 🔵برش اول از سیره امام حسن مجتبی (ع) با موضوع
🔰انفاق و گره گشایی در سیره امام حسن مجتبی (ع)
در انفاق و گره گشایی از مردم، شهره دوست و دشمن بود.(۱) دو بار همه اموالش و سه بار نصف اموالش را در راه خداوند بخشید.(۲) می فرمود: نیکوکاری، انجام نیکی ها بدون چشم داشت و بخشش بدون سؤال است. (۳)
به سائلی فرمود: حاجتت را بر روی کاغذی بنویس؛(۴) نمی خواست شرم درخواست را در صورتش مشاهده کند. حتی به دشنام دهنده خود هم عنایت داشت.(۵)
اگر می خواست سائلی را رد کند، با نرمی و دلجوئی منصرفش می ساخت.(۶) برای ضمانت بدهی مسلمانی، اعتکافش را شکست. حرکت برای حل مشکل برادران دینی را، معادل نماز و روزه نه هزار ساله می دانست.(۷)
نیکی های دیگران در حق خودش را گاهی تا هزار برابر جبران می کرد.(۸)
الغارات (ط – الحديثة) ؛ ج۲ ؛ ص۶۹۵٫
بحار الأنوار (ط – بيروت) ؛ ج۴۳ ؛ ص۳۳۹
همان ؛ ج۴۴ ؛ ص۸۹٫
کلمه الامام حسن ص ۱۳۲٫
بحار الأنوار (ط – بيروت) ؛ ج۴۳ ؛ ص۳۴۴٫
همان ؛ ج۴۳ ؛ ص۳۴۷٫
لوامع صاحب قرانی، ج ۶، ۷۰۲٫
بحار الأنوار ؛ ج۴۳ ؛ ص۳۴۱٫
@ala_allah
‼️جواب دندان شکن استاد قرائتی به وهابی
یک ﻭﻫﺎﺑﯽ ﺩﺭ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ ﺑﻘﯿﻊ ﺑﻪ آقای قرائتی ﮔﻔﺖ:
ﭼﺮﺍ ﻓﺎﻃﻤﻪ🌹، ﺣﺴﻦ 😍 حسین ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﺪ؟!
در حالی که ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺧﺎﮎ شده اند!
آنگاه خودکاری را ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ زمین، ﻭ صدا زد:
ﺍﯼ ﺣﺴﻦ! ﺍﯼ ﺯﯾﻦ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﯾﻦ! ای ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ! آن
قلم را به من بدهید!
بعد گفت: دیدی که پاسخ ندادند!
ﭘﺲ ﺍینها ﻣﺮﺩه اند و ﻫﯿﭻ ﻗﺪﺭﺗﯽ ﻧﺪﺍﺭند!
آقای قرائتی خودکار را گرفت و دوباره انداخت
ﺯﻣﯿﻦ و گفت: ﯾﺎ الله! ﻗﻠﻢ ﺭا ﺑﻪ من ﺑﺪﻩ!
بعد رو به وهابی کرد و گفت: ﺩﯾﺪﯼ که
ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺩ!
پس با منطق تو ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﻣﺮﺩﻩ است!
مگر ﻫﺮ که ﺯﻧﺪﻩ است ﺑﺎﯾﺪ ﻧﻮﮐﺮ ﺗﻮ ﺑﺎشد؟!
@ala_allah
📝بزرگواري امام حسن😍
كنيزي از كنيزهاي امام حسن ( ع ) روزي يك شاخه گل نزد امام حسن ( ع ) آورد و به آن حضرت هديه كرد ، امام حسن ( ع ) در مقابل آن هديه او را آزاد نمود .
بعضي از حاضران گفتند : ( به خاطر يك شاخه گل ، او را آزاد ساختي ؟ )
امام حسن ( ع ) فرمود : خداوند اين ادب را به ما آموخته است ، آنجا كه ( در آيه 86 سوره نساء ) مي فرمايد :
واذا حييتم بتحية فحيوا باحسن منها او ردوها
( وهنگامي كه كسي به شما تحيحت مي گويد ( احترام كند ) پاسخ او را بهتر گوئيد ) در اين مورد تحيت بهتر ، همان آزاد كردن اوست ( 41 )
📚41-تفسير نمونه ، ج 4 ، ص 42
@ala_allah
110-0041-Jalili-GheblehDelha.mp3
9.79M
🔊🔉نواهنگ محشر و بسیار زیبا
و فوق العاده عالی قبله دلها
با صدای حامد جلیلی
🎼یا اباالقاسم😍
ای رحمت دائم
اسم تو ذکر
افطار هر سائل
#حسینی_شده_ی_دست_امام_حسنم
#ولادت_کریم_اهل_بیت_مبارک
#پیشنهاد_دانلود 👌👌👌👌👌
✨✨✨✨✨✨✨✨✨
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
👆👆👆👆👆👆👆👆👆
👌👌👌👌👌👌👌👌👌
✅✅✅✅✅✅✅✅✅
@ala_allah
#صلح_عزت_آفرین_از_زبان_امام_حسن😍
از نظر امام حسن علیهالسلام اهلبیت پیامبر صلىاللهعلیهوآلهوسلم شایستهترینها براى امامت هستند و نیروهاى ناصالحى که در سطح جامعه دینى حضور دارند، فاقد صلاحیت لازم براى رهبرىاند.
از نگاه امام حسن علیهالسلام این دو گروه، در طول تاریخ به هم برخورد کردهاند و نتیجه تعارض آنان، خروج شایستگان از نظام حاکمیت و استیلاى ناصالحان بر امت بوده است. در برابر این وضعیّت، صالحان همواره از دو راهکار استفاده کردهاند: 1⃣. اقدامات تاکتیکى، براى رعایت مصالح فعلى و به روز جامعه دینى مبارزه اساسى و پیگیرى هدف اصلى؛ 2⃣. تلاش براى کسب حاکمیت و رهبرى امت. نمونههایى از سخنان امام حسن علیهالسلام پیرامون تعارض یاد شده را مىخوانیم:
1)
1⃣ قبل از آغاز جنگ
بخشى از سخنان امام حسن مجتبى علیهالسلام که گویاى تعارض مذکور است، چنین است:
امام حسن علیهالسلام قبل از جنگ، نامهاى به معاویه نوشت و ضمن شرح تعارض جبهه حقّ و باطل، از وى خواست به شایستگى امام، جهت حکومت، احترام بگذارد و دست از تعارض بردارد.
حضرت نوشت:
«فلمّا توفّى صلىاللهعلیهوآلهوسلم تنازعت سلطانه العرب فقالت قریش نحن قبیلته و اسرته و أولیاؤه و لایحل لکم ان تنازعوا سلطان محمد صلىاللهعلیهوآلهوسلم فى الناس و حقّه... فانّک تعلّم انى احقّ بهذا الامر منک عنداللّه و عند کلّ اوّاب حفیظ و من له قلب منیب و اتّق اللّه و دع البغى... و ان انت ابیت الاّ التّمادى فى غیّک نهدتُ الیک بالمسلمین فحاکمتُک حتى یحکم اللّه بیننا و هو خیرالحاکمین؛1
پس از آنکه محمد صلىاللهعلیهوآلهوسلم وفات یافت، عربها بر سر فرمانروایى او کشمکش کردند و قریش گفت: ما از قبیله، خویشان و یاران او هستیم. براى شما شایسته نیست که بر سر حق و حکومت او بر مردم، با ما نزاع کنید... عربها تسلیم شدند. سپس ما با همین دلیل بر قریش استدلال آوردیم؛ ولى آنها همچون عربها انصاف ندادند... و بر ما با اجتماع به ظلم، مخالفت و با سختى گرفتن چیره شدند... از کشمکش با آنان دست برداشتیم؛ زیرا نگران بودیم که منافقان و آن احزاب از نزاع ما روزنه عیبى در دین خدا بیابند و با آن، دین خدا را بشکنند یا دستاویزى براى فساد خود بیابند.
2)
اى معاویه! امروز انسان از زورگویى تو در شگفت است، چیزى را غصب کردهاى که شایستگىاش را ندارى! نه فضیلت شناخته شدهاى در دین خدا دارى و نه اثر پسندیدهاى در اسلام... پس، از ادامه راه باطل دست بکش و مثل مردم با من بیعت کن، چون خودت مىدانى که من نزد خدا و هر مؤمن توبه کار، خود نگهدار و هرکسى که دل رو به خدا دارد، براى این کار از تو سزاوارترم. از خدا بترس و از شورش دست بردار و خون مسلمانان را نگهدار... در این کار با اهل آن و کسى که شایستگى بیشترى دارد، کشمکش نکن... اگر جز اصرار در گمراهى خود را نخواهى، با مسلمانان براى جنگ تو بشتابم...»
این نامه به خوبى مراحل تعارض صالحان و ناصالحان را از لحظه رحلت پیامبر صلىاللهعلیهوآلهوسلم تا لحظه آغاز تعارض عملى امام حسن علیهالسلام و معاویه، نشان مىدهد. جالب اینکه معاویه نیز در مقابل مىکوشد خود را شایستهتر نشان دهد و انتخاب خلفاى سهگانه را دلیل شایستگى آنان بر خلافت مىشمارد. وى موقعیت خود با امام حسن علیهالسلام را به موقعیت پس از پیامبر میان اهل بیت و ابوبکر تشبیه مىکند و نتیجه مىگیرد که چون شایستگىهاى خودش بیشتر است، بهتر است امام حسن علیهالسلام با او بیعت کند.2
3)
2⃣ بعد از خیانت کارگزاران و فرماندهان
امام بعد از خیانت لشکریان، در نامهاى به معاویه نوشت:
«ان هذا الامر لى و الخلافة لى و لأهل بیتى و انّها لمحرّمةٌ علیک و على اهل بیتک، سمعتُه من رسول اللّه صلىاللهعلیهوآلهوسلم لو وجدتُ صابرین عارفین بحقّى غیر منکرین ما سلّمتُ لک...؛3
ولایت و خلافت، متعلّق به من و خاندان من بوده و بر تو و خاندانت حرام است. این را از رسول خدا شنیدم. اگر افرادى صبور و آگاه به حقّم بیابم، آن را به تو نمىسپارم...»
4)
3⃣ بعد از جنگ، در حضور معاویه
پس از صلح، معاویه بر فراز منبر رفت و گفت: «حسن بن على مرا شایسته خلافت دید و خود را براى این امر، صالح ندید.» امام برخاست و بعد از حمد و ثناى الهى و برشمارى فضائل اهل بیت، مانند آیه تطهیر، مباهله، حدیث کساء و... ـ که هریک اشارهاى به شایستگىهاى غیر قابل انکار اهلبیت بر ولایت و رهبرى دارد ـ
فرمود:
«انّ معاویة بن صخر زعم انّى رایتُه للخلافة اهلاً و لم ارنفسى لها اهلاً! فکذب معاویة و ایم اللّه لأنا أولى الناس بالناس فى کتاب اللّه و على لسان رسول اللّه صلىاللهعلیهوآلهوسلم غیر انّا لم نزل اهل البیت مخیفین مظلومین مضطهدین منذ قبض رسول اللّه صلىاللهعلیهوآلهوسلم ایّها الناس انّه لایعاب احد بترک حقّه و انّما یعاب ان یأخذ ما لیس له...؛4
معاویه فرزند صخر گمان مىکند من او را شایسته خلافت دیدم و خود را شایسته ندیدم! او دروغ مىگوید و سوگند به خدا! من بنابر کتاب خدا و فرموده رسول، از همه مردم به خودشان سزاوارترم؛ جز اینکه ما از زمان رحلت رسول خدا صلىاللهعلیهوآلهوسلم ، پیوسته خوفناک و مورد ستم و آزار بودهایم...
5)
ما از کسى نام نمىبریم؛ ولى پى درپى به خدا قسم مىخورم که اگر مردم به فرامین خداى سبحان و پیامبر صلىاللهعلیهوآلهوسلم گوش مىدادند، آسمان بارانش را به آنان هدیه مىکرد و زمین برکاتش را مىداد و در این امت دو شمشیر اختلاف (جنگ) نمىکرد و تا قیامت سرسبز و خرّم بهره مىبردند و دیگر تو اى معاویه! در آن طمع نمىکردى.
اما چون [خلافت [در گذشته از جایگاه اصلى خود خارج شد و از پایگاههاى خود دور شد، قریش در آن به کشمکش پرداختند و همچون توپ آن را به هم پاس دادند؛
تا آنجا که تو نیز، اى معاویه و یارانت در آن طمع کردید در حالى که رسول خدا صلىاللهعلیهوآلهوسلم فرمود: هیچ امتى کار خود را به کسى که در میان آنان داناتر از او باشد، نسپرد، مگر آنکه امورشان پیوسته در تباهى و فرومایگى افتاد تا برگردند.»5
6)