✨﷽✨
✍ شهید انصاری استاد برنامهریزی اوقات فراغت نوجوانان بود و ذائقهشناسی خوبی داشت.
میدانست با چه ترفندی میتواند پای هشتاد درصد جوانان و نوجوانان محل را به مسجد بکشاند.
هر سال نیمه شعبان در مسجد حاج تقی تقوی خیابان فتح شیاکوه برای امام زمان ، مراسم جشن میگرفتند. خودِ ایشان ، سردمدار این مراسمات بود.
برای اینکه برنامهها هر سال تکراری برگزار نشود ، یک سال فکر فوقالعادهای به ذهنش زد و در تبلیغات مراسم اعلام کردند ؛ مسجد به مناسبت ولادت امام زمان به شرکت کنندگان در مراسم ، به قید قرعه رب سکه میدهد.
مراسم جشن مفصّلی برگزار شد و آخر برنامه نوبت به قرعهکشی رسید. گوی قرعهکشی را آوردند و یک عدد از داخل گوی بیرون آمد.
*کد ۲۱۹*
پیرمردی در لا به لای جمعیت نشسته بود ، با صدای بلند و چشمان اشکآلود فریاد زد کد ۲۱۹ منم.
حاج حمید که در جایگاه ایستاده بود ، از ایشان دعوت کرد که پیش ایشان بیایند و از حسشان برای جمعیت بگویند.
پیرمرد بالا آمد و دیگر نتوانست احساساتش را کنترل کند ، زد زیر گریه و گفت من این جایزه را از آقا امام زمان دارم.
حاج حمید به بچههای پشت صحنه گفت: دوستان دیگر انتظار بس است. بی زحمت جایزه حاج آقا را بیاورید. یک نوجوانِ سینی به دست روی جایگاه آمد و هدیه را به پیرمرد داد.
همه از دیدن هدیه شگفت زده شدند! یک رب گوجه و یک سکه ای که روی آن گذاشته شده بود که میشد رب سکه!
پیرمرد بیچاره چند ثانیهای هنگ کرده بود و هاج و واج به رب گوجه نگاه میکرد و مردم با صدای بلند و از ته دل به او میخندیدند.
با خودم گفتم ، هر لحظه احتمال دارد پیرمرد با حاج حمید دست به یقه شود ؛ ولی پیشانی حاج حمید را بوسید ، هدیه را گرفت و از پلهها پایین آمد.
بعد از اتمام مراسم نزدیک به صد بار حاج حمید از آن پیرمرد دلجویی میکرد و هی میگفت حاج آقا ما رو ببخشید ، ما فکر میکردیم قرعه به نام یکی از نوجوانان در بیاید.
پیرمرد که آدم با جنبه ای بود ، میخندید و میگفت نیّت شما شاد کردن دل مردم بود که الحمدالله محقق شد.
۵۰_ #کد۲۱۹
#سردار_شهید_مدافع_حرم_حاج_حمیدرضا_انصاری
برای عضویت در کانال روی لینک کلیک کنید 👈 @alabd68
پاورقی
۱_ مسجد حاج تقی تقوی از مساجد فعال در امورات فرهنگی شهر اراک است که شهید حاج حمیدرضا انصاری با بچههای مسجد به آن رونق داده بودند.
❤️
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌼