✨﷽✨
#شهیدِمدافعحرمحاجعبداللهخسروی
✍ بین بچّه ها پیچیده بود که حاج عبدالله قرار است تعدادی از بسیجیان را در قالب گردان فاتحین به عنوان مدافعان حرم به سوریه بِبرد.
من هم مثل خیلی از عاشقان اهل بیت (علیهمالسلام) دوست داشتم برای دفاع از حرم حضرت زینب (سلام الله) به سوریه بروم.
حاج عبدالله از دوستان صمیمی پدرم بود و بنده هم تا حدودی ایشان را میشناختم. یک روز با یکی از دوستان تصمیم گرفتیم، به محل کار ایشان برویم و برای اعزام با ایشان صحبت کنیم.
برای اعزام خیلی ها اسم نوشته بودند و بعید میدانستم که نوبت به ما برسد ولی برای اینکه بعدِها خودم را سرزنش نکنم به گردان فاتحین رفتم تا تیری در تاریکی بیندازم.
وقتی پُشت اتاق ایشان رسیدیم ، دیدیم دربِ اتاق بسته است. با خودمان گفتیم شاید داخل اتاق جلسه است. در زدم ولی انگار کسی در آنجا نبود. ناامید شدیم و قصد برگشت داشتیم که آقایی از آنجا رد میشد تا دید ما با حاج عبدالله کار داریم ، گفت حاجی حسینیه است.
حسینیه در همان طبقه ، انتهای راه رو بود وقتی وارد حسینیه شدیم ، به غیر از حاج عبدالله کس دیگری در آنجا نبود. از آستینهای بالا و دستان خیس حاجی متوجّه شدم تازه وضو گرفته و وارد حسینیه شده. رو به قبله ایستاده بود و داشت قرآن میخواند.
حاجی آن لحظه حس و حال خوبی داشت و من واقعاً به حال ایشان غبطه می خوردم. همینجور که در گوشهٔ حسینیه نشسته بودیم و به ایشان خیره شده بودیم ، منتظر ماندیم تا تلاوت قرآن ایشان تمام شود.
چند صفحه ای قرآن خواند و تقریباً بیست دقیقه ای طول کشید. قرآن را بوسید و آن را در جاکتابی قرار داد. به احترام ایشان از جا بلند شدیم و به ایشان سلام دادیم.
دم دمای ظهر شد. برای اقامهٔ نماز ، یکی یکی وارد حسینیه می شدند. از حاجی خواستم اگر امکان دارد اسم ما را هم برای اعزام بنویسند. ایشان میدانست که ظرفیّت تکمیل است ولی برای آنکه دلمان نشکند ، گفت به آقای محمّدی می گویم اسم شما را هم اضافه کند و در صورت قطعی شدن با شما تماس میگیریم.
کاملاً معلوم بود دارد ما را می پیچاند و امکان اعزام برای ما فراهم نیست ولی همین که لحظاتی با او هم صحبت شدیم برایمان غنیمت بود. حتی کنار ایشان ایستادن هم به انسان احساس غرور میداد چون ایشان از نوابق دفاع مقدّس بودند و آنهایی که ایشان را به درستی میشناختند ، افتخارشان این بود که با ایشان یک عکس یادگاری بیندازند.
ما دست از پا درازتر برگشتیم. اگر چه توفیق نداشتیم با حاجی برای دفاع از حرم برویم ، ولی هم صحبتی با او حسابی شارژمان کرده بود.
افتخارات این سردار ، فقط به دوران دفاع مقدّس (خصوصاً در عملیّات مرصاد) ختم نمی شد ، فرماندهیِ با درایت او در عملیّات آزادسازی فرودگاه استراتژیک تدمر سوریه هم نشان داد او از نسل حسن باقری هاست.
حاجی علاوه بر اینکه در دوران دفاع مقدّس از شهید علی چیت سازیان (مسئول اطلاعات ، عملیّات تیپ انصارالحسین همدان ) لقب استادی گرفته بود ، رشادت های بی نظیرش در سوریه باعث شد سردار قاآنی به ایشان لقب فرمانده دست نیافتنی بدهد. این سردار عزیزمان بعد از تحمّل سالها مجروحیّت ناشی از جنگ و درد دوری از همرزمان شهیدش در تاریخ ۲۲ مهرماه سال ۹۶ در سوریه به شهادت رسید.
۱۶_ #دلاور_بی_هیاهو
جهت عضویت در کانال روی لینک کلیک کنید 👈 @alabd68
❤️
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌼
#شهیدِمدافعحرمحاجعبداللهخسروی با نام جهادی (ابوحسام)
اعزامی از استان مرکزی
محل شهادت سوریه _ سال ۹۶
@alabd68